شـاید نویسنده:)
برد با اونیه که ساعت ۶ صبح بیدار شد حتی وقتی ساعت ۵ خوابید!
برد با اونیه که
حتی موقع شادی ،غم ،خشم
در هرحال تلاشش رو متوقف نکرد.. 'دیسیپلین'
برد باهمونه
زندگی ثابت کرده!
شـاید نویسنده:)
میزنه قلبم داره میاد دوباره باز بوی محرم:)
اونی که عزیز از دست داده،
تو عزاداری دیگران معمولا خوب درک میکنه داغ رو؛
آقای امام حسین،
ما امسال درک کردیم
نیومدن علمدار رو، سیر ندیدن پدر رو:)
شـاید نویسنده:)
اونی که عزیز از دست داده، تو عزاداری دیگران معمولا خوب درک میکنه داغ رو؛ آقای امام حسین، ما امسال در
دور سرت بگردم
من حتی دلم واسه ایناهم تنگ شده بود:)
هدایت شده از روحِحنا؛
آنکه امسال برایت گریه میکند
همانی نیست ك پارسال برایت اشك ریخته:))
خیلی تنهاتر است..
خیلی مستاصلتر است..
خیلی گُم است..
خیلی پریشان است..
سهم بیشتری از "شما" میخواهد امسال
حسین جانم؛
شـاید نویسنده:)
اونی که عزیز از دست داده، تو عزاداری دیگران معمولا خوب درک میکنه داغ رو؛ آقای امام حسین، ما امسال در
امشب روضه خوان هییتمون چه قشنگ گفت:
تو خواستی که من امشب اینجام و نزاشتی جای دیگه برم:)
هدایت شده از شـاید نویسنده:)
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
خسته بودیم. آهکش و بغضآلود. زخمدار و پر غصه. بر قلبهای جوانمان داغهای بزرگ داشتیم و نفسهامان چون مردان جوان از دست داده و زنان کودکمرده، عالمی را میسوزاند. یک سال سخت را پشت سر گذاشته بودیم. سالی که جوانیمان را پیر کرد. سال هزار و چهارصد و غم. بزرگ طایفهمان را زدند. با همه پهلوانان قبیله، یکجا. این درد را فقط تو میفهمی که همه پهلوانانت را در نیمروزی زدند. تنها و بییاور بودیم. متفرق و پراکنده. خسته و کمامید. دشمنان بسیار داشتیم و دوستان اندک. دوستان اندکمان زیر تیغ دشمن بودند و دشمنان بسیارمان، در آسمان و دریا و خشکی. ما طایفهای غریب بودیم در جهانی نیزه به دست. یکسال تمام. تا تو باز آمدی و ما را به آغوش گرم محرم رساندی. ما یتیمانی بیپناهیم؛ ما را در آغوشی پدرانه بگیر. تفرقهدارانی خستهایم؛ زیر پرچم بلندت جمعمان کن. گمشدگانی در برهوت جهانیم؛ به دختر گمشدهات بسپارمان. مظلومانی میان خیل دشمنانیم، پس دستهای پرهیبت و غیور عباست را به یاریمان بفرست. ممنون که به موقع آمدی عزیزقلبهای ما.
«مهدی مولایی»
@m_molaie110