شـاید نویسنده:)
هر متنی که از "دگر"، "شبه"، "عین"، "بسان"، "بس" استفاده شده باشه، فوری میتونم حدس بزنم برای شاید نو
باورت نمیشه
گاهی مینویسم
[بسان] میگم ای بابا بسه چقدر بسان نوشتم عوض میکنم میزارم [مانند] میبینم از اونم توی متن ۱۵۳۹۸۶۳۸۹۲ بار استفاده کردم
خلاصه که بعدش بیخیال میشم.
دخترا خیلی بهترممم
چون معدل کل باعث شد گندی که سر امتحانات نهایی زدم رو فراموش کنم*
هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
یکی از بچهها نشسته گوشهی حیاط و زانوهاش رو بغل گرفته، چون بقیه باهاش بازی نمیکنن.
منم همینطور عزیزدلم منم همینطور.
هدایت شده از شـگفتیِآبـی𖤐
اینجا من و الآی
* بریدۀ کتابهایی که میخونیم رو باهاتون به اشتراك میذاریم.
* باهم کتاب همخوانی میکنیم، شماهم اگر دوست داشتید میتونید باهامون همراه بشید.
مثلا: همخوانی کتاب قصر آبی، روزی ۲۰ صفحه.
* نظرمون رو دربارهی بعضی از کتابهایی که از حالا به بعد میخونیم مینویسیم.
شـاید نویسنده:)
:)
شما امام عباسی،
کسی که من زندگیم رو سپردم دستش و جاهایی که خراب کرده بودم
درستش کردی تا خجالت نکشم!:)
شـاید نویسنده:)
هعی:)))))))))))))))
امروز که نگاهت رو به سمتم کردی و داد زدی :
[ زهرا خوبی؟ ]
خواستم بشینم همچی رو برات تعریف کنم،
میخواستم بگم
از تموم این یک سالی که نبودی پیشم و چقدر من تو این یک سال اذیت شدم!
عوض شدم،
اونقدر که باورت نمیشه!
شاید اگه تو پیشم بودی چقدر همچی راحت تر بود !
ولی چیشد؟
فقط گفتم:
[ اره خوبممم:) ]
شـاید نویسنده:)
کاش یه موشک فقط بخوره توی سر من.
خیلی سالم بودم
این وسط سرما خوردگی هم اضافه شد😂
منی که صد سال درمیون سرما میخورم