eitaa logo
ماه‌شب‌تارم!☽
7 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
﴾﷽﴿ رمان‌ماه‌شب‌تاࢪم...☽ ازڪپے‌‌وخواندن‌ࢪ‌مان‌بدون‌ذڪر‌منبع‌‌و‌در‌صورت‌عضو‌نبودن‌ࢪ‌اضے‌نیستم‌... رمان‌در‌زمان‌خاصی‌‌یابه‌صورت‌روزانه‌پار‌ت‌گذاری‌نمیشود‌(:
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱 🌸🌱 🌱 ✋🏻🍃 🌸🌱 هیچی نمیگم ... فقط چشمامو میبندم و اجازه میدم ارامش این اغوش امن منو در خودش غرق کنه... پدر بهم گفت کلی دنبالم گشتن و حتی تا الانم دست از گشتن و جست و جو نکشیدن...ته دلم کارخانه ی قند اب کنی راه افتاده بود از اینکه فهمیده بودم انقدر دوستم دارن... -باید بریم پیش مامانت مطمئنم از خوشحالی بال در میاره لبخند میزنم و سرمو به نشونه ی تایید تکون میدم... ___ لرزش دستم کاملا محسوسه... نگاه دقیق تری به کاخ رو به روم میندازم... واقعا با شکوهه... پدر دستمو میگیره... با نگرانی نگاهش میکنم... لبخند قشنگی بهم هدیه میکنه و سرشو به نشونه ی مثبت تکون میده... وارد کاخ میشیم... ادامہ داࢪ‌د...✨🌿 مبتـلا بـہ حࢪ‌م🚶🏻‍♀ 🌱@Mobtala_Be_Haramm🌱 🌱 🌸🌱 🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱