″میم.ب″
حافظم بعد از روز بیستم ماه رمضون::
خیلی جدی امروز داشتم از مامانم میپرسیدم چرا انقدر زود بیداری؟؟
″میم.ب″
خیلی جدی امروز داشتم از مامانم میپرسیدم چرا انقدر زود بیداری؟؟
من جای مامانت بودم میگفتم میخواستم تریاک مصرف کنم ولی الان تصمیم گرفتم از چیزی که تو میزنی مصرف کنم
و الان دارم از استرس سکته میکنم و فقط با کوچکترین اتفاق و حرف و لحظه ها تشدید میشه.
″میم.ب″
وسط خیابون با معاون مدرسمون چشم تو چش شدم (فک کنم منو نشناخت)
92.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من در حال غیب شدن بعد از دیدنش-