یه مدتیه در مواجهه با انبوهی از مسائل از مکانیزم دفاعیه "نمی دونم و نمی خوام هم که بدونم" استفاده می کنم...
کنار اومدن با خودت، خیلی ابتدایی به نظر میاد
که من تو همین چیز ابتدایی به مشکل بر میخورم
Mind Palace.-
شک نکن من که هیچ؛ آسمان هم زمین میخورد....
من این شعر گرانم که از ارزان و ارزانی جدا شد..
+انسان ها معادلات ریاضی نیستن که جواب مشخص داشته باشن
انسان ها ربات نیستن که احساساتی نشن
معادله ی تابع نیستن که بتونی با حساب کتاب، x و yشونو به دست بیاری
خلاصه بگم
آدما خیلی غیر قابل پیش بینی تر از چیزین که تو فکر میکنی!
Mind Palace.-
تا حالا به زیبایی لبخند های خسته دقت کردین؟
و چشم هایی که احتمالا زیرشون گود افتاده و ریز شدن
Mind Palace.-
و چشم هایی که احتمالا زیرشون گود افتاده و ریز شدن
و سَری که به یه جا تکیه داده شده
Mind Palace.-
و سَری که به یه جا تکیه داده شده
و کمری که به زور صاف نگه داشته شده
Mind Palace.-
و کمری که به زور صاف نگه داشته شده
و نگاه هایی که معنیشونو نمیشه فهمید..
شایدم از شدت واضحی، انقدر بفهمیشون که توشون حل بشی