🍀 #غدیرخم_مساوق_ختمیت🍀
☑️قسمت اول
#بسمه_تعالی_شانه
🍀غدیر خم مساوق مقام ختمیت است. خاتَم به معنای تمام کننده و کامل کننده است. نگین انگشتر را خاتم میگویند چون در قدیم افراد نام خود را بعنوان امضاء بر روی آن حک میکردند و در پایان نامه بعنوان علامت ختم نامه مهر میکردند تا نشان دهند که نامه به این مهر تمام شده است. پیامبر عظیم الشأن صاحب مقام ختم نبوت مطلقه است؛ مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَٰكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ (احزاب، ۴۰) یعنی رسالت و نبوت او واصل به مقام ختم نبوت مطلقه است و این مرتبه تعدد پذیر نیست و بیش از یک نفر نمیتواند مظهر آن باشد لذا کتاب او نیز خاتَم کتب الهی است و بر سایر کتب مهیمن میباشد. نبوت مطلقه، به تعبیر سید حیدر آملی در جامع الاسرار، «نبوت اصلی حقیقی است که در ازل حاصل بود و تا ابد باقی است: کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین، و آن عبارت است از آگاهی داشتن پیامبر ختمی مرتبت بر استعداد تمام موجودات به حسب ذات و ماهیات و حقایقشان، و عطا کردن حق هر صاحب حقی است که با زبان استعدادشان از او طلب می کنند. باطن این نبوت مطلقه، ولایت مطلقه است که عبارت است از حاصل شدن تمام این کمالات در ازل به حسب باطن و باقی گذاشتن آن تا ابد: کنت ولیا و آدم بین الماء و الطین»
🍀صاحب نبوت مطلقه به سبب مظهریت اسم جامع و آگاهی از اقتضائات هر اسم و سیادت بر اعیان ثابته، به هر عینی به فیض مقدس، کمال درخواستی او را عطا میکند و او را از عین ثابته به تعین خلقی خارج میکند و چون اقتضائات او را میداند احکام هر حکمی را بیان میکند لذا رسالت و نبوت تشریعی شأنی از نبوت مطلقهی اوست و این نبوت مطلقه این کمالات را از مشکات ولایت مطلقه اخذ میکند یعنی حضرت خاتم الأنبیاء، اسرار نبوت مطلقه را از شأن اعظم خودش که ولایت مطلقه است تلقی میکند نه از فرد دیگری. منتها چون حضرت علی وصی علیه السلام در سیر عروجی به این مقام ولایت مطلقه که سرّ نبوت مطلقه است رسیده، پیامبر او را جان و نفس خود معرفی میکند و میفرماید هر کس میخواهد این اسم مستأثره الهی و باطن نبوت را جهراً ببیند، او امیرالمؤمنین علی علیه السلام است؛ «كُنْتَ مَعَ الأنْبياء سِرّاً و مَعی سِرّاً و جَهراً»
🍀علی ایحال نبوت مطلقه به سبب اتصال به ولایت مطلقه عالم به سرّالقدر و سرّ سرّالقدر است و حقیقت همهی اشیاء را آنگونه که هستند میداند. تمامی موجودات به حسب عین ثابته شان دارای احکامی هستند که این احکام دین آن اعیان نامیده میشود که اگر حدود آن عین بهم بخورد و احکامش رعایت نشود او از حد و ماهیت امکانی خودش خارج میشود. مثلاً نبی به سبب نبوت مطلقه از تمام خواص گیاه گل گاو زبان آگاه است؛ میداند که او در چه زمینی رشد میکند، چقدر آب میخواهد و... و میداند برای چه چیزی مفید است و برای چه امری مضر... لذا دین او را میداند و به سبب علم اطلاقیش احکام آن را اعلام میکند. حال اگر کسی احکام او را رعایت نکند و آیین او را بهم بزند، گل گاوزبان پژمرده میشود یا مثلاً رشد نمیکند یا نفع نمیرساند و قس علی هذا...
#ح_م
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
🍀 #غدیرخم_مساوق_ختمیت🍀 ☑️قسمت اول #بسمه_تعالی_شانه 🍀غدیر خم مساوق مقام ختمیت است. خاتَم به معنا
🍀 #غدیرخم_مساوق_ختمیت🍀
☑️قسمت دوم
🍀همهی موجودات بر اساس ارادهی تکوینی الهی از حدود خود تجاوز نمیکنند چون فاقد اختیار هستند مگر اینکه دیگران این حدود را بهم بزنند لذا دین اسلام برای حیوانات و گیاهان و حتی جمادات هم دستوراتی وضع فرموده است اما چون انسان دارای اختیار است و مظهریت اسم مختار را دارد و می تواند با این اختیار هر کاری را انجام دهد و به سمت أَوْ أَدْنَى صیرورت پیدا کند یا أَشَدُّ قَسْوَة بشود، نبی الهی به سبب آگاهی از احکام عین انسانی دستوراتی برای او وضع میکند تا او از حد انسانی خود خارج نشود لذا دین اسلام نگه دار حد انسانی ماست و اگر کسی صورت انسانی خودش را با عمل به دستورات دین حفظ کند، این صورت به سبب جامعیتش سیادت بر کل موجودات پیدا میکند.
🍀حال پیامبر خاتم به سبب دارا بودن علم اطلاقی به همهی اسماء الله که ناشی از اتصال به ولایت مطلقه است، تمامی احکام و علومی که سبب شود صورت انسانی که معتدل ترین صورت هستی است حفظ شود را در قالب کتاب جامع خود و احکامی که بیان میفرمودند، ابلاغ کردند. این قرآن و دستورات تشریعی، هم نیازمند تبیین و تفسیر است و هم باید حفاظت و حراست شود. پر واضح است که بعد از رسول خاتم کسی میتواند این حقایق را تبیین و محافظت کند که واقف به همهی این علوم و اسرار باشد و بلکه خود دارای همهی اسماء الله بوده و همانند خاتم الانبیاء هم مظهر اسم جامع الله باشد و هم بر اعیان ثابته سیادت داشته باشد تا قدرت تبیبن و تحفظ داشته باشد لذا همواره باید او را اوصیایی باشد که آنچه او میدید ببینند و آنچه او میشنید بشنوند.
🍀حضرت علی علیه السلام در خطبهی قاصعه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله خود را معرفی میکند که: «إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَی مَا أَرَی إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ وَ لَکِنَّکَ لَوَزِیرٌ وَ إِنَّکَ لَعَلَی خَیْرٍ» چنین کسی در تعریف شیعه امام است لذا مسئله غدیر خم صرف یک خلافت ظاهری نیست بلکه غدیر خم که اعلام وصایت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام از طرف حق متعال است مساوق مقام خاتمیت نبوت مطلقهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است لذا پیامبر مکرم اسلام این معنی را در خطبهی غدیر و جاهای دیگر مکرر بیان فرمود که وصی خاتَم، باید خاتَم باشد لذا اهل بیت علیهم السلام خاتَم هستند منتها چون نبوت و رسالت برای بیان تشریع و ابلاغ آن به امت است و جهت خلقی دارد و به اقتضای اسم دهر با پایان پذیرفتن زمان نبوت و رسالت به پایان میرسد لذا اوصیاء نبی دیگر نبی نیستند اما به سبب وصولشان به مقام نبوت اطلاقی دارای منصب وصایت هستند و چون وصول به مقام نبوت مطلقه میسور نمیشود مگر به جهت اتصال به ولایت مطلقه لذا اوصیاء نبی صاحبان مرتبهی خاتمیت ولایت مطلقه هستند پس به طریق اولی مقام نبوت مطلقه را هم دارا هستند اما منصب نبی تشریعی را ندارند اما نبوت انبائی را دارایند؛ چون ولایت جهت حقانی و باطنی است، هرگز قطع شدنی نیست و همیشه باقی است و به بقای او هم عالم باقی است و هم دین الهی ماندگار است. عالم باقی است چون آنکه واسطهی فیض از حق به خلق است همین مرتبهی نبوت اطلاقی است و دین الهی باقی است چون حافظ و مبیّن آن حضور دارد. نبوت مطلقه فوق نبوت تشریعی است؛ نبوت و رسالت تشریعی شأنی از شئون اوست. شأن دیگر نبوت مطلقه، نبوت انبائی و تعریفی است که همان مرتبهی اتصال به ولایت است و این جهت باقی است و تعطیل پذیر نیست...
#ح_م