M!ST
؛
سکون، در لغت به معنای آرامش و در مقابل حرکت است، و در اصطلاح فلسفی، سکون، عدم حرکت در چیزی است که صلاحیت حرکت را دارد.
حالا در آرامش بی جنبش دادگاه ما، همه چیز بر وفق مراد است، حتی اگر پرنده ای نان نخورَد، دانه برفی در این زمستان نبارد و ابری جلوی آفتاب را نگیرد. چرا که عمق این سرما در پستوی جان ما ریشه زده و چیزی جز همگن خودش، سکوت سوز را نمیخواهد.
؛
اگر میشد جهان را در یک دست جا داد قطعا با دست دیگرم آن را محکم شوت میکردم تا ببینم همان اندازه که من به او تعلق خاطر دارم، او هم مرا دنبال میکند؟! و اگر برنگشت دیگر منی نیست تا نتیجه را ببیند، و اگر برگشت برای من نبوده است و رسالتش را ادا کرده؛
دلبستگی های ژاژ.