eitaa logo
ماه‌شب‌تارم!☽
7 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
﴾﷽﴿ رمان‌ماه‌شب‌تاࢪم...☽ ازڪپے‌‌وخواندن‌ࢪ‌مان‌بدون‌ذڪر‌منبع‌‌و‌در‌صورت‌عضو‌نبودن‌ࢪ‌اضے‌نیستم‌... رمان‌در‌زمان‌خاصی‌‌یابه‌صورت‌روزانه‌پار‌ت‌گذاری‌نمیشود‌(:
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱 🌸🌱 🌱 ✋🏻🍃 🌸🌱 -چیزی اینجا نیست -حتما گربه بوده...بیخیال بیا برگردیم سر پستمون...ارباب ببینه نیستیم عصبی میشه بعدم صدای دور شدن قدم هاشونو حس میکنم... نفس عمیقی میکشم و خودمو آزاد میکنم... حالا کاملا روی زمین دراز کش شدم... صبر میکنم کمی اروم بگیرم بعد بلند میشم میشینم... تازه متوجه میشم که روسریم خونی شده و گونه ی سمت راستم میسوزه... لبامو به دندون میگیرم تا صدام از شدت سوزشش در نیاد... انقدر استرس داشتم که اصلا متوجه درد خراش روی گونه ام نشدم... دست میکشم روش... تقریبا خراش بزرگیه ولی زیاد عمیق نیست... دست خونیمو به خاک میمالم و فعلا بیخیال زخمم و کثیف شدن لباسام میشم.... از پشت بوته ها راه میفتم تا شاید بتونم این پشت مشتا یه راه مخفی به کاخ پیدا کنم... همینطور میرم و میرم تا میرسم به یه در... دستگیره ی درو خیلی اروم فشار میدم که باز میشه... یجای خیلی خیلی تاریکه طوریکه هیچیو نمیتونم ببینم... بوی دلپذیر خاک بینیمو نوازش میکنه... گوشیمو در میارم و چراغ قوشو روشن میکنم... من تو... ادامہ داࢪ‌د...✨🌿 مبتـلا بـہ حࢪ‌م🚶🏻‍♀ 🌱@Mobtala_Be_Haramm🌱 🌱 🌸🌱 🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱🌸🌱 🌸🌱🌸🌱🌸🌱 🌱🌸🌱🌸🌱🌸🌱