eitaa logo
مجهولات
318 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
819 ویدیو
22 فایل
آدم‌ها منظوری که تو فکر خودشون هست و مایل به شنیدنش هستن رو می‌شنون، نه لزوماً حرف تو رو. تأویل هستم و این‌جاام چنلیه که باهاش بیش از ۴ سال خاطره شیرین دارم =) شناس @ha_jafarii ناشناس https://eitaa.com/mjholat/29486 محل save ناشناسا: @mjholat_gap
مشاهده در ایتا
دانلود
از اون مهمونیا که خوش میگذره>>>>>>
هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زین‌الدین: هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید، آنها شما را نزد اباعبدالله یاد می‌کنند.
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید راسیت داشتم فک میکردم چجوری میکشینش فک کردم اول آبش میدین بعد با چاقو سر میبرین😅
مجهولات
📪 پیام جدید راسیت داشتم فک میکردم چجوری میکشینش فک کردم اول آبش میدین بعد با چاقو سر میبرین😅 #دایگ
سلام نه😂✨ اون محفظه ای که کردیم توش، آغشته به کلروفرم هست که بدون درد بیهوش می‌کنه وقتی بیهوش شد آوردیم بیرون و تشریح کردیم و بعد از قطع رگ ها و قلبش دیگه مرد🥲😂 در آخرین مرحله سرش رو بردیم و تشریح کردیم..
مجهولات
#رمان_نسل_سوخته قسمت صد و پنجاه و نهم: جوان ترین چهره لبخند عمیقی صورتش رو پر کرد ... - پس اینطوری
قسمت صد و شصتم: حرف هایی برای گفتن برنامه شروع شد ... افراد، یکی یکی، میکروفون های مقابل شون رو روشن می کردن ... و بعد از معرفی خودشون ... شروع به رزومه دادن می کردن ... و من، مات و مبهوت بهشون نگاه می کردم ... هر چی توی ذهنم می گشتم که من تا حاال چه کار کردم ... انگار مغزم خواب رفته بود ... نوبت به من نزدیک تر می شد ... و لیست کارها و رزومه هر کدوم ... بزرگ تر و وسیع تر از نفر قبل ... نوبت من رسید ... قلبم، وسط دهنم می زد ... چی برای گفتن داشتم؟ ... هیچی ... نگاه مسئول جلسه روی من خشک شد ... چشم که چرخوندم همه به من نگاه می کردن ... با شرمندگی خودم رو جلو کشیدم ... و میکروفون مقابلم رو روشن کردم ... - مهران فضلی هستم ... از مشهد ... و متاسفانه برخالف دوستان، تا حاال هیچ کار ارزشمندی برای خدا نکردم ... میکروفون رو خاموش کردم و به پشتی صندلی تکیه دادم ... حس عجیب و شرم بزرگی تمام وجودم رو پر کرده بود ... - این همه سال از خدا عمر گرفتی ... تا حاال واسه خدا چی کار کردی؟ ... هیچی ... حالم به حدی خراب بود که اصال واسم مهم نبود ... این فشار و سنگینی ای که حس می کنم ... از نگاه بقیه است یا فقط روحمه که داره از بی لیاقتیم زجر می کشه ... سالن بعد از سکوت چند لحظه ای به حرکت در اومد ... نوبت نفرات بعدی بود اما انگار فشاری رو که من درونم حس می کردم ... روی اونها هم سایه انداخته بود ... یا کوله بار اونها هم مثل خالی بود ...برنامه اصلی شروع شد ... صحبت ها، حرف ها، نقدها و بیان مشکالتی که گروه های مختلف باهاش مواجه بودن ... و من سعی می کردم تند تند ... تجربیات و نکات مثبت کالم اونها رو بنویسم ... هر کدوم رو که می نوشتم ... مغزم ناخودآگاه دنبال یه راه حل می گشت ... این خصلت رو از بچگی داشتم ... مومن، ناله نمی کنه ... این حدیث رو که دیدم، ناله نکردن شد سرلوحه زندگیم ... و شروع کردم به گشتن ... هر مشکلی، راه حلی داشت ... فقط باید پیداش می کردیم ... محو صحبت ها و وسط افکار خودم بودم ... که یهو آقای مرتضوی، مسئول جلسه ... حرف ها رو برید و من رو خطاب قرار داد ... - شما چیزی برای گفتن ندارید؟ ... چهره تون حرف های زیادی برای گفتن داره ... شخصی که حرف می زد ساکت شد ... و نگاه کل جمع، چرخید سمت من @mjholat
+++++
ShayeaShayea - Intro (Amadebash).mp3
زمان: حجم: 5.8M
عه آخجون شایع جدید 🥲😂
ویراستای شتاب دهنده ی شیخ فرهاد فتحی اینقدر تو ویراستی برام زیاد میاد که یه وقتایی فکر می‌کنم دنبالش کردم شاید🦦😂
یکی از تفریحات مورد علاقم درست کردن غذاهای رندومه. با هر چی تو خونه داریم. پای ثابت اکثرشم پیاز و رب گوجه اس! بعد وقتی واقعا طعمش متفاوت و خوشمزه میشه جذابه برام... الان ایشون اینطور بود که: - دو تا کدو متوسط - دو تا گوجه لهیده کوچیک یا یه بزرگ - یه پیاز متوسط - نمک و فلفل و زردچوبه و هر ادویه ای عشقت کشید - رب گوجه کدوها پوست میگیرید و چیپسی حلقه حلقه می‌کنید. حتی المقدور نازک... بعد پیازا رو "خلالی" می‌کنید. بعدم گوجه ها رو سالادی خرد می‌کنید. البته اونم ورقه های نازک خوبه ولی رو گوجه خیلی عملی نیست.. اول از همه پیازا رو میریزید تو روغن به فاصله ۲،۳دقیقه ام کدوها رو میریزید. یه مدت با هم سرخ بشن و مرتب هم بزنید وقتی قیافش شبیه اولین عکس مواد تو تابه شد، گوجه ها رو میریزین توشون وقتی شبیه دومین عکس تابه ای شد، نمک و فلفل و زردچوبه و هر ادویه دیگه ای عشقتون کشید و داشتیدش (مثلا من پودر آویشن و موسیر زدم🦦) میپاشید باز به هر میزان عشقتون کشید... نهایتا وقتی شبیه عکس تابه ای سوم شد، یکی دو قاشق رب گوجه می‌زنید تنگش و میزارید سرخ شه تا شبيه عکس آخر بشه من بعنوان یه رب گوجه لاور خیلی دوس داشتم🍅😂✨