شـاید نویسنده:)
۱. گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم https://eitaa.com/maybe_writer 💞
:)) چقدر قشنگگ
دم شمااا گرمه
شـاید نویسنده:)
میزارم اینجا چون میدونم سال بعد میتونم روی ویدیوم بزارمش:))
انگیزه اصلا نداشتم
ولی این رو وقتی دارم با خودم تصور میکنم
وقتی دارم زندگیم رو میبینم انگیزه میده بهم خیلی زیااااد:)
[و ناگهان نوبت تو میشود*]
شـاید نویسنده:)
انگیزه اصلا نداشتم ولی این رو وقتی دارم با خودم تصور میکنم وقتی دارم زندگیم رو میبینم انگیزه میده به
و صدای رامبد جوان
[شد شد شددددد شددددددددد]
https://abzarek.ir/service-p/msg/4038341
یکی از قشنگترین سریالی که دید رو
معرفی کنید:)
دیوونه این ادیتم..روزی هزار بار میببنمش
چون یه سری خاطره یادم میاد که هیچ ربطی به سریال نداره..
شـاید نویسنده:)
https://abzarek.ir/service-p/msg/4038341 یکی از قشنگترین سریالی که دید رو معرفی کنید:)
سریال هایی که شما معرفی کردید:
Anne with an e
کوری
یک درس حسابی
عشق جدانشدنی ما
فروشگاهی برای قاتلان
احمق های شگفت انگیز
در همسایگی عشق،
یک رویا برای تو
هندونه چشمک زن
مامور خودسر
Stranger things
خواستگاری تجاری.
پسر خوب
آقای پلانگتون
درس عبرت
وقتی زندگی بهت نارنگی میده
سریال سیلو
ممنونم ازهمتون🌟
ژنرال زن
عشق پنهان
تعقیب یشم
نوش جان اعلیحضرت
زیبای حقیقی
هوارانگ
شـاید نویسنده:)
[ روایت دستها ]
#پاراگراف
۷۲_تویی برای من³
سمت من میای
و من بهت این اجازه رو میدم که کنار من گام برداری،
لبخند رو صورتت نقش میبنده
مثل همه وقتهایی که من رو میبینی!
لحظه ای قدمت رو، بر روی زمین سفت میکنی و وایمیستی؛
دستات رو میاری جلوم،
مغزم برای یک آن فرمان نمیده،
چشمام خیره به دستات نگاه میکنه،
دستام مثل زلزله هشتاد ریشتری میلرزه،
نوک انگشتام یخ کرده،
سرم رو به سمت سرت بالا میارم
و کج میکنم!
اطمينان توی چشمهای تو مطمعنم میکنه.
کاش همیشه همینجوری باشیم!
دستام رو به دستات نزدیک میکنم،
گرمی دستات از فاصله چند سانتی متری هم حس میشه،
لرزش دستات به چشمام میخوره،
جفتمون اولین باره که دست یکی
رو قراره بگیریم
و چقدر جفتمون خوشبختیم که دست کسی رو میگیریم که همیشه آرزوش رو میکردیم!
کف دستام به کف دستت میچسبه،
آتیش دستات به عمق قلب من نفوذ میکنه،
انگار طوفانی که میون گوشت ، خون و استخوان دستم بود
توی اقیانوس آرام امواج خون تو غرق میشه.
لرزش دستای جفتمون خاموش میشه.
چشمات رو بستی ،
وقتی که انگشتام یکی یکی پشت دستت رو لمس میکنه چشمات رو باز میکنی؛
پلک نمیزنی و مستقیم داری به چشمام نگاه میکنی عجیبه واقعا عجیب،
اونقدر عجیب که تاحالا این شکلی ندیدمت،
اونقدر عجیب که فقط این کلمه میتونه بیان کنه تورو!
گوشه لبهات کشیده میشه،
پلک چشمات چروک میشه.
درست میگن که آدم وقتی ذوق میکنه
برق میگذره از چشماش!
امشب چشم هردومون ستاره بارونه!
من چقدر خوشبختم که این لحظه
رو دارم با تو زندگی میکنم!
بماند به یادگار از اولین باری که دستام رو گرفتی:)
تکون میخورم!
نه این باید واقعیت میداشت!
ای کاش واقعی بودی:)
_سیده زهرا موسوی
شـاید نویسنده:)
روز یازدهم🌟
قدیمی که مال ۵ سال پیشه..
و وسایل توش پر از چیزهایی هستش که من رو پرت میکنه تو خاطرات.
روز دوازدهم✨️