توصیه میکنم هیچ وقت به جایگاهتون تو زندگی آدما مطمئن نباشین.
مثلا دارین به اینکه طرف مقابل چقد براتون وسط قلبش جا گذاشته فک میکنین و بعد میفهمین خیلی وقته حتی تو مغزشم جا ندارین.
یه وقتایی با خودم فک میکنم سروکله زدن با آدما انتهای دیوونگیه
که هممونم بهش دچاریم.
Mind Palace.!
یه وقتایی با خودم فک میکنم سروکله زدن با آدما انتهای دیوونگیه که هممونم بهش دچاریم.
دیوونگیه دیگه
یه وقتایی خودت خودتو به بازی بگیری که آدمای کنارت به بازی گرفته نشن
و خب
کسی تعیین کرده آدمی وجود داره که تا آخر زندگی باهات بمونه؟ فکر نکنم.
Mind Palace.!
دیوونگیه دیگه یه وقتایی خودت خودتو به بازی بگیری که آدمای کنارت به بازی گرفته نشن و خب کسی تعیین کرد
این خیلی قمار بزرگیه که بخوای خودتو از دست بدی
اونم خودتی که تنها کسیه که تا آخر خط بهت چسبیده
اونم به خاطر آدمی که حتی مطمئن نیستی مزاحم حسابت میکنه یا نه
اینکه چیزی رو اعصابت باشه سخته اوکی.
ولی تاحالا شده حتی صدای نفس کشیدنایی که به گوشت میرسه ام رو مخت باشه؟
هدایت شده از •ناخواسته
گاهی اوقات از قوی بودن خسته می شی؛ دلت می خواد یک استعفانامه بلند بنويسی ، بعد هم وسايلتو جمع كنی و بری یه جای دور، یه جای دور دور. جايی كه اگر ازت پرسيدن قوی هستی يا ضعيف، بگی خیلی ضعيف. بگی دلم می خواد يكی زير بال و پرمو بگيره و جای من قوی باشه، و من با خیال راحت خوب استراحت كنم. استراحتی قدر یک عمر، قدر همه ی خستگيام، قد تمام قوی بودنام.
Mind Palace.!
گاهی اوقات از قوی بودن خسته می شی؛ دلت می خواد یک استعفانامه بلند بنويسی ، بعد هم وسايلتو جمع كنی و
- قوی بودن داره ما رو میکُشه .
اگه زندگیم یه کتاب بود احتمالا اتفاقات این چند روزو فقط کپی پیست شده بود بدون اینکه چیزی بهش اضافه شه.