- کسی صدای منو میشنوه؟ منو از این اتاق لعنتی بیارین بیرون!
+ هی، کی اونجاست؟
- خواهش میکنم منو بیار بیرون!
+ شما اونجا چیکار میکنین؟
- من نمیدونم اینجا چیکار میکنم فقط میخوام بیام بیرون!
+ کلید اتاق دست من نیست.
- التماست میکنم برو پیداش کن! من دیگه نمیتونم اینجا بمونم... نمیتونم فردا صبح بیدار شم ببینم اونا بالاسرم وایسادن... نمیتونم یه شب دیگه رو با چشمای از حدقه زده بیرون بگذرنمو به صدای قهقهه هاشون گوش بدم! دیگه نمیتونم! منو از دست اونا نجات بده دارن منو میکشن!
+ متاسفم ولی انگار در از پشت قفل شده...!
- چی..؟؟
+ میگم درو از پشت قفل کردین! اینجا همه اتاقا یه کلید دارن شما قبلا کلید اتاق خودتونو تحویل گرفتین!
-....
+ آقا؟
-....
+ آقا؟!
میگردی، بین فلسفه میگردی، لابهلای ادبیات میگردی، درون سینما میگردی، میان موسیقی میگردی. بلکه فیلسوفی تو را یافته باشد، ادیبی تو را نوشته باشد، فیلمسازی تو را ساخته باشد و موسیقیدانی تو را نواخته باشد.