هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی.pdf
حجم:
1.8M
📣 پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
📱 @rahbar_enghelab_ir
مثل چمران
ماییم و دو سوال؟ 🔻چه خبر؟ این بیشتر از شصت روز از جنگ و البته قبل آن ما همه یک تجربه مشترک داریم،
🔻* آرشیو بساز و فید را رها کن!*
یک تمایز هست که شاید کمتر به آن فکر کرده باشیم: اینترنت قدیم «آرشیو» بود، اینترنت امروز «فید» است. و این تفاوت، رنگ و بوی همه چیز را عوض کرده.
آرشیو یعنی جایی که تو میروی چیزی را پیدا کنی. میروی دنبال مطلب، دنبال جواب، دنبال چیزی که نمیدانی و میخواهی بدانی. تو جستجو میکنی، تو انتخاب میکنی، تو میخوانی. در آرشیو، این تویی که فاعلی.
فید یعنی جریانی که به سمتت میآید. تو نمیروی دنبالش، او میآید دنبالت. الگوریتم حدس میزند چه چیزی را نگه میداری، چه چیزی تو را خشمگین میکند، چه چیزی خوشحال یا غمگینت میکند، و همان را میفرستد. تو نمیخوانی، تو «در معرض» قرار میگیری. فعل از تو نیست، از اوست.
حالا سؤال این است که چند درصد از زمانی که با گوشی میگذرانیم در آرشیو است و چند درصد در فید؟ اگر صادقانه نگاه کنیم، سهم آرشیو خیلی کم است و فید تقریباً همهی زمان را گرفته. یعنی تقریباً همیشه در حال واکنش نشان دادن به چیزی هستیم که دیگری برایمان انتخاب کرده. این همان انفعالی است که حرفش را زدیم، فقط اینبار لباس الگوریتم را به تن کرده.
اما چرا فید خطرناک است؟ چون یکی از مهمترین پیشنیازهای خلوت را نابود میکند یعنی «قصد». خلوت بدون قصد شکل نمیگیرد. باید تصمیم بگیری که حالا میخواهم فکر کنم، الان میخواهم بخوانم، میخواهم بفهمم. اما فید این تصمیم را از تو میگیرد. تو فقط باز میکنی و اسکرول ادامه میدهد. نه مقصدی هست، نه سوالی، نه گرسنگیای. فقط یک ولعِ مبهم برای چیزی که خودمان هم نمیدانیم که چیست.
بدتر از آن، فید حافظه را هم از کار میاندازد. آرشیو را تو میسازی، پس در ذهنمان میماند. فید را الگوریتم میسازد، پس از ذهن میگذرد و میرود. چند دقیقه بعد از اسکرول، چیزی یادت هست؟ همان حس مبهم، همان هیچِ پُرخرج.
راه این است که آگاهانه فید را کنار بگذاریم و آرشیو را برگردانیم. نه اینکه کل شبکههای اجتماعی را پاک کنیم. این توصیههای سلبیِ تند معمولاً جواب نمیدهد و بعد از چند روز برمیگردد. باید هر بار قبل از باز کردن هر فیدی، چه اینستاگرام، چه تلگرام، چه توییتر، چه خبرخوانها، یک لحظه بایستیم و از خودمان بپرسیم: «الان قصد دارم چیزی را پیدا کنم، یا فقط میخواهم همین طوری بچرخم؟» اگر قصد مشخصی وجود ندارد، گوشی را بگذار سر جایش. نه از سر زور که از سر فهمیدن ماجرا.
اضافه بر این ساخت یک آرشیو شخصی است. یک فهرست از چیزهایی که واقعاً میخواهیم دربارهشان بیشتر بدانیم، عمیقتر بخوانیم، یا بفهمیم. نه برای نمایش، نه برای اینکه به کسی بگوییم، فقط برای خودمان. بعد وقتی سراغ گوشی رفتیم، برویم سراغ همان فهرست.
این طور رابطه با این دستگاه عوض میشود. تبدیل از مصرفکنندهی منفعل به جستجوگر فعال. از ناظر به فاعل. و این مسیری از بازپسگیری خلوت است.
#خلوت_دیجیتال
@MeslChamran1
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻ما خسارات دیدیم و شکی در آن نیست، اما قدرت ما از بین نرفته و نمیرود.
به بیان شهید #حاج_رمضان
@MeslChamran1
ما برای زیستن در عصر انقلاب اسلامی، برای زیستن در مسیر آن، برای یک زندگی با سمت و سوی الهی، برای گم نشدن در دل حوادث و تنگناها، برای فراموش نکردن آرمانهایمان و برای ثبات قدمها و محکم شدن پشتها و آرام شدن دلهایمان به خامنهای شهید، به بیان او، به اندیشهاش، به افق و آرمان او و به آن چه او به آن اشاره داشت نیاز داریم.
وگرنه این داغ که سرد شد ما را سیل حوادث، بلاهای روزگار و گرفتاریهای شب و روز با خود خواهد برد. در این روزگار مسموم، ما خواهیم مرد اگر خود را زنده نکنیم. به همین خاطر برای خودمان، بیانات را فراموش نکنیم. اتصال به این سرچمه معرفت را فراموش نکنیم، دستمان از این مفسری که آیات الهی را زندگی کرده کوتاه نشود. بیانات بخوانیم و با خامنهای زندگی کنیم اگر میخواهیم چون او و با او بمیریم.
برای بیانات خوانیمان، برای فهم چارچوب فکری آقای شهیدمان، برای باز کردن پنجرهای که او با آن دنیا را نگاه میکرد؛ برنامه ریزی کنیم و به فکر باشیم.
@MeslChamran1
*ما چه وقت روشن شدهایم؟*
ما درحالی به دنبال روشن کردن (تبیین) دیگرانیم که گاه خود روشن نشدهایم. خروجی تبیین صرف این نیست که من یا کسی دیگر فلان مطلبی را در یک موضوع به خصوص بدانیم و بگوییم آها پس این جوری بوده! و خیالمان راحت شود.
تبیین روشن کردن است، نه روشن کردن چراغی که زیرش بنشینیم به غذا خوردن و آسودن، که روشن کردن چراغی است که دست بگیریم و حرکت کنیم، تبیین روشن کردن موتور است.
خروجی تبیین *حرکت* است، ما وقتی روشن شدهایم که راه افتاده باشیم و وقتی درست تبیین کردهایم که راه انداخته باشیم. بشویم جماعتی که به سوی هدف، به سوی پیاده کردن و اقامه دین خدا حرکت میکنند. حالا مثنی یا فرادی اما میخروشند و پیش میروند.
وگرنه خیال خود و دیگران را راحت کنیم و تخت بنشینیم که اسمش تبیین نیست.!
@MeslChamran1
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از خجالت گریه کردم
خاطره شنیدنی از آیت الله جوادی آملی
@MeslChamran1
🔻سکوت را برگردان، حتی برای ده دقیقه!
نکتهای هست که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد این است که خلوت بدون سکوت ممکن نیست. و سکوت فقط نبودنِ صدا نیست. سکوتی که ما از دست دادهایم، «سکوتِ درونی» است. سکوت از محرک. سکوت از آن جریانِ بیوقفهای که از گوشی به سمت ذهن میآید.
قدیمیها در طول روز صداهای زیادی میشنیدند، شاید بیشتر از ما. صدای بازار، صدای چکش، صدای حیوان، صدای بچهها. اما یک فرق اساسی بود؛ این صداها «برای او» ساخته نشده بودند. او مخاطب نبود. پس ذهنش میتوانست این صداها را پسزمینه کند و برود سراغ خودش. میتوانستی وسط شلوغی بازار هم با خودت خلوت کنی، چون هیچکس خطابت نمیکرد، هیچ چیز تو را صدا نمیزد.
اما صدای گوشی فرق میکند. این صدا - چه نوتیفیکیشن، چه عنوان یک خبر، چه جملهٔ اول یک پست - مستقیماً «تو» را هدف گرفته. برای «تو» ساخته شده. به «تو» میگوید بازم کن، نگاه کن، بخوان. و ذهن، چون اساساً برای توجه به خطاب طراحی شده، نمیتواند مقاومت کند.
حالا تصور کن در طول روز چند بار مورد خطاب قرار میگیری. چند بار چیزی تو را صدا میزند. در این وضعیت، سکوت درونی ناممکن میشود. ذهن همیشه در حالت آمادهباش است. همیشه گوش به زنگ. و ذهنی که گوش به زنگ است، نمیتواند فکر کند. فقط میتواند واکنش نشان دهد. باز برمیگردیم به همان انفعال.
آدمی باید روزی یک بار، برای مدت مشخصی، گوشی را از خودش جدا کند و در سکوت بنشیند هدف نشستن و فکر کردن نیست. حتی هدف «مراقبه» یا «مدیتیشن» به آن شکل رایج نیست. هدف این است که «مورد خطاب قرار نگرفتن» را تجربه کنیم.
اینکه هیچ چیز آدمی را صدا نزند. هیچ چیز برای جلب توجه با چیز دیگری رقابت نکند. فقط نشست و سکوت را تحمل کرد. اولش سخت است. ذهن معترض میشود. میگوید این کار بیحاصل است. اما همان اعتراض یعنی اعتیاد به محرک. یعنی ذهن آنقدر به خطاب شدن عادت کرده که نبودنش را نمیتواند تاب بیاورد.
اگر ده دقیقه در روز این کار را کنیم، یک اتفاق کوچک در مغز میافتد: سیمکشیاش آرامآرام تغییر میکند. دوباره یاد میگیرد که بدون محرک بیرونی هم کار کند. دوباره توانایی پرسه زدن به دست میآورد. و پرسهٔ ذهن شروع فکر است. سرآغاز خلوت واقعی.
این ده دقیقه میتواند صبح باشد، میتواند شب باشد، میتواند وسط روز باشد. مهم این است که در آن ده دقیقه، آدمی متعلق به هیچکس و هیچ چیز نباشد جز خودش. گوشی در اتاق دیگر باشد، یا در کیف، یا حداقل روی حالت سکوت محض، طوری که حتی لرزشش هم شنیده نشود.
#خلوت_دیجیتال
@MeslChamran1
🔻 *کتاب مبارز روز اول*
📖 چکیدهای جامع از بیانات رهبر شهید انقلاب در جمع دانشجویان و تشکلهای دانشجویی.
اگر فرصت مطالعهٔ کامل سخنرانیها و دیدارهای دانشجویی و دیگر بیانات ایشان را ندارید، این کتاب تصویری روشن از چارچوب فکری، انتظارات و نگاه راهبردی ایشان به دانشجو، دانشگاه، تشکلهای دانشجویی و فراتر از آن را در اختیارتان میگذارد.
🎁 در این روزها میتوانید کتاب را با ۲۵ درصد تخفیف از نشر معارف، از طریق پیوند زیر تهیه کنید:
🔗 https://nashremaaref.ir/product/416078/
#پیشنهاد_کتاب #کتاب_بخوانیم
#کتاب_تشکیلاتی
@MeslChamran1
مثل چمران
*ما چه وقت روشن شدهایم؟* ما درحالی به دنبال روشن کردن (تبیین) دیگرانیم که گاه خود روشن نشدهایم.
🔻*آیا به حقیقت دست یافتهایم؟*
ما درحالی از فهم حقیقت میگوییم که گاه آن را به گنجی در موزه تبدیل کردهایم. خیال میکنیم حقیقت چیزی است که باید تصاحبش کرد، در گاوصندوق گذاشت، و هر از گاهی درش را باز کرد، غبارش را زدود و با لبخند گفت: «چه گوهر گرانبهایی! ما آن را داریم و دیگران ندارند.» و دلمان خوش باشد به این مالکیت.
اما حقیقتِ زنده، شیء نیست، نیرو است. نمیتوان آن را به تملک درآورد، فقط میتوان تسلیمش شد و راه افتاد. حقیقتِ مُجسَّم، آتش است که باید آدمی را بسوزاند، نه گنجی که ذخیره کند. آن کس که میگوید «من حقیقت را فهمیدهام» و درِ خانهاش بسته است، به بیراهه رفته؛ چون نشانهی فهم حقیقت، گشوده شدن درِ خانه به سوی خیابان است، نه بسته ماندنش.
خروجی شناخت حقیقت، رهایی از سکون است. ما وقتی حقیقت را شناختهایم که ما را از جایمان کنده باشد، که ترسهایمان را سوزانده باشد، که زنجیر تعلقات از پای جانمان گسسته باشد. بشویم جماعتی که حقیقت برایمان نه تابلوِ روی دیوار، که خونی در رگهاست، گرم و روان و پیشبرنده، به سوی اقامهی دین خدا. آرام یا طوفانی، اما راکد هرگز.
وگرنه حقیقت را در قفسِ ذهن حبس کنیم، آب و دانهاش دهیم و خوشحال باشیم که پرندهای در خانه داریم!
#تبیین
@MeslChamran1
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
امام خمینی:
🔻*شما گمان میکنید که این رعبی که خدا در دل اینها انداخته است، به واسطه تفنگ ماست؟* به واسطه قدرت ماست؟
این یک رعبی است که در صدر اسلام هم خدای تبارک و تعالی پیغمبر اسلام را با همین رعب که به دل دشمنانش میانداخت پیروز میکرد و الّا آنها هم در مقابل دشمنانشان سازوبرگی نداشتند. اینکه یکدفعه وقتی الله اکبر گفته میشود فوجها فرار میکنند، سنگرها را خالی میکنند ...
در خرمشهر هم همین شد. جاهای دیگر هم همین... ما باید این نعمت خدا را حفظ کنیم و ... کوشش کنیم که این رحمت ادامه پیدا کند. و کوشش این است که *اولًا الهی بشویم*، در راه خدا خدمت بکنیم... و دنبال همین معنا آن وقت مسئله *دوم که وحدت و انسجام است* حاصل میشود.
🔗همینطور پیام بینظیر امام به مناسبت آزادسازی خرمشهر را در *[اینجا]* بخوانید.
@MeslChamran1
مثل چمران
. امام خمینی: 🔻*شما گمان میکنید که این رعبی که خدا در دل اینها انداخته است، به واسطه تفنگ ماست؟* ب
در این جنگ رمضان هم ما به چشم دیدیم که همین شد که امام گفت، گمان نکنیم که دشمن تا بندندان مسلح در لبهی فناوری، انباشته از قدرت و ثروت از چندتا موشک و پهپاد و قایق ما ترسید، نه! این ترسی بود که خدا در دلهایشان انداخت، این رعبی بود که خدا بر سرشان ریخت.
ما چون ماهی غرق در آب، غرق در نصرت الهی هستیم و از این جهت شاید خوب ملتفت حضور او، فرماندهی و میدانداریاش نشویم. خدا ما را عزت داد و بر دشمنان خودش و ما پیروز کرد و الحمدلله کما هو اهله.
@MeslChamran1
مثل چمران
در این جنگ رمضان هم ما به چشم دیدیم که همین شد که امام گفت، گمان نکنیم که دشمن تا بندندان مسلح در ل
توحید دعوای بر سر مبداء اثرها است. به قلبهایمان سر بزنیم که آیا پیروزی امروز را ناشی از موشک و سید مجید نقطهزن میدانیم یا ناشی از لطف و رحمت خدا. پشتمان به کدام یک گرم است؟
این جنگ اگر ما را موحد کرد؛ چه بردی کردهایم! و اگر رگههای شرک حتی در ناخودآگاه ما رسوخ داشت سخت باختهایم حتی اگر کاملا بر تنگه هرمز مسلط باشیم و آمریکا را از منطقه اخراج کنیم.
@MeslChamran1