مداحی آنلاین - معصومة تنحب - ملا باسم کربلائی.mp3
1.51M
🔳 #وفات_حضرت_معصومه(س)
🌴معصومة تنحب
🌴لو هذي زينب
🎤 #ملا_باسم_کربلائی
⏯ #عربی
👌بسیار دلنشین
https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
✨نمازگزاری که براستی نماز می خواند ،هیچگاه دروغ نمی گویدو دزدی نمی کند ودشنام نمی دهد و خودبین و گردنکش نیست و به دنبال هرزگی نمیرود و با بدان همنشین نمی شود ، وهمواره در راه بدست آوردن دانش وبینش است، ودر اندیشۀ پیشرفت خویش است ودور از مردم بداندیش است.
#علامه_حسن_زاده_آملی قدّسسرّه
https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
عباس عظیمی با مرور خاطرهای از روزی نوشت که آیتالله علامه حسنزاده آملی درب منزلش را روی مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بست و آنان را به خانهاش راه نداد!
به گزارش خبرنگار مهر، سید عباس عظیمی مدیر موزه و برج آزادی تهران دو روز پس از درگذشت آیت الله حسن زاده آملی با انتشار یادداشتی با عنوان «مرور یک خاطره» یاد و خاطره این عالم ربانی و اندیشمند را گرامی داشت؛
اگر اشتباه نکنم سال ۷۲ یا ۷۳ بود. در زمان وزارت آقای دکتر لاریجانی (وزیر اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) که آقای ضرغامی وزیر فعلی میراث فرهنگی مسئولیت معاونت حقوقی امور مجلس و استانهای وزارت ارشاد را داشتند. قرار بود در یکی از روزهای سمینار مدیران کل استانها سفری به شهر قم و دیدار با آیت الله حسن زاده آملی انجام شود. هماهنگیهای این ملاقات توسط رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان قم انجام شده بود.
مهمانان که عموماً مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانها و همچنین جمعی از مدیران ستادی بودند با اتوبوس به قم انتقال داده شدند و در محدوده منزل علامه در کوچه پس کوچههای کاه گلی به سمت منزل ایشان به صورت پیاده حرکت کردند. وقتی که به درب منزل ایشان رسیدند یکی از مدیران زنگ منزل علامه را به صدا درآورد.
چندین بار زنگ منزل به صدا درآمد و خبری نشد!
تقریباً همه فکر کردند کسی خانه نیست که ناگهان و با کمال تعجب در با تأخیر زمانی زیادی توسط علامه حسن زاده آملی باز شد، علامه تمام قد در آستانه در ایستادند و بعد از پاسخگویی به سلام و علیک دوستان، گفتند: بفرمائید.
متولیان برنامه به ایشان یادآوری کردند که مهمان مدیران ارشادی هستند و در این ساعت برای ملاقات با ایشان هماهنگی شده است و …، که علامه با خونسردی تمام اعلام بی اطلاعی کردند و باعث تعجب همگی شدند!
برای ایشان مجدداً توضیح دادند که آقایان مدیران از شهرهای مختلف آمدهاند و آقای فلانی روز گذشته با شما هماهنگ کردند و اگر اجازه بدهید با توجه به مسافت طولانی که مهمانان آمدهاند، چند لحظهای مزاحم شویم و …، که مجدداً ایشان حرفهای قبلی را تکرار و از پذیرش مهمانان سر باز زده و در منزل را به روی مهمانان بستند!
این رفتار استاد حسن زاده که به دور از انتظار بود، باعث تعجب مهمانان شده و رفته رفته غرغر ها شروع شد: …ایشان استاد اخلاق بودند!؟ …این رسم میهمان نوازی نبود...
رئیس ارشاد قم برای مقامات مافوق خود توضیح میداد و تاکید میکرد که هماهنگ کرده و … همین ماجرا باعث بگو مگو و اختلاف مدیران و متولیان در پشت درب منزل استاد شد.
ناچارا مدیران و مهمانان با ناراحتی به سمت اتوبوسها حرکت کردند.
هنوز جمعیت فاصلهای از منزل علامه نگرفته بودند که ایشان در منزل را مجدداً باز کردند و به داخل کوچه آمدند و مهمانان را صدا زدند و به داخل منزل دعوت کردند. این اتفاق به کلی باعث سردرگمی مهمانان شده بود که چه شده! نه به آن بستن در منزل و نه به این دعوت کردن!
آیت الله با لبخند و مزاح فرمودند که بله هماهنگ شده بود و من هم منتظر شما بودم، فقط خواستم لحظهای منیت و غرور مدیریتی را از شما دور کنم و آن را در پشت در و در کوچه بگذارید.!
ایشان برای رفع تردید میهمانان که همچنان ادامه داشت، به آماده بودن میوه و چایی و وسایل پذیرایی در منزل اشاره کردند و با مهربانی تمام همگی را به داخل منزل راهنمایی کردند.
این حرکت استاد در روحیه تمامی افراد تحولی عمیق ایجاد کرد و دوستانی که خیلی زود علامه را قضاوت کرده بودند سخت پشیمان و خجالت زده بودند. جالب اینکه استاد خود تنها در منزل بودند و با آرامش خاصی اقدام به چیدن بشقاب و آوردن میوه و چایی کردند که با التماس و خواهش از ایشان خواستیم که بنشینند و اجازه بدهند جوانان ترتیب پذیرایی را بدهند.
علامه با این حرکت خود درس بزرگی به همه افراد حاضر داد.
اینکه زحمت مهمانان او بر دوش خانواده یا کسی دیگر نبود و خودش را با آن جایگاه رفیع علمی و مذهبی مکلف به پذیرایی از میهمانان میدانست بدون غرور و تکبر!
به جرأت میگویم در منزلشان انرژی خاصی وجود داشت.
حالا استاد علامه سعی میکرد با صحبتهای شیرین و جذاب فضای بوجود آمده ی قبلی را تلطیف کنند.
هر کس از ایشان برای عکس گرفتن دو نفری اجازه میگرفت، بدون هر گونه منیت بلند میشدند و در هر جهتی که لازم بود میایستادند و حتی خودشان هم برای عکس بهتر پیشنهاد سوژه میدادند و در حین عکس گرفتن با فرد یا افراد کنار خود به مزاح و به زیبایی هر چه تمام تر ارتباط کلامی برقرار میکردند تا معذب نباشند!
https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
✍️.....کانون مهدویت دانشگاه فرهنگیان پردیس امام جعفرصادق(ع) ایلام، با همکاری کانون های مهدویت دانشگاه های فرهنگیان شیراز، علوم پزشکی کرمان ، پردیس با هنر اراک ،فرهنگیان تهران، فرهنگیان کرمان ،بیرجند و فرهنگیان ایلام برگزار می کند 📣📣
سلسلـہ ڪارگـاه هاے وبیـ🛤️ـراه💫
♨️چهارمین کارگاه با موضوع :
شناختــــ امـــام زمــــان (عـــج)
👨🏻🏫مدرس :حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد حسین حدائق
💯همراه با اعطای گواهی شرکت در دوره به شرکت کنندگان
📆تقویم برگزاری :سه شنبه های هر هفته (از ۲۵ آبان ماه به مدت چهار جلسه)
🕰️ساعت برگزاری :۱۹_۲۰
📲 بستر برگزاری :
https://sr.kmu.ac.ir/ch/nahad2
جهت شرکت در کارگاه و کسب اطلاعات بیشتر در کانال های مربوطه عضو شوید 😍👇👇
کانال اول:
https://chat.whatsapp.com/Gjd6zGB9Ye16Y3Qy9wcAlu
کانال دوم :
https://chat.whatsapp.com/IxasVnsn72i0lfCJQ2rVkq
💯توجه فرمایید محتوای هر دو کانال یکسان می باشد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
کانون مهدویت دانشگاه فرهنگیان ایلام
پردیس امام جعفرصادق(ع)
مدافعان ظهور
#مدعیان_دروغین_مهدویت فصل۲ ادعای مهدی عباسی قسمت۱۹ متن زیر مطالعه شود⬇️⬇️
#مدعیان_دروغین_مهدویت
فصل۲
ادعای مهدی عباسی
قسمت۱۹
انتخاب نام محمد و لقب مهدی برای سومین خلیفه عباسی از سوی پدرش منصور بی دلیل نبود. هنگامی که به منصور گفته شد که نفس زکیه – که از آن نیز سخن خواهیم گفت – همان مهدی است پاسخ داد: «دروغ می گوید مهدی فرزند من است!» (مقاتل الطالبین، ص ۲۱۲)
دست و دلبازی مهدی عباسی در اول سال خلافتش و رفتار خوبش با مردم سبب شد تا برخی از عوام الناس او را دوست بدارند و ای بسا همان مهدی موعود تصور نمایند. خلیفه نیز از این جهل مردم کمال استفاده را می برد و بیش از پیش بر گرده آنها سوار می شد. در نقلی آمده که منصور عباسی اموال بسیاری را از عراقیها گرفت و مهر زد و آنان را فقیر ساخت سپس هنگام مرگش به فرزندش مهدی وصیت کرد که اموال آنان را که در کیسه های مهر زده گذاشته بود به ایشان بازگرداند و به فرزندش گفت: «من این کار را کردم تا مردم تو را دوست بدارند» مهدی نیز چنین کرد و این سبب شد تا نامش بدرخشد و مردم او را دوست بدارند. (الامتناع و الموانسه، ص ۱۸۱)
جالب این است که مهدی عباسی خود نیز از این ادعا استقبال می کرد و تنها به شاعری که او را «مهدی امت پیامبر» خواند پانصد هزار درهم بخشید. (الاغانی، ج ۱۹، ص ۱۸۵) به هر روی اعتقاد به مهدویت او نیز دوامی در تاریخ پیدا نکرد زیرا نه نسب او و نه خلق و خوی او نه هیچ شانی از شئون وی با «مهدی موعود» عجل الله تعالی فرجه الشریف سازگاری نداشت.
#پس_از_ظهور #ظهور #مهدویت #امام_زمان #اسلام #شیعه #islam #خدا #الله #god#shia #امام_دوازدهم #ادیان #تکامل_در_عصر_ظهور#عدالت_در_اسلام #ظهور_عدالت
#عدالت #عدالت_روزی #وقایع_ظهور #انقلاب_جهانی #اجرای_عدالت
#islam #shia
#imam_mahdi #son_of_man
@modafeanzuhur