#پاراگراف
8_اسمان شب(به گفته یکی از شماها نوشته شده)
اسمان شب
عمق عجیبی دارد
نمایانگر زیبایست
او میتواند
اشک هارا هدیه بدهد
لبخند را به ارمغان بیاورد
ترس را به طفلی نشان بدهد
و تنهایی را نمایان کند
اما شب برای هرفلک چیز های دیگر نیز به همراه میاورد،
مثلا برای من،
شب واقعا عجیب است
به هنگام که ستاره ام را میبینم و به او سلام میدهم میتوانم معنا زندگی را در ذهن کوچکم، که ارزو های بلند دارد سلام بدهم...
عجیب نیست؟!
ان ستاره جفت تمام رویا های من است،
من برای ان ستاره لالایی میگویم
و با او مصاحبت میکنم
گاهایی هم که نیست
اسمان،
دردهایم را، لبخند های ریز درشتم را، زندگیم را
در درکل به اغوش میکشد...
به راستی عجیب است...
من اسمان را، ان ستاره زیبایم را
خصوصا باران اسمان بسان اشک هایم را به هنگام پاییز
همه را دوست می دارم،
انها برایم نماینگر زیبایی ها هستند..
گر کس بگوید
جنگل یا دریا
گویم انجا که اسمانش زیبا تر مهمان حدقه میشود انجا که ستاریم رخ نمایان میکند...
اسمان عجیب است خیلی عجیب اما
اسمان شب عجیب چیز دیگریست...
عجایبی که در لغت نمیگنجد...
_سیده ۲۱۳🌱