◾️..در منطق اهل علم و ولایت ، انسان به نور تعریف شده است واین نور از دو چیز پدید می آید :یکی دانش ، و دیگر کردار شایسته. گویا همه چیز باید از زوج باشد ، چه رستنی ، چه حیوانی و چه غیر آنها ، حتی نور برق که از دو سیم مثبت و منفی است ، حتی در نظام عالم کرات را باید با یکدیگر همین حالت باشد، چنان که ملای رومی گوید:
آسمان مرد و زمین زن در خرد
آنچه آن انداخت این می پرورد
◾️سلسله ی جلیله اهل عرفان را بحثی در نکاح ساری در موجودات است و در این ازدواج روح با تن ، که شبستری بدان اشارت کرد دیگر استوانه های دانش در آیت "علّم آدم الاسماء " که در آدم تعلیم به کاررفته و در ملک "عرض" و " انباء" ، اشارتی لطیف دارند.
◾️آنکه بابا افضل گفت :از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی ، و یا بقول شبستری بجو از خویش هرچیزی که خواهی ، سخنی سخت استوار است.و این عبارات هم رویی به ظاهر دارند و هم رویی به باطن ، همچون خود انسان ، بلکه و جز آن از دیگر آفریده ها که رویی بدین سوی و رویی بدان سوی .
هیچ دانشی به اهمیت این دانش که معرفة النفس است ، نیست. همه علوم عقلی مبتنی بر آن است. لذاهمه ی معلمان حقیقی و مکملان نفوس انسانی ، بشر را به مطالعه ی کتاب تکوینی ذات شان ، که همان معرفة النفس است ، ارجاع فرموده اند. و چون علم و عمل انسان سازند و متن صحیفه ی ذات انسان و عین کتاب حقیقت او می گردند ، سر انجام در آگاهی او به آنچه اندوخت و آن شد نیز ارجاع به کتاب نفسش می دهند که هر چه در وی نوشت همان است و به وی می گویند :" اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا "
◾️دروس معرفت نفس/درس صد و بیست و هفتم
#استاد_علامه_حسن_زاده_ی_آملی◾️
@mohamad_hosein_tabatabaei