روزی که «امید فضا» متولد شد، کسی باور نداشت جوانترین تیم فضایی دنیا بتواند قواعد بازی را عوض کند.
نه سرمایههای افسانهای بود، نه سابقههای چنددهساله؛ فقط ایمان به توان جوان، جرأت شروع و رؤیایی که از زمین بزرگتر بود.
از یک ایده کوچک تا رکورد جهانی، از شبهای پر از آزمون و خطا تا لحظهای که موشک از زمین جدا شد و «میشود» را فریاد زد.
این قصه فقط درباره فضا نیست؛ درباره نسلی است که یاد گرفت منتظر نماند، بسازد، تجربه کند و جلوتر از زمان خودش حرکت کند.
اگر رؤیایت بزرگ است، اگر راهت سخت است، بدان هنوز جا برای پرواز هست…
آینده را کسانی مینویسند که جرأت روایت تازه دارند. 🚀✨
#رویداد_روای_نو
تصویر کاری از پایگاه هنر و محتوای ایرانیوم
@iraniyom
تأملات را در ایتا دنبال کنید
@mdadseresht
وقتی آب بالا آمد، بعضیها دویدند…
و یک نوجوان، ایستاد.
باران که شروع شد، کسی فکر نمیکرد سیل اینطور بیمحابا وارد زندگی مردم شود.
آب آرام آرام بالا آمد، بعد تند شد، بعد وحشی.
خانهها محاصره شدند، راهها بریدند، صداها در هم گم شد.
در همان شلوغیِ ترس و فریاد،
یک نوجوان بود که تصمیم گرفت تماشاگر نباشد.
اسمش الهیار بارانی است.
نه قهرمانِ فیلمها،
نه مجهز به لباس امداد،
نه منتظر دستور.
فقط یک قایق صیادی،
چند گره طناب،
و دلی که بلد بود «مسئولیت» یعنی چه.
تجسم آتش به اختیار
الهیار دل به آب زد.
نه یکبار، نه دو بار.
بارها رفت و برگشت؛
کودک، سالمند، زن، خانواده…
هر بار که قایقش برمیگشت، جان تازهای با خودش میآورد.
آب تند بود.
خطر واقعی بود.
موتور قایق از کار افتاد.
گوشیاش در سیل گم شد.
و حتی داغ از دست دادنِ یکی از نزدیکانش، همزمان روی دلش نشست.
اما او ایستاد.
چون بعضی وقتها «ایستادن» یعنی
دل کندن از خودت
و وصل شدن به دیگران.
میگویند حدود شصت نفر را نجات داد.
اما عدد مهم نیست.
مهم این است که در لحظهای که خیلیها منتظر «دیگران» بودند،
او خودش شد آن «دیگری».
الهیار، نوجوانی از جنوب ایران،
به ما یادآوری کرد که قهرمانی همیشه با صدا و شعار نمیآید.
گاهی با سکوت میآید،
با خیس شدن،
با خستگی،
با انتخاب درست در سختترین لحظه.
این قصه، قصهی سیل نیست.
قصهی بلوغ انسان است.
قصهی این است که هنوز میشود به نسل فردا افتخار کرد.
#کنشگری
#مسئولیت
#نسل_نو
تأملات را در ایتا دنبال کنید
@mdadseresht
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدئوی بالا رو امروز دیدم
نکات خوبی داشت و توجه میدهد که اغلب تحرکات را باید دقیق تر نگریست
تأملات را در ایتا دنبال کنید
@mdadseresht
به بهانه برخی شعارهای اینروزها!
کهنالگوهای اجتماعی را میتوان همچون «ذخیرهای هوشافزا» یا نوعی «میراث تاریخیِ نانوشته» دانست که در اثر تراکم و تکرار تجربههای روانی و اجتماعیِ بیشمار در طول زمان شکل گرفتهاند. این کهنالگوها در واقع نوعی حافظهٔ تاریخیِ جمعیاند که رفتارها، انتظارات و داوریهای اجتماعی ما را—گاه ناآگاهانه—هدایت میکنند. از همین رو، شناخت کهنالگوها، تحلیل کنشها و واکنشهای اجتماعی را بهمراتب دقیقتر و واقعبینانهتر میسازد.
یکی از عمیقترین و ریشهدارترین کهنالگوهای اجتماعی در ایران، الگوی حکمرانی است. تا جایی که تاریخ مکتوب به ما اجازه میدهد، این سرزمین—همچون بسیاری از سرزمینهای دیگر—برای هزاران سال با نظامهای شاهنشاهی اداره شده است. بهبیان دیگر، «شاه» برای قرون متمادی، کانون قدرت مطلق، تصمیمگیر نهایی و مرجع تمام امور تلقی میشده است.
در چنین بستری، باید به یک واقعیت تاریخی توجه کرد:
ما تنها ۴۷ سال است که از یک نظام مبتنی بر سلطنت موروثی و تمرکز مطلق قدرت عبور کردهایم و برای نخستینبار، تجربهٔ رهبری فقیه و نظام نوپدید مردمسالاری دینی را از سر میگذرانیم. این در حالی است که کهنالگوی ذهنی جامعه در باب حکمرانی، هنوز بهطور کامل دگرگون نشده و همچنان ناخودآگاه، «الگوی پادشاهی» را بازتولید میکند.
نتیجهٔ این ناهماهنگی آن است که بخش قابل توجهی از افکار عمومی، همچنان از رهبر انتظار دارد همان نقشی را ایفا کند که قرنها از شاه انتظار میرفته است؛ گویی باید با «چرخاندن سرانگشت»، همهچیز را مستقیماً سامان دهد. اگر چنین نمیکند، فوراً داوریهایی از این دست شکل میگیرد:
یا نمیداند، یا نمیخواهد، یا ناتوان است، یا مظلوم واقع شده و یا مسئول همهٔ کاستیهاست.
این داوریها، نه از واقعیت حقوقیِ نظام، بلکه از کهنالگوی تاریخیِ پادشاهمحور تغذیه میشوند.
حال آنکه در نظام جمهوری اسلامی، رهبر پادشاه نیست؛ بلکه جایگاه، اختیارات و مسئولیتهای او بهصراحت در قانون اساسی تعریف شده است. مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران—که با رأی مستقیم مردم و با بیش از ۹۹.۵ درصد آرا به تصویب رسیده—رهبری دارای ۱۱ وظیفهٔ مشخص است که هیچیک ناظر به مدیریت اجراییِ مستقیم کشور نیست. این وظایف عبارتاند از:
۱. تعیین سیاستهای کلی نظام پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام
۲. نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام
۳. صدور فرمان همهپرسی
۴. فرماندهی کل نیروهای مسلح
۵. اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها
۶. نصب، عزل و قبول استعفای برخی مقامات مشخص (مانند فقهای شورای نگهبان)
۷. حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سهگانه
۸. حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام
۹. امضای حکم ریاستجمهوری پس از انتخاب مردم
۱۰. عزل رئیسجمهور در چارچوب ضوابط قانونی
۱۱. عفو یا تخفیف مجازات محکومان در چارچوب قانون
بنابراین، نسبت دادن همهٔ مسائل اجرایی، اقتصادی، مدیریتی و حتی فرهنگی کشور به رهبری، بیش از آنکه ریشه در قانون و ساختار واقعی نظام داشته باشد، ناشی از فعال بودن کهنالگوی پادشاهی در ذهن جمعی ماست.
اگر جهاد تبیین را جدی میدانیم، یکی از بنیادینترین میدانهای آن، اصلاح کهنالگوی حکمرانی در اذهان عمومی است؛ تا مردم، انتظارات و مطالبات خود را در جای درست مطالبه کنند، مسئولیتها را درست بشناسند و نظام تصمیمگیری را آگاهانهتر تحلیل نمایند.
#کهن_الگو
#حکمرانی
#پادشاهی
#مردم_سالاری_دینی
#جهاد_تبیین
تأملات بیشتر را دنبال کنید:
@mdadseresht
اگر کهنالگوی پادشاهی، فهم ما از جایگاه «رهبر» را دچار خطا میکند، به همان میزان—و چهبسا عمیقتر—کهنالگوی «رعیت»، جایگاه «مردم» را در ذهن جمعی ما مخدوش ساخته است. این دو کهنالگو، دو روی یک سکهاند: شاهِ مطلق، در برابر رعیتی که انتظارش اطاعت، سکوت یا نهایتاً گلایه است، نه مشارکت فعال و مسئولانه.
در تجربهٔ تاریخی ایران، مردم برای قرنها «شهروند» یا «کنشگر سیاسی» نبودهاند، بلکه «رعیت» تلقی میشدهاند؛ یعنی کسانی که موضوعِ حکمرانیاند، نه صاحب آن. در این چارچوب ذهنی، مسئولیت اصلی بر عهدهٔ حاکم است و مردم، یا صبورانه منتظر تصمیماند، یا معترض به تصمیم، اما نه شریک در تحقق آن. این کهنالگو هنوز نیز—ناخودآگاه—در بسیاری از کنشها و قضاوتهای اجتماعی ما فعال است.
نتیجه آن است که حتی پس از استقرار جمهوری اسلامی، بخش قابل توجهی از جامعه، خود را همچنان در موقعیت «مطالبهگرِ منفعل» یا «تماشاگرِ ناراضی» میبیند، نه بخشی از سازوکار تحقق نظام. گویی حکومت «کاری میکند» و مردم فقط «نتیجه را مصرف میکنند». این دقیقاً همان منطق رعیتمحور است که با منطق مردمسالاری دینی در تعارض بنیادین قرار دارد.
در اندیشهٔ جمهوری اسلامی، مردم نه رعیتاند، نه صرفاً رأیدهندهٔ مقطعی؛ بلکه «امت»اند. امت، مفهومی صرفاً جمعیتی یا احساسی نیست، بلکه یک مفهوم تمدنی و مسئولیتمحور است. امت یعنی جامعهای آگاه، متعهد و درگیر در سرنوشت خویش؛ جامعهای که هم «حق» دارد و هم «تکلیف».
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران—بهعنوان میثاق ملی—دقیقاً بر همین مبنا تنظیم شده است. برخلاف تصور رایج، قانون اساسی صرفاً فهرستی از اختیارات حاکمیت نیست، بلکه به همان اندازه—و بیش از آن—بیانیهٔ حقوق و مسئولیتهای مردم است. اصل ششم، ادارهٔ کشور را متکی بر آرای عمومی میداند؛ اصل هشتم، امر به معروف و نهی از منکر را وظیفهای همگانی و متقابل میان مردم و حاکمیت معرفی میکند؛ اصل پنجاهوششم، حاکمیت را حق الهیِ مردم میداند که هیچکس نمیتواند آن را از آنان سلب کند.
اما این حق، بدون ایفای مسئولیت، به نتیجه نمیرسد. مردم در این نظام، صرفاً ناظر یا منتقد نیستند؛ بلکه در قبال انتخابهای خود، پیامدهای آن، کیفیت مطالبهگری، سطح مشارکت اجتماعی، و حتی سکوتهایشان، مسئولاند. در منطق امت، نمیتوان همهٔ ناکارآمدیها را به «بالا» نسبت داد و خود را از دایرهٔ مسئولیت خارج دانست.
کهنالگوی رعیت، مردم را به موجوداتی تبدیل میکند که یا «همهچیز را از حاکم میخواهند» یا «همهچیز را از او مقصر میدانند». در مقابل، الگوی امت، مردم را به کنشگرانی تبدیل میکند که میپرسند:
من کجای این ساختار ایستادهام؟
وظیفهٔ من در قبال قانون، عدالت، نظارت، مطالبهگری، انتخاب و مشارکت چیست؟
بدون عبور از کهنالگوی رعیت، مردمسالاری دینی بهناچار به یک صورتبندی ناقص فروکاسته میشود: از یکسو رهبری که پادشاه پنداشته میشود، و از سوی دیگر مردمی که همچنان رعیتوار میاندیشند. در چنین وضعیتی، هم رهبر بیشازحد متهم میشود و هم مردم کمتر از آنچه باید، مسئولیت میپذیرند.
جهاد تبیین، اگر بخواهد ریشهای و ماندگار باشد، ناگزیر است این گره تاریخی را بگشاید:
تغییر کهنالگوی رعیت به امت.
یعنی انتقال مردم از موقعیت «انتظار» به موقعیت «مسئولیت»، از «تماشا» به «مشارکت»، و از «گلایهٔ دائمی» به «کنش آگاهانه».
تا زمانی که این تحول ذهنی رخ ندهد، نه قانون اساسی آنگونه که باید فهم میشود، نه مردمسالاری دینی بهدرستی محقق، و نه نسبت واقعی میان مردم، حاکمیت و رهبری درک خواهد شد.
#کهن_الگو
#رعیت
#امت
#مردم_سالاری_دینی
#قانون_اساسی
#جهاد_تبیین
تأملات را در ایتا دنبال کنید
@mdadseresht
«آقای جمهوری اسلامی!»
میگن یکی رفت جنگل؛
وقتی برگشت پرسیدن خوش گذشت؟
گفت آره، فقط درختها زیاد بودن، نذاشتن جنگل رو ببینم!
وقتی کسی مینویسه اقای جمهوری اسلامی من یاد این داستان جنگل می افتم.
مگر جمهوری اسلامی غیر از مردمش هست؟
اصلاً اسمش همینه: جمهوری.
جمهوری یعنی «امرِ جمهور»،
یعنی کارِ مردم،
یعنی خودِ ما.
نه «آقا» داره،
نه «او»یی جدا از «ما».
وقتی میگی «آقای جمهوری اسلامی»،
یعنی: تو درست کن،
من فقط غر بزنم.
این همون کهنالگوی رعیتیه؛
فقط با بستهبندی حزباللهی!
اگه انتخاب بد کردیم،
اگه مطالبه رو اشتباه بردیم،
اگه صحنه رو خالی کردیم،
بعدش نگیم «آقای جمهوری اسلامی».
چون واقعیت سادهست:
ما جمهوری اسلامی هستیم.
#نه_رعیت
#جمهوری_اسلامی_یعنی_ما
#جمهوری
#مسئولیت_جمعی
#جهاد_تبیین
تأملات را در ایتا دنبال کنید
@mdadseresht
هدایت شده از بیداری ملت
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥خودش این راه را انتخاب کرده؛ چرا معطلش میکنید؟🔸
🔹آیتالله حائری شیرازی🔹
▫️حکم #محارب روشن است. این حکم باید اجرا شود. من به ریاست قوه قضاییه عرض میکنم وقتی محارب دستگیر شد، اینطور نباشد که دو سه سال حکمش عقب بیفتد، بعد هم مشمول عفو شود! نباید اینطور بکنند. همان روز خدمتش برسند. خودش این راه را انتخاب کرده. چرا معطلش میکنید؟
▫️وقتی امروز جرم واقع شده، امروز هم جریمه واقع شود. این جریمه در دهان مردم مزه دارد. مثل نان داغی است که تازه از تنور در آمده.
بویش را هر کسی بشنود، زانوانش سست میشود. اما وقتی یک سال بر آن بگذرد، مثل نان کپکزده میشود و دیگر اثر غذایی برای عبرت گرفتن، برای قوت قلب مردم و نیروی انتظامی و خالی کردن دل سارق مسلح ندارد.
خب این غلط است. خود رییس قوه قضاییه هم میگوید غلط است. ما دیگر به ایشان چه بگوییم؟
▫️[در دهه۶۰] گروهکها، هر روز به حزبالهیها حمله میکردند و عدهای را زخمی و شهید میکردند. تا اینکه یک روز عصر که سیوخوردهای از اینها دستگیر شده بودند، آن آقای دادستان انقلاب، #همان_شب اسمهایشان را از رادیو خواند که اینها #اعدام شدند! تمام شد!
▫️تو که میبینی ده بار دیگر هم اگر بیاید بیرون، کارش همین است. برای چه معطل میکنید؟ نه آقا. اگر تتمهای از اینها مانده، جارو کنید. در چنگتان است. اجرا کنید تا پلیس قوت قلب پیدا کند و بهتر مقابله کند.
⚫️ ویدئوی پیوست: روایتی شگفتآور از قساوت قلب و وحشیگریِ تروریستهای آمریکایی-اسرائیلی
🔴به پویش #بیداری_ملت بپیوندید👇
http://eitaa.com/joinchat/963837952Cb758f6bd13
هدایت شده از رسانه هنری نفحات
🔸 #آتش_افروزان اغتشاشات 1404
در حالیکه همه می دانند اعتراض در ایران از مسیر خیابان نمیگذرد و اعتراضات خیابانی بستری است برای انحراف و سوار شدن اغتشاش و آشوب بر روی موج اعتراضهای مردمی، با این حال برخی از سلبریتی ها و بعضی از کسب و کارها، بدون اینکه خود در صحنه حاضر شوند، جوانان و نوجوانان را عالمانه دعوت و تهییج به اعتراضات خیابانی کردند و همه این حامیان و #آتش_افروزان، در خسارتهای جانی و مالیِ این دعوت سهیم هستند.
این دسته از افراد می بایست پاسخگوی این دعوتهای غیرکارشناسی و غیرتخصصی هرباره خود در موضوعات مختلف باشند. این حامیانِ همیشه در سایه که در خون و مال و بازی با آبرو و امنیت کشور سهم جدی دارند، در قدم اول باید متعهد به پرداخت هزینههای مادی و معنوی اقدامات مخرب خود شوند و نباید این هزینه ها از بیتالمال و جیب مردم پرداخت شود.
#بدهکاران_همیشه_طلبکار
🔻|رسانه هنری نفحات|🔻
@nafahatgraphic