□انسان این قدر قدرت دارد که طبیعت و بدن خود را مسخّر خود کند. در فتوحات فرمایشی دارد: «و لا تجعل طبیعتک حاکمة علی نفسک»
□طبیعت خود را حاکم بر عقل خود قرار نده که هر چه او گفت بگویی چَشم. این همه باید مسخّر ما باشد، ولی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم و طبیعت خودمان را تسخیر نکرده ایم و حاکم بر ماست.
#صد_و_ده_اشاره
#علامه_حسن_زاده_ی_آملی
@mohamad_hosein_tabatabaei
□●انسانی اگر بخواهد از نعمات آن سویی به دست آورد باید آن سویی شود.باید با آن نشئه سنخیت پیداکند ،تشابه پیدا کند ، واین نیاز به ریاضت دارد.الان درجاتی را برای سالک به راه افتاده بیان می کند.
□●احوالاتی که پیش می آید در چند درجه هر درجه را در چند مرحله بیان میکند، اول , وسط ، منتهی.
حالات را به نحو عموم و کلی بیان میکند ، چون خصوصیات و جزییات به تبع مزاج و استعداد است و مزاج را عرض عریضی است و به ضابطه در نمی آید. آنچه به دست می آورند مربوط به شخص است .سرّ اوست .چون سرّ است مربوط به خودش است
الفاظ حکایتی از آن سرّ است و سرّ را نمیتوان در قالب ریخت ، مربوط به خودش است، ولی بصورت عموم میشود
الان ابتدا وارد در بیان وقت میشود
"الوقت " که مبدأ و مرتبه اول از درجه نخستین است.
□●سالک باید اول در وقت دقت کند و آنچه به انسان داده میشود یکبارگی و یکدفعه نیست ، باید انس بگیرد ، و کم کم انس بگیرد که رخش می باید تن رستم کشد . باید به اله عالم انس بگیرید.اگر دیر شده بیحوصلگی نکند ، می دهند ، ان الله لایضیع اجر...
□●این که چند صباح یک تسبیحی به دست بگیریم و یک نحوه بِس بِس ، بعد هم انتظار داشته باشیم ، این نمیشود .این ریاضت نیست ، تشبه به ریاضت است ، ادای ریاضت است ، والا ریاضت بی بهره نمیشود.توقع باید بجا باشد. کاری است بس مشکل.
بعضی ها چند صباحی شروع میکنند ، تن خسته میشود ، نمی کشد ، خود را به الفاظی و بِس بِس قانع می کند . افرادی آمدند و گفتند: حاضریم. گفتم:کار میخواهد، مشکل است .گفتند : هستیم.
چهارصباحی شروع کرند و بعد درمانده. خود را قانع کردند که بله فهمیدیم .اینها را شیخ میگوید خیال میکنی یافتی و رسیدی .از عجز ترک گفته ایی و الان داری به این الفاظ به سر خود شیره میمالی.
□●والا آنکه اراده کرده می رسد و می فهمد و می گوید:
مرا تا جان بود در تن بکوشم
مگر از جام او یک جرعه نوشم
□●این که میگوید فهمیدم ، یافتم ، کافی است؟ چه کسی به همه چیز رسیده است؟ خودش را دارد قانع میکند چون سخت است مشکل است .
حال می بینی آنهایی که به جایی رسیدند چقدر مرد بودند ، چقدر زحمت کشیده اند ، به ریاضات علمی و عملی چه زحماتی کشیده اند.
□●توغل ، فرو رفتن است. در اول ابن الوقت بود .وقتی آن حالت برایش ملکه شد و به جایی رسید، وجودشان سنگین میشود، قلمشان سنگین میشود ، اوتاد ارض هستند. در مقابل کسانی که اولئک کالانعام بل هم أضل . این شخص از وقت هم بالاتر رفت و متوغل شد و ابوالوقت شده است.
□●صده و ده اشاره /اشاره نود و هفتم
#علامه_حسن_زاده_ی_آملی●□
@mohamad_hosein_tabatabaei
■●..درس بخوانید ، بحث داشته باشید. خودتان را هم فراموش نفرمائید از ملت حضرت ابراهیم بوده باشید که " قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ " . انسان بدون این بذر افشانی ها باز نمی شود. آن کلام کامل جناب امیرالمومنین علیه السلام به شاگردش کمیل که در نهج البلاغه آورده ، آقا بیانی دارد که اگر بیان را بشکافی این طور می شود که حضرت ، علماء را تشبیه می فرماید به زارع . کشاورز و زارع باید اول زمین را آماده کند ، شیار کند، شخم بزند . بحث و کاوش کردن ، زیر و رو کردن است ، شکافتن است و بعد که آباد کرد و شیار کرد در آن بذر بیفشاند و آن بذر را پوشیده بدارد و در راه رشد و به ثمر رسیدن بذرش باشد و این دار هم دار تدریج است ، تا کم کم به ثمر برسد . جان مردم مزرعه شما آقایان است . حضرت وصیّ علیه السلام، شما را زارع معرفی فرمود . مزرعه شما قلوب مردم است و دلهای ما مزرعه اولیاء دین ماست .
■●باید این دل شیار شود ، باید آباد شود ، باید در او بذر بیفشاند و بعد از آن ، روزها و شب ها پاییدن می خواهد ، آبیاری می خواهد ، مراقبت می خواهد تا این به ثمر برسد . و این حرفها ، روایات و آیات تفاسیر آفاقی و انفسی و آنچه از بیت وحی صادر شده ، اینها همه بذرها هستند که در مزرعه جانمان می کاریم که هر کسی زرع و زارع و مزرعه خودش هست و هر چه می کارد بعد مهمان سفره خودش هست و اینها را باید شنید و به عمق اسرار نظام هستی رسید و در پی تطهیر و تزکیه نفس خودش هم باشد . لذا یکی از آقایان از استاد خود می فرمود که آن بزرگوار در درس و بحث خصوصی هر کسی را نمی پذیرفت . مرحوم آقای آملی و طباطبایی و اخوی ایشان آقای الهی که می فرمودند یا مجتهد باشد یا قریب الاجتهاد که حرف شنیده باشد تا بشود به آنها حرف زد و ورزش فکری کرده باشند . بنده این عرایض را می گویم ، در میان ما ممکن است بعضی جوانها باشند ،قریب العهد به مبدا باشند ، صفا دارند ، شایق هستند ، خواهانند . یک وقت از درس و بحث و تکامل نیفتند.
■●ره رو چنان رو که ره روان رفتند. بدون علم نمی شود . مثل بزرگان درس باید خواند . لله باید باشد . ولی طوری نباشد همه اش هم سر در کتاب و ضمیر پیدا کردن ، یک خورده هم آن طرف باید نگاه کرد . شب هم داشته باشید ، حضور و ذکر هم داشته باشید مراقبت باشد ، تفسیرالمیزان هم بنویسید ، استاد هم باشید ، بندگان خدا را برای رضای خدا راهنما باشید ، ولی مواظب خودتان هم بوده باشید . آثار قلمی و لسانی خوبی داشته باشید ؛ ولی تا نرسیده اید حرف نزنید . طهارت باشد که " دم علی الطهارة " ؛ طهارت مطلق از لباس و مکان و فکر و خوراک . " دم علی الطهارة یوسع علیک رزقک " و رزقی که انسان می خواهد اولاً و بالذّات معانی است ، حقایق است ، قرب الی الله است . و دیگر معدات است . برای رسیدن به آن رزق معنوی حقیقی باید دائم در طهارت بود .
■●صد و ده اشاره | اشاره نود و دوم
#علامه_حسن_زاده_ی_آملی●■
@mohamad_hosein_tabatabaei
□●..انسان جا گرفته ، هم وقار دارد هم سکینه. اگر با تور خود یک شکار خوبی کردی دیگر جستن ندارد. خود را حفظ کن ! یابرعکس بایک حادثه ایی که پیش آمد خود را می بازد، فریادش بالا می رود که خدایا فقط چشمت مرا دیده. اورا باید دریافت، والا خودکشی می کند، دیگران را آزار می دهد.
□●انسان علاوه بر #وقار که مربوط به بدن و ظاهر است ، #سکینه هم باید داشته باشد ، سکینه آرامش قلب و اطمینان دل است.آرامش دارد.
□●انسان کامل و جا افتاده نه تنها در بدن وقار دارد ، به سر و سینه نمی زند بی تابی نمیکند ، سکینه هم دارد. این بی تابی ها و اضطراب ها مال افرادی است که تو خالی هستند ، مثل کشتی خالی که روی آب قرار دارد ، موج او را مضطرب می کند ." المؤمن کالجبل الراسخ لاتحرکه العواصف"
کاه است که دستخوش باد است. آن که وقار بدن دارد وقار جان هم دارد ، آرامش دارد . باید توجه داشت که این خانه صاحب دارد ، نظم دارد ، حساب دارد. چه بسا چیزی را امروز می بینی که به نفع تو بوده ولی فردا می بینی که به ضرر است ، می گویی ای کاش نبود..
□●صد و ده اشاره | اشاره چهل و هشتم
#علامه_حسن_زاده_ی_آملی●□
@mohamad_hosein_tabatabaei
#علامه_حسن_زاده_ی_آملی
◾️زينت خانه ، كتاب علمى در طاقچه آن است نه مجسمه سگ و گربه . كان امام فرمود: (خانه شما بايد كتابخانه باشد. )
☑️هزار و يك نكته
@mohamad_hosein_tabatabaei
☑️..در ديوان راقم آمده است :
از سود و زيان گذر كه بايد گذرى
از هر دو جهان گذر كه بايد گذرى
خود را چه كنى كه رهزن تست خوديت
از رهزن جان گذر كه بايد گذرى
◾️و چون آخر الامر فرد بسوى او برگشتن است ازهم اكنون بموت اختيارى فرد و مجرد شو كه تا از تعلق بعلائق و حبائل جسمانى رهايى نيابى ، بسر منزل مقصود نميرسى به هوش باش كه اين دار دار مقام نيست بلكه نشأه كسب و كار است ، الدنيا مزرعة الاخرة
◾️و اين روزها و ماهها براى ما فراسخ و مراحل است و همه مسافريم كه يك آن قرار نداريم و بسير سريع در راهيم و بازگشت همه بسوى خداى متعال است ،انا لله و انا اليه راجعون.
◾️نصوص الحکم بر فصوص الحکم
#علامه_حسن_زاده_ی_آملی◾️
@mohamad_hosein_tabatabaei
▪️چطور در شرع مقدس و نيز بزرگان ما فرمودند كه خلاف نفرماييد، ولو به مزاح و مطايبه باشد، و نفس را عادت ندهيد كه خلاف فكر كند و خلاف بينديشد و دروغ بگويد، ولو به مطايبه باشد، زيرا به همين اندازه كه به خلاف گرايش پيدا كرد، در كارش و خوابش اثر میگذارد، و خوابهايش پريشان میشود، و هرچه افكار آلوده شود، و انسان نيات كج و معوج داشته باشد، در وى اثر میگذارد.
▪️يكى از آن ۱۵۰ جمله اى كه موعظه ارسطو به شاگردش اسكندر افريدوسى میباشد همين است كه، خلاف مكن دروغ نگو، ولو به مجاز و مطايبه. اينها حتى در خوابهاى تو اثر میگذارد، خوابهاى آشفته می بينى.
▪️در درسهاى پيش عرض كردم: شيخ الرئيس در آن عهدنامه خود میفرمايد:
يكى از عهدهايى كه من با خدا بستم، اين است كه قصه ها و رمانها و افسانه هاى آلوده و هرزه را نخوانم. اينها انسان را مشوش میكند، و انسان را از حريم استقامت و علم و معارف باز میدارد. بو على میگويد: من با خدا عهد كردم اين حرفهاى آلوده و اين افسانه ها و دروغها را نخوانم؛ اينهايى كه شوراننده انسان به راههاى غلط و نارواست.
اينها انسان را از مسير انسانى به در میبرد.
▪️از جمله رياضتهاى دينى اعتياد به طهارت و راستى و امانت و وقار و سكينه است، چون يك صراط مستقيم بيشتر نيست: إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم. هرچه اين دستورالعمل در متن ذات شما و در متن اجتماع و امور شما پياده شود، شما انسانتريد. هركس قرآن را در خود بيشتر دارد، به همان اندازه قرآن و قرآنى شده است.
◾️شرح فارسی اسفار
#علامه_حسن_زاده_ی_آملی◾️
@mohamad_hosein_tabatabaei