Mind Palace.-
خودت؟
یه سکانسی بود از فیلم The last samurai و توش آخرین رئیس ساموراییها مرد. تو یه دشت سبز بود و آخرین چیزی که دید یه درخت بود که باد داشت شکوفههاشو میبرد. خیلی هوسانگیزه.
ولی چون دلم میخواد کشته بشم احتمالا اینجوری نخواهد بود. شاید زیر آفتاب باشه که همیشه ازش بدم میاد؟ شاید هوا گرم باشه مثلا.
احتمالا خیلی از جوابها مرگ توی خوابه ولی اخیرا اینکه بدنم رو آب با خودش ببره همونقدر دلپذیره. بیوفتم توی رودخونهای دریایی چیزی و هیچوقت پیدام نکنن
.| وایی من فوبیای خفه شدن دارم ولی اگه مرده باشم بعد بیفتم تو آب عالیه
Mind Palace.-
احتمالا خیلی از جوابها مرگ توی خوابه ولی اخیرا اینکه بدنم رو آب با خودش ببره همونقدر دلپذیره. بیوفت
منم دوست دارم جنازه ای ازم نمونه:)
«با فرارسیدن شب، صدها اندوه دوباره سر باز کرده بود و مردم باید زخمهای همدیگر را مداوا میکردند.»
صدها اندوه
صدها اندوه..