هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
یکی از بچهها نشسته گوشهی حیاط و زانوهاش رو بغل گرفته، چون بقیه باهاش بازی نمیکنن.
منم همینطور عزیزدلم منم همینطور.
هدایت شده از شـگفتیِآبـی𖤐
اینجا من و الآی
* بریدۀ کتابهایی که میخونیم رو باهاتون به اشتراك میذاریم.
* باهم کتاب همخوانی میکنیم، شماهم اگر دوست داشتید میتونید باهامون همراه بشید.
مثلا: همخوانی کتاب قصر آبی، روزی ۲۰ صفحه.
* نظرمون رو دربارهی بعضی از کتابهایی که از حالا به بعد میخونیم مینویسیم.
شـاید نویسنده:)
:)
شما امام عباسی،
کسی که من زندگیم رو سپردم دستش و جاهایی که خراب کرده بودم
درستش کردی تا خجالت نکشم!:)
شـاید نویسنده:)
هعی:)))))))))))))))
امروز که نگاهت رو به سمتم کردی و دادا زدی :
[ زهرا خوبی؟ ]
خواستم بشینم همچی رو برات تعریف کنم،
از تموم این یک سالی که نبودی پیشم و میخواستم بگم که چقدر تو این یه سال اذیت شدم!
اونقدر عوض شدم که باورت نمیشه
و اگه تو پیشم بودی چقدر همچی راحت تر بود !
ولی چیشد؟
فقط گفتم:
[ اره خوبممم:) ]
شـاید نویسنده:)
کاش یه موشک فقط بخوره توی سر من.
خیلی سالم بودم
این وسط سرما خوردگی هم اضافه شد😂
منی که صد سال درمیون سرما میخورم
شـاید نویسنده:)
خیلی سالم بودم این وسط سرما خوردگی هم اضافه شد😂 منی که صد سال درمیون سرما میخورم
بیا تو که نمیمیری
حداقل این سرما رو بخور
تا ببینیم دووم میاری یا نه🗣🗣🗣🗣