من از نگاه تو دورم ولی تو چشم خدایی
چه می شود که دمی دیده ای به من بگشایی
تمام عمر کنار تو بودم ای دل غافل
نیافتم که تو بودی ندیدمت که کجایی
چنان که جدّ تو میرفت در سرای فقیران
چه میشود به سرای من فقیر بیایی
دعا هم از نفسم خسته شد، ندیدمت آخر
بیا بگو چه دعایی کنم که رخ بنمایی
دلم به دست و لبم در دعا و دیده به راهت
مگر به فیض نگاهی دلم زکف بربایی
دل مریض مرا ای مسیحِ آل محمّد
تو مرهمی تو طبیبی تو نسخهای تو دوایی
بیا که خاک قدمهات را به دیده گذارم
بیا که زنگ زآیینهی دلم بزدایی
به دور کعبه گشتم به یاد روی تو گشتم
تو کعبهای تو مقامی تو زمزمی تو صفایی
تو سجدهای تو رکویی تو نیّتی تو قیامی
تو حمدی و تو قنوتی تو ذکری و تو دعایی
بقیةالله خیرٌ لکم که هست به قرآن
به شأن توست تو تنها بقیةالله مایی
ستاره میشمرد در شب فراق تو «میثم»
که صبح گردد و چون قرص آفتاب برآیی
#شعر
#حاج_غلامرضا_سازگار
🆔 @matalebe_nab_dar_menbar
#منتظران_منجی
https://eitaa.com/joinchat/1398538984C3a0a45dd75
دست ببر بر آسمان، تا مگر از دعای تو
یا نگرم به ماه رخ، یا شنوم صدای تو
روی به هر طرف کنی، نور دو دیدهی منی
پای به هر کجا نهی، قلب من است جای تو
من که رُخَت ندیدهام، دل رَوَد از دو دیدهام
وای بر آنکه بنگرد بر رخ دلربای تو
یا به دو دیدهام بنه پای ز لطف و مرحمت
یا بگذار لحظهای دیده نَهَم به پای تو
سلسلهی فراق را، باز نمیکند کسی
از دل زار من مگر دست گرهگشای تو
ناز غم تو میکشم، هر چه کنی بدان خوشم
صاحب من توییّ و من خلق شدم برای تو
اشک به دیده کو به کو، بلکه شوند روبرو
گریهی هایهای من، خندهی بیریای تو
گردن من به بند تو، تا چه بُوَد پسند تو
خرّمم از ولای تو، سرخوشم از بلای تو
زخم بزن که مرحمت، کار مسیح میکند
درد بده که گشتهام شیفتهی دوای تو
أَيْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِيا؟! یوسف فاطمه بیا!
تا ببرد دل از همه، روی خدانمای تو
ای به وجود قائمه، چشم و چراغ فاطمه
بیا که سایه افکند بر سر ما لوای تو
«میثم» کوی تو منم که پیشتر ز بودنم
تو بودی آشنای من، من شدم آشنای تو
#شعر #حاج_غلامرضا_سازگار
#منتظران_منجی
https://eitaa.com/joinchat/1398538984C3a0a45dd75
#شعر
در هر دمم هزاران، فریاد انتظار است
یک لحظه بی تو بودن، یک عمر احتضار است
وقتی تو را ندارم، بهتر که جان سپارم
این زندگی تباهی، این عمر انتحار است
آنکو قرار دارد، کی عشقِ یار دارد؟
عاشق بسان طوفان، پیوسته بیقرار است
ای یاس باغ نرگس! باز آ که میکنم حس
بیروی تو زمانه، پاییز بیبهار است
بیجلوهی تو عالم، تاریک تر ز گور است
وین مهر عالم افروز، شمع سر مزار است
عیسی که از نبوت، بر خویشتن نبالد
آرد نماز با تو، این اوج افتخار است
ما دور کعبه گشتیم، با اشک خود نوشتیم
ای زائرین کعبه! کعبه جمال یار است
از هجر یار گفتیم، از انتظار گفتیم
کو مرد انتظاری "یابنالحسن" شعار است
گیرم تو غمگساری، در بین ما نداری
ای نور دیده! ما را کی جز تو غمگسار است؟
"میثم" به دعوی عشق، مگشای لب که عاشق
یا زیر تیغ قاتل، یا بر فراز دار است
#حاج_غلامرضا_سازگار
#منتظران_منجی
https://eitaa.com/joinchat/1398538984C3a0a45dd75