#برش_کتاب 📗
📌(برشی از کتاب مهر تابان ، یادنامه مرحوم علامه طباطبایی به قلم مرحوم علامه طهرانی)
این مرد ، جهانی از عظمت بود ؛ عیناً مانند یک بچه طلبه در کنار صحن مدرسه روی زمین می نشست و نزدیک به غروب در مدرسه فیضیه می آمد ، و چون نماز بر پا می شد مانند سائر طلاب نماز را بجماعت مرحوم آیة الله آقای حاج سید محمد تقی خونساری می خواند . آنقدر متواضع و مؤدب ، و در حفظ آداب سعی بلیغ داشت که من کراراً (چندین بار) خدمتشان عرض کردم : آخر این درجه از ادب شما و ملاحظات شـمـا مـا را بی ادب میکند ! شما را بخدا فکری بحال ما کنید
از قریب چهل سال پیش تا بحال دیده نشد که ایشان در مجلس به متکا و بالش تکیه زنند ، بلکه پیوسته در مقابل واردین ، مؤدب ، قدری جلوتر از دیوار می نشستند ؛ و زیر دست میهمان وارد . من شاگرد ایشان بودم و بسیار بمنزل ایشان می رفتم ، و به مراعات ادب می خواستم پائین تر از ایشان بنشینم ؛ ابدأ ممکن نبود . ایشان بر می خاستند ، و می فرمودند : بنابراین ما باید در درگاه بنشینیم یا خارج از اطاق بنشینیم !
#کتاب
#مهرتابان
#علامه_طباطبایی
#برش_کتاب 📗
📌(برشی از کتاب مهر تابان ، یادنامه مرحوم علامه طباطبایی به قلم مرحوم علامه طهرانی)
در تابستانها از قديم الأيـام رسمشان این بود که بزیارت حضرت ثامن الأئمه عليه السّلام مشرف می شدند و دوران تابستان را در آنجا می ماندند ؛ و ارض اقدس را بر سائر جاها مقدم می داشتند ، مگر در صورت محذور . در ارض اقدس هر شب بحرم مطهر مشرف می شدند ، و حالت التماس و تضرع داشتند . و هر چه از ایشان تقاضا می شد که در خارج از مشهد چون طرقبه و جاغرق سکونت خود را ـ بعلت مناسب بودن آب و هوا ـ قرار دهند ، و گهگاهی برای زیارت مشرف گردند ابدأ قبول نمی کردند ، و می فرمودند : ما از پناه امام هشتم جای دیگر نمی رویم .
#کتاب
#مهرتابان
#علامه_طباطبایی