eitaa logo
ماه‌شب‌تارم!☽
7 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
﴾﷽﴿ رمان‌ماه‌شب‌تاࢪم...☽ ازڪپے‌‌وخواندن‌ࢪ‌مان‌بدون‌ذڪر‌منبع‌‌و‌در‌صورت‌عضو‌نبودن‌ࢪ‌اضے‌نیستم‌... رمان‌در‌زمان‌خاصی‌‌یابه‌صورت‌روزانه‌پار‌ت‌گذاری‌نمیشود‌(:
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱 🌸🌱 🌱 ✋🏻🍃 🌸🌱 میرم اتاق زهرا... -کجا بودی تو؟ +هیچی نگو...فقط بگو ارمین کجاست؟ -نمیدونم...خونه نیست +خوبه...بجنب باید قبل اومدنش باهاتون حرف بزنم -چه حرفی؟ +حالا میگم بعد از اینکه من، زهرا، پدر و مادر توی پذیرایی جمع شدیم من تمام جریان رو براشون تعریف کردم... همه با تعجب بهم خیره شده بودن... +شما باید کمکم کنین پدر زودتر از بقیه به خودش اومد و گفت -باید چیکار کنیم؟ +باید تا میتونیم ارمین رو معطل کنیم و سر از کاراش و رفت و امداش در بیاریم، باید تا میتونیم مدرک و سرنخ جمع کنیم پدر سرشو به نشونه ی تایید تکون میده و میگه -اگر حرفایی که زدی ثابت بشه من میدونم با اون نمک نشناس چیکار کنم... +من مطمئنم یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست ادامہ داࢪ‌د...✨🌿 مبتـلا بـہ حࢪ‌م🚶🏻‍♀ 🌱@Mobtala_Be_Haramm🌱 🌱 🌸🌱 🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱