هدایت شده از چرا؟!☫
🔻«اینتراستلار۲» در قم ساخته میشود.
کریستوفر نولان با حضور در مسجد امام علی نیروگاه قم اعلام کرد با توجه به هوای امروز قم نسخه جدید فیلم پرطرفدار میان ستاره ای در قم ساخته میشود و از ظرفیت های محلی این شهر استفاده میشود.
@Chera_akheh
گوینده الان شبکه پویا..
صداش شدیدا تو دماغیه
ضبطشو شدیدا ضعیف انجام داده
تلفظ بعضی حروفش گوشو میزنه
سرعتش بالاست
پارتی خیلی کلفتی داشته✅
- من چرا باید خواب تورو ببینم؟ درحالی که اصلا خیلی وقته کانالتو نخوندم. خوابم انقدر واقهی بود که مطمئنم داشت یه پیامی رو بهم میرسوند.. یه نفر تو خواب بهم میگفت چیزایی که بهت میگمو رو کاغذ بنوبس که به ادمین مجهولات بگی و یادت نره و منم داشتم برات مینوشتم کع اره من الان دارم خوابت رو میبینم یه اتفاقایی افتاده.. و الان هیچی یادم نمیاد چی نوشتم. ینی پشمام
#ناشناس
+ نه تو رو قرآن.. یه کم فکر کن شاید یادت اومد🥲😂💔
آخه من همون شبی که یه شات گذاشتم که خیلی داغونم، خیلی از خدا خواستم بهم برسونه دقیقا باید چکار کنم و شاید جواب همون بوده..🥲 بازم انشاءالله که خیره!
- عمه، گفتی مامان بزرگ چی شده بود؟
- مامان بزرگ؟ پهلوش کبود بود... بدنش سوخته بود... زخمی بود... درد داشت... بدون کفش دوید تو کوچهها و خار رفت تو پاهاش... اونجا با قلاف شمشیر و تازیانه میزدنش... وقتی میخورد زمین، چادر سوختهاش خاکی میشد... جوون بود اما موهاش از غصه سفید شد... تازه، خیلی نگذشته بود که یتیم شده بود... راستی! اینا رو پیش رقیه نگیدا! کوچیکه... دلش طاقت نداره... دق میکنه!
- نه نمیگیم!
- شما نگران نباشیدا! اون موقع بابا حسین تون خیلی کوچیک بود... ولی الان دیگه خیلی مَرده! حواسش بهتون هست... نمیزاره کسی کمتر از گل به شما بگه!
- آره... تازه عمو عباسم هست!
- آره عمه جان...
- عمه، چرا اینقدر زود از مکه میریم؟ اتفاقی افتاده؟
- نه عمه.. تا بابا هست، تا عمو عباس هست، تا علیاکبر هست، تا قاسم هست که اتفاقی نمیافته... اصلا اگه همه برن، تا عمه هست نمیزارم مو از سرتون کم بشه. باشه عمه؟ فقط یادتون نره... به رقیه چیزی نگیدا! اون خیلی کوچیکه...
مجهولات
🔻«اینتراستلار۲» در قم ساخته میشود. کریستوفر نولان با حضور در مسجد امام علی نیروگاه قم اعلام کرد با
- این الان جدیه؟ داره مسخره میکنه؟
وات ده فاز؟
#ناشناس
+ نه بابا داره هوای فوقالعاده خراب قمو مسخره میکنه😂 چون اینتراستلار یه فیلم آخرالزمانی بود که با سناریوی هوای خیلی آلوده شروع میشد...
یه کانالی چالش عکس آیینهای گذاشته بود و باعث شد اینارو بعد چند سال ببینم و یادم بیاد هنوزم این بنده خدا رو نبخشیدم که چهار ساعت جلوی آینه وایسادم یه عکس درست بگیرم، ولی همش این بود :/
انگار رسالت داشت عکس منو خراب کنه.
حدود ۵,۶تا عکسو که بازم توش بود همون موقع پاک کردم.
بچهها راستی..
فاطمه سادات، از ممبرای مجهولات، مدتی پیش پدرشو از دست داده🥀
منتظر بودم شلوغیای انتخابات بخوابه تا اینجا بگم همگی براشون فاتحه بخونیم.. اما این که یکدفعه شبِ رقیه سادات یادم اومد، قطعاً داستانش با یه یاد کردنِ ساده فرق داره :)💔
برای تسکین قلب ترکخوردهٔ دختری که شاید با روضهٔ امشب خیلی بیشتر از من و شما اشک ریخت دعا کنید و برای بابای مهربونش فاتحه بخونید🤍
همین...
هدایت شده از منظومهٔ من
- و خدا رحم کند اینهمه تنهایی را
قصهی غربت یک دختر بابایی را... 🥀
#تأویل(ح.جعفری)
السلام علیک یا رقیه بنت الحسین(ع)
مجهولات
- عمه، گفتی مامان بزرگ چی شده بود؟ - مامان بزرگ؟ پهلوش کبود بود... بدنش سوخته بود... زخمی بود... در
- دیشب خیلی با این متن گریه کردم
خودت نوشتی؟
#ناشناس
+ التماس دعا از قلب رقیقات :)✨
بله