هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
نوشته بود:
من همیشه آدمهایی را دوست خواهم داشت که مهربانیشان یک استراتژی نیست، بلکه فقط بخشی از ذاتشان است.
امشب بعد ۵ سال نوشتن
مامان بالاخره یکی از متنهام رو خوند:)
وگفت چقدر قشنگ نوشتی
کاش چاپ کنی اینارو:)
شـاید نویسنده:)
امشب بعد ۵ سال نوشتن مامان بالاخره یکی از متنهام رو خوند:) وگفت چقدر قشنگ نوشتی کاش چاپ کنی اینارو:
اخ خدااااا🥲تعریف شنیدن اونم از زبون مامان یا بابا کلااا یچیزه دیگس..
.
.
:))) اهوم جالب بود حسش،
مدت ها بود قصد داشتم ولی خب امشب اولین بار بود،
بابام تاحالا متنهام رو نخونده*
شـاید نویسنده:)
حس میکنم دوستان حضوریت نسبت بهت این حس رو دارن
کتابش رو نخوندم:)
ولی متنش خیلیخیلیخیلیخیلی من بود*
پ.ن: براساس گفته اشخاص حضوری..
میخوام ناشناس بزارم ولی میدونم نمیاید
و تهش من میمونم یه ناشناس خالی و غمم گین میشه..
شـاید نویسنده:)
کتابش رو نخوندم:) ولی متنش خیلیخیلیخیلیخیلی من بود* پ.ن: براساس گفته اشخاص حضوری..
شما حدس میزنید شخصیت حضوری من چه شکلیه؟
میگم چطوری انقد متن های خفن و جالب مینیویسی چجوری با کتاب خوندن زیاد؟؟
.
.
منو متن خفن و جالب؟
نظر لطفتونههه ✨️✨️✨️✨️✨️
نمیدونم
نوشتن یه چیز تدریجیه
یه روز میاد پیشت چایی میخوره
اگه صاحب خونه خوبی باشی میمونه
اگه نه باربندیل میبنده و میره..
شاید با کتاب خوندن و نوشتن مداوم میتونه بهتر بشه:)))))
خلاصههه ممنونممم