اونجا که تو عروس مرده میگفت:
I love you
But you aren't mine:)
من دوست دارم
ولی تو برای من نیستی:)
[خیلی حرفش درد داشت...]
شـاید نویسنده:)
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[ننجون عزیزم؛
کاش بیای و من رو از دست ادمها نجات بدی!
اونها من رو اذیت میکنن، حرفهاشون مثل شمشیر برنده است و
زخمش مدت ها روی قلبم باقی میمونه!
اونها هیچ من رو درک نمیکنن!
هیچ تلاش هام رو، خستگی هام رو، دویدن هامو نمیبینن،
ننجون عزیز؛
کاش بیای و من رو از دستشون نجات بدی!]
- هشتمین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-
باهوش ها از همه چیز و همه کس میاموزند،
انسانهای عادی از تجربیات خود بهره میگیرند و
نادان ها همه چیز را خود میدانند!
_سقراط
دلم میخواست الان تو این بارون،
میرفتم سوار اتوبوس همگانی میشدم،
وسط شهرمون که رسیدم پیاده میشدم
و میرفتم
کتاب فروشی ها و مغازه ها،
انسان هایی که از دست بارون به یک جا پناه میبرن،
باغ گلی که قطرات بارون، گل هاشو نوازش داده،
ماشینهایی که اروم حرکت میکنن تا پیاده رو ها خیس نشن ،
درختهای نارنجی،
شیرینی سرای شهرمون،
همرو نگاه میکردم و
توی هدفونم پادکست [پاییز] جمشید رو پلی میکردم!
شـاید نویسنده:)
دلم میخواست الان تو این بارون، میرفتم سوار اتوبوس همگانی میشدم، وسط شهرمون که رسیدم پیاده میشدم و م
ولی متاسفانه،
یه چایی قند پهلو کنارمه و کتاب اقتصاد تو بغلم و گوشیم تو دستم و دارم همه اینها رو تصور میکنم و البته اینم بگم که این هفته ۵ تا امتحان دارم!🤌🏼