eitaa logo
مسواک|Messwak
4هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
2.7هزار ویدیو
2 فایل
ارتباط با ادمین: @Messwaak
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستم معلم زبان یه مهدکودکیه که همه بچه‌هاشون خارجی ان از کشورای مختلف. می‌گفت یه بچه ترکی اونجا هست که فقط ترکی حرف می‌زنه و فکر می‌کنه دلیل اینکه مردم نمی‌فهمن چی می‌گه اینه که همه کَرَن. کله مردمو می‌گیره تو گوششون ترکی داد می‌زنه بلکه حرفشو بفهمن =))))))) 》Mateo《 @Messwak
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از ۹۹ درصد آفرهای کمپانی‌های بزرگ جهان باحال‌تره این 😂😂 فقط جایزه ای که برد😂😂 》Zhuan《 @Messwak
این عکس سحر دولت‌شاهی و رامبد جوان در مراسم آتیلا پسیانی خیلی خوبه. انگاری پوسترِ یک فیلم درباره‌ی جداییه. حتی سفید و سیاه بودن لباس‌هاشون هم به سینمایی‌تر شدن عکس کمک کرده:)) •لیدی اِل• @Messwak
طبق معمول داشتم به بچه موقع بی‌حسی میگفتم خاله میبینی من عینک دارم برای اینه که قطره بی‌حسی نریزه تو چشمم توام چشماتو ببند که توی چشمت نپاشه. بچه هم خیلی ریلکس گفت خاله عینک زدی چون چشمات ضعیفه اونیم که دستته آمپوله اشکال نداره بزن. من دیگه اطفال نمیتونم آقا :)) •atoosa• @Messwak
🇵🇸جغرافیای ویژه نوار غزه بعنوان تنها نقطه حاصلخیز متصل کننده آسیا و آفریقا سبب شده که دستیابی به آن در طول تاریخ تبدیل به نبردهای سرنوشت ساز بشود. افول ساسانیان و مغولها پس از دستیابی به نوار غزه کلید خورد و پیروزی بریتانیا در جنگ جهانی اول نیز پس از پیروزی در غزه پدید آمد. •Nima Moosavi• ‌@Messwak
یه مصاحبه دعوت شده بودم تپسی، تموم که شد موقع بیرون اومدن به مصاحبه کننده گفتم می‌خوام برم خونه به نظرت از کجا اسنپ بگیرم خوبه؟ =))) •Kayvan• @Messwak
‏ساعت ۷ صبح به هوای اینکه خلوته میری باشگاه میبینی ۵۰ نفر دیگه هم ساعت ۷ صبح به هوای اینکه خلوته اومدن باشگاه •هما• @Messwak
برادرم و خانومش يه سفر کاری يهويي براشون پيش اومد و با توجه به شرايطي كه داشتن امكان لغو براشون وجود نداشت، دوتايي نشستن تصميم گرفتن كه واسه دو روز غيبت پسرشون كه كلاس اولي هستش به مدرسه بگن كه بچه مريض شده نتونسته بياد و با خودشم هماهنگ كردن كه وقتي برگشتي مدرسه نبايد هيچ حرفي از سفر بزني! حالا ديروز تو زنگ تفريح بچه رفته به مدير و ناظمشون گفته آقا قراره شنبه من مريض شم دو روز نيام مدرسه!!😂 قشنگ برنامه سفرشونو لغو كرد. 》janeh baba《 @Messwak
چند سال پیش بابت کار اداری باید میرفتیم سبزوار بابای من گفت ۱۲ شب راه میوفتم که صبح زود برسم کارم انجام بشه برگردم گفتم منم میام که خسته نشی و خوابت نبره گفت نه ظهر خوابیدم خوابم نمیبره گفتم باشه ولی من میام، ما حرکت کردیم ساعت شد ۱۲:۳۰ (هنوز از تهران خارج نشده بودیم) دیدم بابام داره چشم‌ش رو میماله گفتم بزن کنار گفت نه ساعت ۱شب دیدم داره ماشین میره اینور اونور گفتم بزن کنار خودم میشینم جامون رو عوض کردیم و من راه افتادم ‏به محض حرکت کردن ماشین بابام خوابید ساعت ۶:۳۰ صبح سبزوار بیدارش کردم، رفتیم تنها هتل اونجا صبحونه خوردیم، رسوندمش اون اداره‌ای که کار داشت، بعد دوباره رانندگی کردم تا دامغان نهار خوردیم و دوباره رانندگی تا تهران. ساعت ۱۲:۳۰ رسیدیم تهران و کل مسیر بابام خواب بود، قبل تونل توحید زدم کنار به بابام گفتم شما بشین تا خونه، ۲۰دقیقه بعدش رسیدیم خونه و وقتی رسیدیم به مامانم گفت انقدر خسته شدم که حد نداره و مادرم هم به من غر که تو پس برا چی رفتی؟؟؟ حالا بیا و ثابت کن همش من پشت فرمون بودم و بابا کل مسیر خواب😐😂 》همون حسام《 @Messwak
تو تهران یه زورگیر سوار ماشین یه راننده شده و با چاقو تهدیدش کرده تا برن تو یه مسیر خلوت، تو مسیر راننده به ماشین بغلی با دست نماد کمک رو نشون داده اما خانومی که تو ماشین بوده فکر کرده اینا دارن مزاحمت ایجاد میکنن ، فوری به شوهرش گفته و اونم گرفته راننده و دزد رو مثل سگ زده :)) 》مَهدی مُحرَز《 @Messwak