eitaa logo
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
1.5هزار دنبال‌کننده
641 عکس
6 ویدیو
0 فایل
بررسی اثار احوال ونظرات مفسرفقیه فیلسوف وعارف کبیر محمدحسین طباطبایی وسایر علما
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️یکی از دعاهایی که حضرت علامه (ره) پیوسته می‌خواند این بود که: "اللهم غیّر سوء حالنا الی حسن حالک". ▪️حال ما حال خوبی نیست؛ یا حال شیطانی است، یا نباتی یا حیوانی. اما خداوند بهترین حال را داراست. این دعا خیلی عظیم است که حال ما به حال الهی تغییر یابد. ▪️این دعای ماه مبارک رمضان را قدر بدانیم و با توجه بخوانیم. @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️انسان اگر به‌حال خود رها شود سرکش می‌شود. یعنی از بندگی بیرون رفته و ادعای خدایی می‌کند؛ "ان الانسان لیطغی ان راه استغنی" (علق، آیه ۶). ▪️ازاین‌رو بلاها، دردها و سختی‌های زندگی دنیا، رحمت رحیمیه خداست تا آدمی را از طغیان دور نگاه دارد. برای همین زندگی پیامبران (علیه السلام) و اولیای الهی پر از سختی و بلا بوده است. ▪️معمولا آنها که در رفاه غرق می‌شوند خوی فرعونی‌شان بیدار می‌شود و آتش نفس‌شان شعله‌ور می‌گردد. اما آنان‌كه به بلاها دچار می‌شوند دل شکسته‌ای دارند و گاه و بیگاه خدا را می‌خوانند. ▪️امام حسین (علیه السلام) در شب عاشورا به یاران باوفایش فرمود: خداوند منازل شریف را با تحمل مکروه به بندگانش می‌بخشد. @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️مجلسی که ما برای هر معصومی می‌گیریم چه حضرت زهرا (سلام الله علیها) باشد و چه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و چه حضرت بقیة الله (علیه السلام)، هر مجلسی که گرفتیم، جشنی گرفتیم یا مجلس عزایی گرفتیم برای این است که از عصمت آن‌ها استفاده کنیم و معصوم بشویم. ▪️عصمت عملی که همان ملکۀ عدالت است را همه می‌توانند دارا شوند. ◾️ (پناهگاه فاطمی، ص۹۲)◾️ @mohamad_hosein_tabatabaei
☑️هر مخلوقی در فصل شکوفایی‌اش، نیاز بیش‌تری به غذا دارد. ▪️لذا در بهار که فصل شکوفایی گیاهان است، نیاز به غذای نباتی افزایش می‌یابد. از این روی گیاهان به آب و نور و هرچه که غذایشان است، احتیاج بیش‌تری پیدا می‌کنند. ▪️در حالی‌که در پاییز و زمستان که فصل فسردگی و ایستایی گیاهان است، نیاز به غذا در آن‌ها کم‌تر است. ▪️آدمی نیز در فصل شکوفایی‌اش این‌گونه است. ما دو فصل شکوفایی آدمیت داریم: یکی و و و دیگری و و . ▪️آدم در این دو فصل شکوفایی نیازش به غذای حقیقی‌اش که توحید است، بیش‌تر است. چرا که زمینه رشد و شکوفایی آدمیتِ آدم در این ایام بیش‌تر است. ▪️لذا در این ایام دستورات بیش‌تری از سوی شریعت وارد شده، تا در این بستر آماده، آدمیت ما رشد بیش‌تری داشته باشد. @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️بهترین روز برای ما مبعث حضرت خاتم (صلی الله علیه و آله) است؛ چون اگر این مبعث نبود ما از ضالین [گم‌راهان] بودیم. ▪️در سورۀ جمعه خداوند می‌فرماید: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْاُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ اِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبينٍ». ▪️اگر انسان مبعث و حکمت که شناخت حقیقت اشیاست، را نداشته باشد و در همۀ مخلوقات، آیات خداوند را مشاهده نکند، در ضلال مبین است. @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️برخی این‌گونه نقل می‌کنند که یزید پس از خطبه امام سجاد (علیه السلام)، اظهار پشمیانی نمود و ابن‌زیاد را مقصر معرفی کرد. سپس از امام (علیه السلام) راه‌کار توبه خواست. حضرت سجاد (علیه السلام) نماز غفیله را آموزش فرمود. ▪️حضرت زینب (سلام الله علیها)، که تعجب اطرافیان را از این عمل امام دید، پیش‌قدم شد و از سبب این کار پرسید.امام فرمود: او توفیق توبه نخواهد یافت. ▪️ظاهرا سببش این است که در نماز غفیله داریم: «لا اله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین». و کسی‌که مملو از «من» است، هیچ‌گاه نمی‌تواند بگوید: «کنت من الظالمین». ▪️بشر وقتی‌که پر از «من» شد، اشتباهاتش را توجیه می‌کند. و هرگز نمی‌تواند نقص و زشتی «من» را بپذیرد. ▪️حضرت یونس (علیه السلام)، در ظلمات ثلاث، ندا داد: «لا اله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین»، و از غم نجات یافت. ▪️آدمی اگر نقص و فقر خود را پذیرفت، راحت می‌شود. وگرنه مدام باخودش درگیر و مغموم است. @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️گاهی برای آدم حوادثی پیش می‌آید و یا خودِ سن جوانی اقتضا می‌کند که یک تشویش خاطری پیدا می‌شود. بیش‌تر افراد به این‌گونه مسائل مبتلایند. کم‌تر کسی پیدا می‌شود که آن آرامش لازم برای کمال نهایی را داشته باشد. ▪️برای تحصیل این آرامش، توصیه شده که سوره حشر را باوضو و رو به‌قبله بخواند. هنگامی‌که به این آیات رسید «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ...». این بخش را که اسمای حسنای الهی است، باتوجه بیشتری بخواند و سه‌بار تکرار کند. سپس دست خود را از سر تا سینه (آنجا که قلب هست) و شکم بکشد. ان‌شاءالله یک تسکین خاطری پیدا خواهد شد. ▪️این سوره برای یهودیان بنی‌قریظه و بنی‌نظیر نازل شد. اینها دو طایفه یهودی بودند که با پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در افتادند و نفاق کردند، آن‌گاه خداوند تبارک و تعالی آنها را دچار تشویش کرد، به‌گونه‌ای که خانه‌های خودشان را با دست خودشان و دست مسلمین خراب می‌کردند «یخربون بیوتهم بایدیهم...». ▪️نگویید: آدم چگونه خانه خود را خراب می‌کند؟ معنایش این نیست که کلنگ بردارد و خراب کند. بلکه ممکن است کسی خانه هم دارد و می‌فروشد که خانه دیگری بخرد. اما نابجا عمل می‌کند و موفق نمی‌شود. کم‌کم سرمایه‌اش را نیز هدر می‌دهد و دیگر نمی‌تواند خانه بخرد. این‌گونه خانه‌اش را خراب کرده است. ▪️آدمی که نتواند خوب تصمیم بگیرد وضع خودش را بهم می‌زند. این بخاطر تشویش خاطر است. اگر این سوره را بخوانیم ان‌شاء‌الله یک تسکینی و طمانینه‌ای حاصل می‌شود. ▪️با آن طمانینه هم می‌توان معارف الهی را خوب آموخت و هم در خانه و زندگی تشویش نداشت. هنگامی‌که ثبات حاصل شد، درهای رحمت الهی گشوده می‌شوند. ما خیلی از اسماء خداوند تبارک و تعالی دور هستیم، لذا باید به اسماء تمسک جوییم. ▪️بخشی از این سوره، انسان را شستشو می‌دهد و بخش دیگرش انسان را مزین می‌کند. آن چیزهایی که باید داشته باشد را دارا می‌شود. آن‌گاه وقتی معارف الهی را می‌شنود، آن حرف‌ها در آنجا که باید بنشیند، می‌نشیند. ◾️(شرح دروس معرفت نفس، جلسه نهم، باتصرف و تلخیص)◾️ @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️دار یعنی جایی‌که اندیشه آدم در او ساکن است. دار آدم بالفعل، یعنی آدمی که همه دارایی های او به فعلیت رسیده باشد، توحید احدی صمدی است، لذا دار آدم توحید احدی صمدی است. پس مقام محمدی و دار پیغمبر اکرم توحید احدی صمدی است که همان نفس رحمانی است. نفس رحمانی جان عالم و همه کلمات وجودی است. ▪️دار غرور عبارت از خود آدم است. دار غرور یعنی دار فریب، یعنی شیطان آدم را گول می زند و به چیزی دعوت می کند که وارونه و زینت کرده است و آدم را از بهشت آدمی بیرون می برد. ▪️ما بی دار غرور نمی توانیم باشیم اما می توانیم از آن بیرون بیاییم. اگر از ظاهر به مظهر و باطن رسیدیم از دار غرور بیرون آمدیم اما اگر در ظاهر ماندیم و به مظهر نرسیدیم در دار غرور ساکن شدیم. ▪️دار خلود آن است که اندیشه آدم در حقیقت ساکن است. یعنی از عکس به صاحب عکس و از آیه به ذوللایه و از... ظاهر به مظهر می رسیم. ▪️تجافی یعنی نیم خیز شدن یعنی نه این است و نه آن. یعنی باید از عالم نیم خیز شد یعنی باید عالم را نردبان کرد برای بالا رفتن نه این که در آن ساکن شویم. زیرا در نردبان انسان برای بالا رفتن از آن باید نیم خیز شود. @mohamad_hosein_tabatabaei
☘حقیقت هر شخصی اندیشه اوست. و اندیشه حضرت سیدالشهدا علیه السلام در دعای عرفه تبیین گشته و در صحرای کربلا نمودار شده است. ☘بنابراین زیارت حقیقت سیدالشهدا (علیه السلام) توجه به دعای عرفه و نمودهای آن در صحرای کربلاست. ☘حضرت در دعای عرفه می‌فرماید: «الهی علمت باختلاف الآثار و تنقلات الاطوار، ان مرادک منی، ان تتعرف الیّ فی کل شیء، حتی لا أجهلک فی شیء» ؛ خدایا، از جابجایی آثار [انوار]، و دگرگونی اطوار دانستم، که مراد تو از من، این است که در همه چیز برای من نمایان شوی، تا در هیچ جایگاهی به تو جاهل نباشم. ☘اگر کسی این حقیقت را دریافت و در خود پیاده کرد، او حقیقت سیدالشهدا (علیه السلام) را زیارت نموده است. @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️همه عالم خدا را نشان می‌دهد اما ما نمی‌فهمیم، معنی تسبیح هم همین است. ▪️خداوند تبارک و تعالی ما را برای تسبیح خلق کرد؛ برای آن تسبیح کلّی که در این روز مبعث حاصل می‌شود، لذا درخت عالم روز مبعث به ثمر می نشیند. ▪️خداوند این عالم را که خلق کرد مانند یک درخت است؛ یک درخت بی‌نهایت که میوه آن مبعث است، یعنی بعثت پیغمبر. همین هم که خداوند فرمود: «لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ»... ▪️لذا این مبعث نه تنها بهترین میوه عالم، بلکه اصلا غایت خلقت خداوند تبارک و تعالی در روز مبعث است. ▪️بنابراین حضرت خاتم وقتی مبعوث شد به رسالت، می‌بینی که این درخت عالم به ثمر نشست و میوه داد. @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️«بیت» جایی است که تعلق اصلی انسان به آنجاست. انسان برای انجام امور مختلف از خانه بیرون می‌رود اما در نهایت به خانه باز می‌گردد. خانه مانند قلب است که خون از او به سراسر بدن پمپاژ می‌شود و پس از انجام فعالیت‌های گوناگون به قلب باز می‌گردد تا تصفیه شود. ▪️چهاردیواری‌های مرسوم خانه بدن آدمی است. اما خانه حقیقت آدمی جایی است که اندیشه او بدان تعلق دارد. اندیشه آدم در هرچه مستقر باشد خانه حقیقی آدم همانجاست؛ خواه دنیا، خواه آخرت و خواه خداوند. ▪️اکنون می‌توان دریافت که «اهل بیت النبوه» به چه معناست. اهالی خانه نبوت کسانی‌اند که اندیشه و حقیقت آن‌ها در نبوت استقرار یافته است و پرداختن آن‌ها به امور گوناگون از بیت نبوت صادر می‌شود و به بیت نبوت باز می‌گردد. ▪️نبوت عبارت از یافتن حقیقت است. درنتیجه اهالی بیت نبوت کسانی‌اند که در ادراک خدا مستقرند و همواره از این جایگاه به امور گوناگون سرازیر می‌شوند و باز به همان یافت توحیدی باز می‌گردند. ▪️اکنون می‌توان تصور دقیق‌تری از این جمله داشت: «السلام علیکم یا اهل بیت النبوة». (باتصرف و تلخیص) @mohamad_hosein_tabatabaei
▪️شخصی پرسید: چگونه می‌توان به «موت اختیاری» دست یافت؟ به او گفته شد: با عبادت. ▪️شخص سؤال‌کننده گفت: با عبادت نمی‌شود. من سال‌ها اهل عبادات بوده‌ام اما هنوز به این معنا دست نیافته‌ام. ▪️این شخص معنای عبادت و موت اختیاری را نمی‌داند. او می‌پندارد که اگر خلع بدن نموده و از کالبد جسمانی بیرون آید، به موت اختیاری دست یافته است. ▪️خلع بدن را با کمی ریاضت می‌توان تحصیل کرد؛ برخی مرتاضان هندی نیز از این قدرت‌ها دارند. ▪️اگر از بدن جسمانی در آمدی، در قالب مثالی قرار می‌گیری. یعنی از یک قبر تنگ، به قبر گشاده‌تری می‌روی. در حالی‌که آدم حقیقی کسی است که از همه قبرها (حدود) بیرون آمده و در حقیقت مطلق فانی شود. ▪️چیزی‌که عبادت به انسان می‌دهد فنای در توحید افعالی است. موت اختیاری همین است که عبد، اختیار خود را در اختیار خداوند فانی نماید. ▪️اختیار خدا همان دستورات فقهی و اخلاقی است که در شریعت مقدس تبیین شده است. ▪️هرکس به هر اندازه به «أمر» خدا پناهنده شد، به همان اندازه به «موت اختیاری» رسیده است. چه توانایی خلع بدن را داشته باشد و چه نداشته باشد. ▪️البته موت اختیاری مراتب بالاتری نیز دارد، که فنای در توحید افعالی، آغاز آن‌ها است. @mohamad_hosein_tabatabaei