➖چگونگی مطلع شدن امام هادی علیهالسلام از شهادت امامجواد علیهالسلام
🛑عَنْ هَارُونَ بْنِ اَلْفَضْلِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِي اَلْيَوْمِ اَلَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ «إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ» مَضَى أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ عَرَفْتَ قَالَ لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِي ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَكُنْ أَعْرِفُهَا .
🔰هارون بن فضل گويد:
من امام هادی علیه السلام
را در روز شهادت امام جواد علیه السلام ديدم گفت:« إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ »، امام جواد علیهالسلام درگذشت
به او عرض شد:از چه راه فهميدى؟👈فرمود:يك خضوع و ذلّتى براى خدا در دلم افتاد كه پيش از آن درك نمىكردم
(رسیدن به مقام امامت).
📚:الکافي ج۱ ص۳۸۱
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖چگونگی مطلع شدن امام هادی علیهالسلام از شهادت امامجواد علیهالسلام 🛑عَنْ هَارُونَ بْنِ اَلْفَضْ
➖چرا دوران زندگانی مبارک امام جواد علیهالسلام کوتاه بود؟
🛑عنْ حَرِيزٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ" علیه السلام" جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَقَلَّ بَقَاءَكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ أَقْرَبَ آجَالَكُمْ بَعْضَهَا مِنْ بَعْضٍ مَعَ حَاجَةِ النَّاسِ إِلَيْكُمْ فَقَالَ إِنَّ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنَّا صَحِيفَةً فِيهَا مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ أَنْ يَعْمَلَ بِهِ فِي مُدَّتِهِ فَإِذَا انْقَضَى مَا فِيهَا مِمَّا أُمِرَ بِهِ عَرَفَ أَنَّ أَجَلَهُ قَدْ حَضَرَ فَأَتَاهُ النَّبِيُّ ص يَنْعَى إِلَيْهِ نَفْسَهُ وَ أَخْبَرَهُ بِمَا لَهُ عِنْدَ اللَّهِ ...
🔰حريز مي گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرضه داشتم:
چقدر عمر شما اهل بيت (عليهمالسلام) كوتاه است؟
امام (عليهالسلام) فرمود:
👈براى هر يك از ما صحيفهای است كه آنچه در مدت عمرش راجع به برنامه كارش احتياج دارد در آن نوشته شده است وقتي دستوراتي كه به امام شده، پايان يابد، امام میفهمد كه اجل او رسيده است. سپس پيامبر (صلاللَّهعليهوآله) نزد او ميآيد و او را از وفاتش مطلع میسازد و درجاتش را كه نزد خداست به او گوشزد میكند.
📚: الغيبة النعماني ، ص۲۸۹
کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖اول ذیالحجه سالروز ازدواج دو نور سلاماللهعلیهما
🛑أول يوم منه لسنتين من الهجرة زوج رسول الله صلى الله عليه وآله أمير المؤمنين علي بن أبي طالب بسيدة نساء العالمين فاطمة الزهراء البتول عليهما السلام.
🔰مرحوم شیخ مفید رحمهاللهعلیه:
روز اول از ماه ذیالحجه در سال دوم هجری، پیامبر صلیاللهعلیهوآله امیرالمومنین علیهالسلام و حضرت زهرا سلاماللهعلیها را به ازدواج هم در آوردند.
📚: مسار الشيعة ج1ص 36
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖اولین خواستگاران حضرت زهرا سلاماللهعلیها چه کسانی بودند؟
🛑كَانَ أَبُو بَكْرٍ خَطَبَ فَاطِمَةَ، [فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وسلم:
أَنَا أَنْتَظِرُ بِهَا الْقَضَاءَ.] ثُمَّ خَطَبَهَا عُمَرُ، فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ
🔰بلاذری نقل میکند:
ابو بكر؛ حضرت فاطمه سلاماللهعلیها را خواستگارى كرد و پيامبر فرمودند كه در اين رابطه منتظر دستور الهى هستم و سپس عمر خواستگارى كرد و پيامبر به او نيز همين پاسخ را دادند.
📚:انساب الاشراف ج ۱ ص402
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چه کسانی از این ازدواج ناراحت شدند؟
🛑عنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ص يَا عَلِيُّ لَقَدْ عَاتَبَتْنِي رِجَالٌ مِنْ قُرَيْشٍ فِي أَمْرِ فَاطِمَةَ وَ قَالُوا خَطَبْنَاهَا إِلَيْكَ فَمَنَعْتَنَا وَ تَزَوَّجْتَ عَلِيّاً فَقُلْتُ لَهُمْ وَ اللَّهِ مَا أَنَا مَنَعْتُكُمْ وَ زَوَّجْتُهُ بَلِ اللَّهُ تَعَالَى مَنَعَكُمْ وَ زَوَّجَهُ فَهَبَطَ عَلَيَّ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ يَقُولُ لَوْ لَمْ أَخْلُقْ عَلِيّاً ع لَمَا كَانَ لِفَاطِمَةَ ابْنَتِكَ كُفْوٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ
🔰 از على بنابىطالب (علیهالسلام) روايت ميكنند كه آن جناب فرمودند:
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بهمن فرمودند: يا على چند نفر از قريش مرا ملامت كردند در امر فاطمه و مرا مؤاخذه كردند
و گفتند كه ما نزد تو از فاطمه خواستگاری كرديم و تو ما را منع نمودى و او را به على تزويج كردى
من در جواب آنها گفتم؛
كه سوگند بخداوند كه من شما را منع نكردم و به على تزويج نكردم.
بلكه خدا شما را منع كرد و به على تزويج نمود؛
پس جبرئيل بر من نازل شد و گفت يا محمد خداوند ميفرمايد كه اگر على را نيافريده بودم هر آينه بر روى زمين براى دختر تو فاطمه كفو و هم شأنى نبود نه از آدمى و نه از غير آن
📚: عيون أخبار الرضا عليهالسلام،ج1ص225
👇نکته اول👇
بر اساس گزارش قبلی، مشخص میشود کسانی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله را در موضوع ازدواج حضرت زهرا سلاماللهعلیها با امیرالمومنین علیهالسلام توبیخ کردند، چه کسانی بودند.
👇نکته دوم👇
ابوبکر و عمر از دو طایفه تَیم و عَدیّ بودند که این دو طایفه زیر مجموعه طایفه بزرگ قریش بودند
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عوامل فراموشی غدیر قسمت دهم (چرا کینهها منجر به ترور نشد) ✍سعدبنعباده، با وجود ح
➖عوامل فراموشی غدیر
قسمت یازدهم
(کینه قریش در منابع مخالفین)
✍«پیشتر، پیرامون کینه و عداوت قریش نسبت به ساحت قدسی امیرالمؤمنین علیهالسلام، و ریشههای آن سخن به میان آمد.
اکنون پرسشی مطرح است: آیا در منابع مخالفان شیعه نیز نشانهای از این دشمنی دیده میشود؟
پاسخ مثبت است؛ منابع متعددی به این مهم اشاره کردهاند به اختصار، تنها به یک نمونه بسنده میکنیم»
🛑ومعلوم أن الله قد جعل للصحابة مودة في قلب كل مسلم، لا سيما الخلفاء رضياللهعنهم لا سيما أبوبكر وعمر ; فإن عامة الصحابة والتابعين كانوا يودونهما وكانوا خير القرون.
🔸 ولم يكن كذلك علي فإن كثيرا من الصحابة والتابعين كانوا يبغضونه
ويسبونه ويقاتلونه وأبو بكر وعمر رضي الله عنهما قد أبغضهما وسبهما الرافضة والنصيرية والغالية والإسماعيلية.
لكن معلوم أن الذين أحبوا ذينك أفضل وأكثر وأن الذين أبغضوهما أبعد عن الإسلام وأقل بخلاف علي فإن الذين أبغضوه وقاتلوه هم خير من الذين أبغضوا أبابكر وعمر بل شيعة عثمان الذين يحبونه ويبغضون عليا وإن كانوا مبتدعين ظالمين فشيعة علي الذين يحبونه ويبغضون عثمان أنقص منهم علما ودينا وأكثر جهلا وظلما.
🔹فعلم أن المودة التي جعلت للثلاثة أعظم.
وإذا قيل: علي قد ادعيت فيه الإلهية والنبوة. قيل: قد كفرته الخوارج كلها وأبغضته المروانية. وهؤلاء خير من الرافضة الذين يسبون أبابكر وعمر رضياللهعنهما فضلا عن الغالية.
🔰امام النواصب ابنتیمیه:
و روشن است که خداوند برای صحابه، بهویژه خلفای راشدین ـ رضیاللهعنهم ـ محبتی در دل هر مسلمان قرار داده است، مخصوصاً ابوبکر و عمر؛ زیرا بیشتر صحابه و تابعین آنان را دوست میداشتند، و آنان از بهترین نسلها بودند.
🔸 اما چنین محبتی در مورد علی وجود نداشت؛ زیرا بسیاری از صحابه و تابعین با او دشمنی داشتند، او را دشنام میدادند و با او میجنگیدند. در مقابل، دشمنی و ناسزاگویی نسبت به ابوبکر و عمر تنها از سوی رافضه، نصیریه، غُلات و اسماعیلیه بود.
اما معلوم است که دوستداران آن دو، هم برترند و هم شمارشان بیشتر؛ و دشمنانشان، از اسلام دورتر و اندکترند. بر خلاف علی، که دشمنانش و کسانی که با او جنگیدند، از دشمنان ابوبکر و عمر بهتر بودند. حتی شیعیان عثمان که او را دوست دارند و با علی دشمناند، گرچه اهل بدعت و ستماند، ولی شیعیان علی که عثمان را دشمن میدارند وعلی را دوست دارن، از نظر دانش و دیانت کمتر از آنها هستن وبیشتر از آنها جاهل و گمراه و ستمگرند.
🔹 بنابراین، بدان که محبتی که برای آن سه نفر (ابوبکر، عمر، و عثمان) در دلها نهاده شد، بزرگتر و برتر است.
و اگر گفته شود: «در مورد علی ادعای الوهیت و پیامبری شده است»، پاسخ آن است که همه خوارج او را تکفیر کردهاند و مروانیان نیز با او دشمنی داشتهاند؛ و این گروهها، از رافضیانی که به ابوبکر و عمر ناسزا میگویند – چه رسد به غالیان – بهترند.
📚منهاج السنة النبوية ج ۷ ص ۱۳۷
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖عوامل فراموشی غدیر
قسمت دوازدهم
(حسادت قریش)
✍️یکی از عوامل اصلی مخالفت قریش با خلافت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، حسادت و رقابتهای قریش نسبت به بنیهاشم بود. آنان نمیخواستند که مقام نبوت و خلافت در یک خاندان تجمیع شود، چرا که این امر تهدیدی برای منافع و نفوذ قریش در قدرت محسوب میشد. لذا، تمامی تلاش خویش را برای ممانعت از رسیدن بنیهاشم به خلافت به كار گرفتند(قریش در بحث نبوت نیز تمام تلاش خود را برای مانع شدن نبوت انجام داد اما در انتهاء جزء طلقاء به اکراه اظهار اسلام کردند)
🔺كذَلِكَ فَعَلَا بِي مَا فَعَلَا حَسَدا1
🔸ابوحازم انصاری از امیرالمومنین علیه السلام در مورد کسانی که بر ایشان مقدم شدند پرسید:
آنچه با من کردند از سر حسادت بود.
🔺أ ما تری کیف احسد علی فضل الله بموضعی من رسول الله و ما رزقنیه الله من العلم فیه.2
🔸امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
این قوم برای پیکار با من چیزی بغیر از حسادت نیفاتم و این بابت سابقه ام در سلام و جایگاهم نزد پیامبر صلی الله علیه و اله و دانشی است که خداوند روزی ام داشته است.
🔺يا أَبَا الْحَكَمِ، مَا رَأْيُكَ فِيمَا سَمِعْتَ مِنْ مُحَمَّدٍ؟ فَقَالَ: مَاذَا سَمِعْتُ، تَنَازَعْنَا نَحْنُ وَبَنُو عَبْدِ مَنَافٍ الشَّرَفَ، أَطْعَمُوا فَأَطْعَمْنَا، وَحَمَلُوا فَحَمَلْنَا، وَأَعْطَوْا فَأَعْطَيْنَا، حَتَّى إذَا تَجَاذَيْنَا عَلَى الرَّكْبِ، وَكُنَّا كَفَرَسَيْ رِهَانٍ، قَالُوا: مِنَّا نَبِيٌّ يَأْتِيهِ الْوَحْيُ مِنْ السَّمَاءِ، فَمَتَى نُدْرِكُ مِثْلَ هَذِهِ، وَاَللَّهِ لَا نُؤْمِنُ بِهِ أَبَدًا وَلَا نُصَدِّقُهُ. قَالَ: فَقَامَ عَنْهُ الْأَخْنَسُ وَتَرَكَهُ.3
🔸ابوجهل:
ما با بنی هاشم بر سر تصاحب شرف، رقابت می کردیم آنها به مردم طعام می دادند ما نیز طعام دادیم؛ آنها به مردم مرکب می دادند ما نیز می دادیم آنها پول می دادند ما نیز می دادیم تا اینکه ما دو اسب مسابقه زانو به زانو شدیم آنگاه گفتند ازما پیامبری برخواسته است و از آسمان بر او وحی می شود اینکه ما چگونه به آنان برسیم؟سوگند که ما هرگز به او ایمان نیاوردیم و او را تصدیق نکردیم
🔺و قَالَ ابنُ عَبَّاسِ؛ مَا شَيْتُ عُمَرَ بنَ الخَطَّابِ يَوماً فَقَالَ لِي: يَا ابنَ عَبَّاس! مَا يَمْنَعُ قَوْمَكُم مِنكُمْ وَ أنتُم أهلُ البَيْتِ خَاصحه ًّ؟ لا أدري! قَالَ: لَكِنَّنِي أدري؛ إنَّكُمْ فَضَلْتُمُوهُم بِالنُّبُوَةِ؛ فَقَالُوا: إن فَضَلُوا بالخلافَةِ مَعَ النُّبوةِ لَمْ يُبْقُوا لَنَا شَيئاً؛ وَ إنَّ أفْضَلَ النصيبين بِأيدِيكُمْ، بَلْ مَا أخَالُهَا إلا مُجْتَمِعَةً لَكُم وَ إن نَزَلَتْ عَلَي رَغْمٍ أنْفِ قُرَيشٍ.4
🔸ابن عبّاس ميگويد:
روزي همراه عمر بن خطّاب ميرفتم؛ او به من گفت: اي پسر عبّاس چه چيز قوم شما را از شما بازداشت و موجب شد كه گرد شما جمع نشوند با آنكه شما اهل بيت خاصه رسول خدا هستيد؟!
من در پاسخ او گفتم: نميدانم.
عمر گفت: وليكن من ميدانم!
شما بني هاشم بر قريش به سبب نبوّت كه در شما قرار گرفت برتري و فضيلت پيدا كرديد.
قريش گفتند: اگر بني هاشم به واسطۀ خلافت همراه با نبوّت برتري و فضيلت پيدا كند ديگر چيزي براي ما باقي نميگذارند.
و به درستي كه افضل ( نبوّت ) در دست شماست؛ بلكه من چنين ميپندارم كه خلافت و نبوّت در شما مجتمع ميشود، اگر چه نزول خلافت در شما عليّ رغم أنفِ قُرَيش بوده باشد(یعنی قریش نه تنها دخالتی در قرار گرفتن نبوت در بنی هاشمنداشت بلکه هر کاری کردند که مانع شوند از تطمیع و تهدید و ترورو و...)
📚منابع:
1: العدد القویه ص 153
2: المناقب خوارزمی 189
3: سیره ابن هشام ج 1 ص 316
4: عقد الفريد ج 3، ص 77
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عوامل فراموشی غدیر قسمت دوازدهم (حسادت قریش) ✍️یکی از عوامل اصلی مخالفت
➖عوامل فراموشی غدیر
قسمت سیزدهم
(تهدید)
✍🏻در بررسی «عوامل فراموشی غدیر»، تاکنون به مواردی همچون ادعای نسخ، کینهورزی قریش و حسادت پرداختهایم. اکنون به یکی دیگر از عوامل مهم، یعنی «تهدید»، میپردازیم.
قریش برای دستیابی به هدف خود، یعنی غصب خلافت، از ابزار تهدید بهره گرفت و در مواردی، این تهدیدها را به مرحله اجرا رساند. این اقدامها نهتنها برای ایجاد رعب و وحشت در میان مخالفان بود، بلکه در تغییر مسیر تاریخی نیز نقش داشت. تهدیدهای اعمالشده بهطور نظاممند برای تضعیف پایگاه اجتماعی مخالفان و تحکیم موقعیت گروه حاکم به کار گرفته شد.
در ادامه، با تکیه بر شواهد تاریخی، این موضوع را تحلیل خواهیم کرد تا ابعاد گوناگون آن با دقت بیشتری روشن شود.
🔺فقَالَ عُمَرُ لَا وَاللَّهِ لَا يُخَالِفُنَا أَحَدٌ إِلَّا قَتَلْنَاهُ)1
🔸عمر در ابتداء خلافت غاصبانه ابابکر گفت :
به خدا قسم هر کسی با ما مخالفت کند، او را میکشیم !
👇خاندان وحی👇
🔺وتفقد ابو بکر قوماً تخلفوا عن بیعته عند علی بن ابی طالب کالعباس، والزبیر وسعد بن عبادة فقعدوا فی بیت فاطمة، فبعث ابو بکر الیهم عمر بن الخطاب، فجاءهم عمر فناداهم وهم فی دار فاطمة، فابوا ان یخرجوا فدعا بالحطب، وقال: والذی نفس عمر بیده لتخرجن او لاحرقنّها علی من فیها. فقیل له: یا ابا حفص انّ فیها فاطمة، فقال: وان.... )2
🔸ابو بکر, عمر را به دنبال عدهای که از بیعت با او سرباز زده بودند (از جمله عباس و زبیر و سعد بن عباده) نزد آقا امیرالمؤمنین علی (علیهالسّلام) که در خانه حضرت زهرا تحصن کرده بودند فرستاد، عمر آمد و آنها را صدا زد که بیرون بیایند آنها در خانه بودند و از بیرون آمدن ابا کردند، عمر هیزم طلب کرد و گفت: قسم به آنکه جان عمر در دست اوست یا بیرون بیائید و یا اینکه خانه را با اهلش به آتش میکشم. به او گفته شد ای اباحفص (کنیه عمر) در این خانه فاطمة است، او گفت اگرچه فاطمه هم باشد (خانه را به آتش میکشم).
🔺أحرقوا دارها بمن فيها)3
🔸عمر بن الخطاب به افراد خود گفت:
خانه را به همراه کسانی که در داخل خانه هستند آتش بزنید
ِ🔺قالَ: [إِنْ] لَمْ أَفْعَلْ؟ قَالا: إِذًا تُقْتَلُ وَ صَغَراً لَكَ، قَالَ: إِذًا تَقْتُلُونَ عَبْدَ اللَّهِ وَ أَخَا رَسُولِ اللَّهِ)4
🔸وقتی امیرالمومنین علیهالسلام را به زور برای بیعت آوردند به وی گفتند بیعت کن امام علیه السلام فرمودند اگر بیعت نکنم چه میشود؟
گفتند تو را میکشیم .
🔺فقالوا له : بايع ، فقال : إن أنا لم أفعل فمه ؟ قالوا : إذا والله الذي لا إله إلا هو نضرب عنقك)5
🔸ابن قتیه نقل میکند:
وقتی امیرالمومنین علیهالسلام را برای بیعت آوردند به وی گفتند بیعت کن؟ فرمودند: اگر بیعت نکنم چه می شود؟
گفتند گردنت را می زنیم
📚منابع:
1: فتح الباري شرح ج7ص31
2: اعلام النساء ج 4 ص 114
3: الملل و النحل ج1 ص 71
4: المسترشد 380
5: الامامة و السیاسة ج 1 ص 30
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖تلاشهای حضرت زهرا سلاماللهعلیها برای نجات امت 🔺فَقَالَ سَلْمَانُ فَلَمَّا كَانَ اللَّيْلُ حَ
➖غدیر اتمام حجت بر امت
🛑 قالَتْ اَلصِّدِّيقَة اَلطَّاهِرَة فَاطِمَة اَلزَّهْرَاءِ صَلَوَاتُ اَللهِ عَلَيْهَا:
فَمَا جَعَلَ اَللَّهُ لِأَحَدٍ بَعْدَ غَدِيرِ خُمٍّ مِنْ حُجَّةٍ وَ لاَ عُذْرٍ
🔰 حضرت زهراء سلام الله علیها می فرمایند :
خداوند پس از غديرخم براى كسى حجّت و عذرى باقى نگذاشت
(اتمام حجت برای همگان).
📚: دلائل الإمامَه،ص 122
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖عوامل فراموشی غدیر قسمت سیزدهم (تهدید) ✍🏻در بررسی «عوامل فراموشی غدیر»
➖عوامل فراموشی غدیر
قسمت چهاردهم
(قتل سعد بن عباده)
✍🏻قریش نه تنها تهدید میکرد، بلکه این تهدیدات را نیز عملی کرده و مخالفان خود را به قتل میرساند.
در تاریخ، نمونههایی از این اقدامات ثبت شدهاند که نشاندهنده سیاست قریش در برخورد با مخالفان است. در ادامه، دو مورد از این کشتارها را بیان میکنیم.
🔺سل عمر سيفه ثم قال: لا أسمع رجلا يقول مثل مقالته تلك إلا ضربت عنقه)1
🔸مرحوم برقی نقل میکند:
وقتی دوازده نفر ازانصار و مهاجرین با ابابکر بر روی حقانیت امیرالمومنین علیه السلام احتجاج کردند و ابابکر محکوم شد:
عمر همراه جماعتی از یارانش بعد از چند روز شمشیر کشید و نعره زد اگر کسی چونان پیشین سخنان راند، گردنش را می زنیم
👇بیعت نکردن👇
🔺لم يبايع لأحد لا لأبي بكر و لا لعمر و لا لغيرهما.)2
🔸ابنابیالحدید:
سعد بن عباده رئیس قبیله خزرج هیچ وقت نه با ابابکر بیعت کرد و نه با عمر بن الخطاب
👇کشتن سعد👇
🔺أبو المنذر هشام بن محمد الكلبي قال: «بعث عمر رجلا إلى الشام، فقال: ادعه إلى البيعة و احمل له بكل ما قدرت عليه، فإن أبى فاستعن اللّه عليه، فقدم الرجل الشام، فلقيه بحوران في حائط، فدعاه إلى البيعة، فقال: لا أبايع قرشيا أبدا!قال فإني أقاتلك!قال و إن قاتلتني!قال: أ فخارج أنت مما دخلت فيه الأمة؟قال: أما من البيعة فأنا خارج. فرماه بسهم فقتله.)3
🔸العقد الفرید نقل میکند:
عمر شخصی را به شام فرستاد و به او گفت: «سعد را به بیعت دعوت کن و تا جایی که میتوانی او را تحت فشار قرار بده. اگر نپذیرفت، از خداوند یاری بخواه.» آن شخص وارد شام شد و در حوران، در باغی با سعد روبرو شد. او را به بیعت دعوت کرد، اما سعد پاسخ داد: «هرگز با قریشی بیعت نخواهم کرد!» فرستاده گفت: «پس با تو میجنگم!» سعد پاسخ داد: «حتی اگر با من بجنگی!» فرستاده پرسید: «آیا از چیزی که امت پذیرفته خارج میشوی؟» سعد گفت: «از بیعت خارج میشوم.» پس فرستاده تیری به سمت او پرتاب کرد و او را کشت.
👇توجیه کشتن سعد👇
🔺ابن سيرين يحدث أن سعد بن عبادة بال قائما فلما رجع قال لأصحابه إني لأجد دبيبا فمات فسمعوا الجن تقول قد قتلنا سيد الخزرج سعد بن عبادة ورميناه بسهمين)4
🔸بن سیرین روایت میکند:
سعد بن عباده در حالی که ایستاده ادرار میکرد، ناگهان احساس کرد چیزی در بدنش حرکت میکند. پس از بازگشت، به همراهانش گفت: "احساس میکنم چیزی در بدنم میجنبد"، و سپس درگذشت. گفته شده که مردم صدای جن را شنیدند که میگفت: "ما سید خزرج، سعد بن عباده را کشتیم و او را با دو تیر هدف قرار دادیم".
👇جواب زیبا👇
🔺سأل أبو حنيفة الطاقي فقال لم لم يطلب علي بحقه بعد وفاة الرسول إن كان له حق قال خاف أن يقتله الجن)5
🔸ابوحنفیه از مومن طاق سوال کرد: اگر علیبنابیطالب بر حق بود چرا بعد از شهادت پیامبرصلیاللهعلیهواله حق خود را مطالبه نکرد؟
مومن طاق جواب دادند:
ترس از این داشتند که به وسیله جنیان کشته شود.
📚منابع:
1: رجال البرقي: 66
2: شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج6، ص: 11
3: العقد الفريد ج5 ص14
4: الطبقات الكبرى ج 3 ص 617
5: مناقب ابنشهرآشوب: ج۱ص270
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi