﷽
آتش بس دشمنی ها را دوستی نمی کند.عزیزان ما را برنمی گرداند.ویرانه هامان را نمی سازد؛اما می تواند قوای ما را برای مواجهه با دشمن تقویت کند.
آتش بس صلح نیست.تاکتیک جنگی است.که اگر صلح بود و قرار بود پایان همه ی جنایت ها باشد دوباره جنگ نمی شد.
این جنگ اصلا نسبتی با آشتی ندارد.این برداشت یک دختر بچه بیست ساله از سیره ی آقای شهید است.
آقایی که بعد از جنگ هشت ساله چفیه اش را نذاشت توی بقچه.آقایی که دائم بهمان می گفت خانواده شهدا را روی سرمان بگذاریم و خودش رزمنده ها و جانبازان را فراموش نکرد.
آقایی که درگیر دنیای آرام بعد از قطعنامه ۵۹۸ نشد و فرماندهی مرحله جدیدی از جنگ را به عهده گرفت.
در جنگ اراده ها بهمان گفت افسران جنگ نرم و ازمان خواست روایت کنیم مسلکمان را.جهاد را آورد توی متن زندگی هامان و از آن پس هر تلاشی که نقطه مقابل حرکت دشمن بود اسمش می شد جهاد.چه با اسلحه بود چه با قلم و فکر چه با پول.
آتش بس آتش بس است.قرص فراموشی که نیست.نباید حافظه ی تاریخی مان را به تنظیمات کارخانه برگرداند.نباید از یادمان ببرد دشمن خیر هیچ کداممان را نمی خواهد.با حجاب و بی حجاب،مذهبی و غیر مذهبی برایش فرقی ندارد.آتش بس نباید حواس پرتمان کند.دشمن هنوز دشمن است.
#جنگ
@misaq85
میثاق
کار از تو میرود مددی ای دلیل راه کانصاف میدهم وز راه اوفتاده ایم #حافظ @misaq85
تا نیایی گره از کار بشر وا نشود
میثاق
در این یادداشت تلاش شده تفاوت دو مفهوم «صراط»(راه اصلی در متن) و «سبیل»(راه های فرعی اعم از سازگار ی
﷽
با مذهبی های مخالف انقلاب و جریان فکری شان مواجهه ای نداشتم.نمی دانستم افکارشان چقدر با آنچه پیرامون من می گذرد فاصله دارد تا زمانیکه فهمیدم یکی از رفقای حوزه از کودکی در آن فضا قد کشیده.
دوستی با برکتی بود.ما دو تا آدم از دو جریان فکری متفاوت و شاید مخالف بودیم و فرصت خوبی بود تا با دنیای موازی مان آشنا شویم و به سوالات هم پاسخ دهیم.
من هم رنگ آن جریان نشدم اما سبک جدیدی از اندیشیدن را یاد گرفتم.هربار،به منابع دینی مراجعه می کنم تا منظومه ی فکری ام را تکمیل کنم.از آن پس خیلی وقت ها توی ذهنم با آن آدم ها حرف می زنم و بهشان فکر می کنم.
هم من به شنا کردن در عمق تفکر دینی احتیاج دارم،هم این جریان فکری باید بداند آنچه ما می گوییم ساخته پرداخته خیالتمان نیست.از متن دین استخراج شده.
بعد از شهادت آقا،متن هایی خواندم که نویسنده و دنبال کننده آن عزاداری برای آقا یا انتخاب رهبر جدید را نقطه ی مقابل انتظار و مهدویت می دانستند.یادم آمد این جریان سالهاست می خواهد اثبات کند یا باید انقلابی باشی یا منتظر.
اگر از ولایت فقیه حرف می زنی یعنی خیال می کنی بشریت دیگر محتاج منجی نیست و بدون امام می شود زندگی کرد.پس تو داری اصلی دینی را انکار می کنی و باید تکفیر شوی.
حالا اگر از شما بخواهم با توجه به آنچه پیش از این درباره تفاوت صراط و سبیل خوانده اید تفکر این گروه را نقد کنید،چه خواهید گفت؟
#صراط #سبیل #تفسیر #مهدویت
@misaq85
میثاق
﷽ با مذهبی های مخالف انقلاب و جریان فکری شان مواجهه ای نداشتم.نمی دانستم افکارشان چقدر با آنچه پیرا
﷽
دسته ی کتری می تواند داغ باشد.غذا هم.تن تب دار هم.
داغ بودن یک مفهوم کلی است که هر بار یک چیزی می تواند مصداق آن باشد.
ما در متون دینی با انبوهی از مفاهیم کلی مثل داغ بودن روبه رو هستیم که هر بار می توانند مصداق متفاوتی داشته باشند.
اگر بخواهم با توجه به بحث های قبلی مان مثالی بزنم باید به احادیثی اشاره کنم که امام معصوم علیه السلام را مصداق «صراط» می دانند.
و حالا هزار و چهارصد سال پس از آن روایات وقتی بار دیگر ویژگی های صراط و سبیل را مرور می کنیم«انقلاب اسلامی» با سبیل بودن سازگاری بیشتری دارد.
فهم این تفاوت می تواند به مسائل بسیاری از جامعه مذهبی پاسخ بدهد.چه موافق انقلاب اسلامی باشند چه نباشند.
یک انقلابی وقتی بداند راهی که انتخاب کرده تنها سبیلی به سوی صراط است هیچ گاه خودش را پایان راه تصور نمی کند و می داند تنها به آن اندازه که با صراط یعنی امام سنخیت داشته باشد حرکتش ارزشمند است.
وقتی مذهبی انقلابی به بلوغ درک این تفاوت رسید،مذهبی مخالف انقلاب دچار این سوء تفاهم نمی شود که جریان انقلاب اسلامی با مهدویت در تضاد است.
#صراط #سبیل #تفسیر #مهدویت
@misaq85
میثاق
﷽ دسته ی کتری می تواند داغ باشد.غذا هم.تن تب دار هم. داغ بودن یک مفهوم کلی است که هر بار یک چیزی
﷽
🌱آدم ها خیلی هنر کنند چند تا اسم حسابی می توانند داشته باشد؟چند تا صفت خوب؟شاید خیلی؛اما خودشان را هم که بکشند نمی توانند همه ی اسم و صفت ها را برای خودشان کنند.
🌱درست بر خلاف او.اصلا همه ی اسم ها و صفت های خوب فقط برای اوست؛اما می گذارد آدم ها هم کمی مزه مزه شان کنند.خودش آنها را ایجاد کرده و به آدم ها هم اجازه داده در خودشان ایجاد کنند.
🌱اینکه می گویم همه ی اسم ها برای اوست و آدم ها هیچوقت نمی توانند صاحب آنها شوند الکی نیست.رو حساب است.چون او یک چیزهایی دارد که هیج کس ندارد.هیچ کس یعنی هیچ کس.
🌱او می تواند چیزهایی که آدم ها ندارند بهشان بدهد و ازشان بگیرد.اول از همه زندگی.یا مثلا مرگ یا حتی خیلی چیزهای دم دستی دیگر.
🌱چون هیچ وقت نمی میرد زندگی دادن یا زندگی گرفتن از آدم های ده قرن پیش با ده قرن دیگر هیچ فرقی برایش ندارد.
🌱حالا شما بگویید کدام آدمی می تواند نیازهای همه ی آدم ها از اول تا آخرشان را برآورده کند؟کدام آدمی توانسته یک چیزهایی بسازد که همه ی بشریت از آن استفاده کنند؟
🌱او حتی نیازهای آدم های فراموش کاری که او را از یاد برده اند را هم تا یک جایی و یک روزی می دهد.آسمان را بالای سرشان نگه می دارد و زمین را از زیر پایشان نمی کشد؛اما تا یک روزی این کار می کند.این مهربانی بی حد و اندازه برای همه کس همیشگی نیست.
🌱حدس می زنید از روی کدام اسم یا صفتش می شود این همیشگی نبودن را فهمید؟مفسرین می گویند رحمانیت.
🌱درست بر عکس آنچه به اشتباه توی مغزمان کرده اند،رحمانیت اسم ترسناکی است.عذاب های دردناک ناشی از همین رحمانیت است.
🌱اگر می خواهیم رحمت همیشگی خدا شامل حالمان شود باید مؤمن شویم تا با اسم رحیمش با ما برخورد کند.
#تفسیر
#نقد_اسلام_رحمانی
@misaq85
﷽
اگر روزی پیر شدم و خواستم نوجوانی را نصیحت کنم بهش نمی گویم قدر بدان که ما قدر ندانستیم و گذشت.
من نوجوانی ام را و تصمیماتی که در آن گرفته ام،دوست دارم.و راهی که رفته ام.و کتاب هایی که توش خوانده ام.و آدم هایی که باهاشان آشنا شدهام.
با گوشی مادرم می رفتم توی سایت های مختلف_بیشتر از همه سایت آقا_می چرخیدم که خدا خواست و یک بار با اطلاعیه یک دوره آموزشی مواجه شدم.
خیلی برایم جالب بود که سایت آقا این دوره را معرفی کرده.پس ثبت نام کردم و از آنجا که سابقه ی افتضاحی در پیگیری کلاس های مجازی داشتم،فقط دو جلسه از آن را گذراندم.
تنها کار چشمگیری که انجام دادم درست کردن یک کلیپ از حرف های آقا راجع به بنت الهدی صدر بود.ازمان خواسته بودند درباره اش تحقیق کنیم.
آخر دوره باهام تماس گرفتند که وخی بیا مدرسه دارالفنون امیر کبیر می خواهیم با اعضای فعال دوره مصاحبه کنیم.خیلی از بچه های فعال ساکن شهرستان بوده اند و تو چون کلیپ فرستاده ای مثلا فعال درجه چندم حساب می شوی.
آن روز یکی از روزهای با برکت و به یادماندنی زندگی من شد.روزی که استادم بهم گفت الان که نوجوانی کتاب بخوان و ظرف ذهنت را از اندیشه آقا پر کن.ببین حرف حسابش چیست.
بعد از آن روز من و دوستم مطالعه کتاب«دغدغه های فرهنگی» آقا را شروع کردیم و پشت بندش کتاب های دیگر.طرح کلی و انسان دویست و پنجاه ساله و...
این قصه ی هزار و یک شب را تعریف کردم که بگویم آن دوره ها دوباره شروع شده.شما هم اگر دوست داشتید می توانید امتحان کنید و طعم آشنایی با اندیشه آقا در زمینه های مختلف را بچشید.
@misaq85