اینکه ببینم یکی حالش بَده و من هیچ راه حلی ندارم برای بهتر کردن حالش،
حال خودم رو خیلی بد میکنه..
احساس ناکافی بودن میکنم این شرایط..
هدایت شده از 🎀کفترموفرفری|kaftaremooferfery🎀
روزی که مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم،
من روی سیاره ی مسکونی جدید،
عطر فروشی میزنم و از دلتنگی آدما کاسبی میکنم.
عطر خاک بارون خورده می فروشم،
عطر چمن کوتاه شده،
عطر زعفرون و برنج
عطر بازار خشکبار و ادویه،
بوی اقاقیا توی کوچه ها، تو و فصل بهار
و من فکر کردم که حالا که این عطر ها به دفعات به طور رایگان در دسترسم هستند، زندگی رو آسون تر بگیرم و ازشون استفاده کنم.
مخصوصاً عطر آدم هایی که نمیدونیم تا کی مجال بودن در کنارشون رو داریم"
شـاید نویسنده:)
روزی که مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم، من روی سیاره ی مسکونی جدید، عطر فروشی میزنم و از دلتنگی آدما
از دلتنگی ادما کاسبی میکنم..
تو کلاس زبان باید جمله میساختیم،
بعد من این جمله رو نوشتم:
[من ناخن های قشنگی مثل بقیه دخترها ندارم.]
و معلمم فلش زد جلو جملهام نوشت:
[ ولی تو داریش:)]
خواستم بگم یه حرف میتونه کل روز یکی رو خوشحال نگه داره،
پس از هم دریغاش نکنیم!:)