eitaa logo
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
1.5هزار دنبال‌کننده
641 عکس
6 ویدیو
0 فایل
بررسی اثار احوال ونظرات مفسرفقیه فیلسوف وعارف کبیر محمدحسین طباطبایی وسایر علما
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴صلی الله علیک یا ابا عبد الله الحسین🏴 ■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش اوّل●■ ■ايّام بسيار بزرگ، گرانقدر و درس آموزی است. خدای متعال توفيق داد يک‌بار ديگر ماه محرّم را با همه‌ی جلالت و عظمتش و با تمام زيبايی‌ها و جمالش و با همه‌ی داغ‌ها و سوگ‌هايش تجربه كنيم. ■عاشورا يك مكتب است؛ عاشورا تنها یک فاجعه‌ی جان‌خراش برای گريستن، سوگوار بودن و بر سر و سينه زدن نيست. ■در مكتب عاشورا بايد انسان عاشورايی شويم ؛ والّا ساليان سال هم اشک بريزيم و بر سر و سينه بزنيم، امّا حال و هوای عاشورايی در جان ما ايجاد نشود، از عاشورا بهره‌ی چندانی نبرده‌ايم. ■امام حسين عليه‌السّلام امام است و امام كسی است كه اَمام و پيشاروی يک گروه حركت می‌كند و آنها را راهبری می‌کند؛ و شيعه يعنی كسی كه امام خود را مشايعت می‌کند؛ در پیِ امام خويش راه می‌پويد؛ گام بر جای گام امام خويش می‌نهد. ■تشيّع يعنی پيروی؛ يعنی در پیِ امام راه سپردن. اگر امام ما اباعبدالله الحسين عليه‌السّلام است، و اگر طالب تشيّع آن بزرگواريم، لازمه‌اش اين است كه راهی را كه امام حسين عليه‌السّلام طی كردند، طی كنيم. .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
🏴صلی الله علیک یا ابا عبد الله الحسین🏴 ■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش اوّل●■ ■ايّام بسيار بزر
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش دوّم●■ ■●ابراز عاطفه همه‌ی تشيّع نيست؛ گرچه بسيار زيبا و بسيار گرانبهاست. خدا می‌داند هر قطره اشکی كه از چشم دوست اهل بيت در ماتم اباعبدالله عليه‌السّلام جاری می‌شود، چقدر در ترازو و ميزان الهی گران‌سنگ است؛ اصلاً قابل تصوّر نيست. امّا در عين اين عظمت، همه‌ی عاشورا اشک ريختن نيست؛ راه سپردن درپی امام است. ■●اباعبدالله الحسين عليه‌السّلام اسوه‌اند. اسوه يعنی كسی كه بايد به او تأسّی كرد. قرآن كريم در مورد پيامبر اكرم صلّی الله عليه و آله وسلّم فرمود: ■«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ اُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»■ ■●در وجود و شخصيت و زندگی و خُلق و خوی و منش و روش پيامبر اكرم صلّی الله عليه و آله وسلّم برای شما مسلمانان بهترين الگو برای تأسّی است. ■●اين نقش اسوه بودن را پس از پيامبر صلّی الله عليه و آله وسلّم، ائمّه‌ی هدی عليهم‌السّلام برعهده دارند. امام حسين عليه‌السّلام اسوه‌اند. خود حضرت در يكی از سخنرانی‌هايشان به اين تصريح كردند؛ فرمودند: «فَلَکُمْ فِیَّ أُسْوَهٌ» پس در وجود من برای شما الگويی برای تأسّی است. ■●دوست اهل بيت، شيعه‌ی اباعبدالله عليه‌السّلام، بايد در زندگی به اباعبدالله عليه‌السّلام تأسّی كند؛ از ايشان الگو بگيرد و سعی كند تا جايی كه می‌تواند همه‌ی ابعاد وجودش شبيه آن حضرت شود؛ شباهتی پيدا شود. : ■●«کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا» همه‌ی روزها عاشورا و همه‌ی سرزمين‌ها كربلاست، ■●بايد علاوه بر ابراز عاطفه و سوگواری و اشک ريختن، از واقعه‌ی عاشورای سال شصت و يكم هجری درس گرفت تا در عاشورای زمان خويش و كربلای سرزمين خويش، حسينی رفتار كرد. .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش دوّم●■ ■●ابراز عاطفه همه‌ی تشيّع نيست؛ گرچه بسيار زيبا و بسيار
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش سوّم●■ ■●اباعبدالله الحسين عليه‌السّلام در يوم‌التّرويه حسابشان را از همه‌ی حجّاج جدا كردند. روز هشتم ماه ذی‌الحجّه با اهل بيت و اصحاب كرامشان مكّه را ترک كردند و به جای اينكه به سمت منا و عرفات حركت كنند، راه سرزمين عراق را در پيش گرفتند و به سوی كوفه حركت كردند. امام حسين عليه‌السّلام حجّی جز حجّ عموم مردم در پيش گرفتند. ■●حضرت با خودشان قربانی هم بردند؛ منتهی برخلاف ديگران كه برای قربانی گاو و گوسفند و شتر می‌برند، امام حسين عليه‌السّلام عزيزترين عزيزانشان را به مسلخ عشق بردند. در اين حجّ حسينی، مثل حجّ شرعی، هم عرفات هست هم منا. ■●عرفات سرزمين معرفت است ؛ وادی شناخت و آگاهی است؛ و منا سرزمين آرزوست؛ سرزمين عشق است. ■●حج دربرگيرنده‌ی عرفات و مناست؛ يعنی هم معرفت، هم عشق. ■●معرفتِ بدون عشق چيزی نيست جز يک مشت دانسته‌های ذهنی كه هيچ كاربرد و اثر عملی‌یی ندارد و به هيچ تغيير و تحوّل و تحرّكی منجر نمی‌شود. يكسری اطّلاعات که در ذهن اشخاص جمع شده است و بر زبان و قلم آنها جاری می‌شود؛ در صفحه‌ی كتاب‌ها نوشته می‌شود؛ یک‌سری تحليل‌های علمی و عقلی؛ اين معرفتِ تنهاست. ■●عشقِ تنها، شور است؛ شيدايی است؛ عاشقی است؛ حركت و جنبش و خيزش است؛ اماّ اگر با معرفت همراه نباشد، معلوم نيست اين جنبش و خيزش به كدام سمت حركت می‌كند. مثل يک اتومبيل است كه هم چراغ می‌خواهد تا جادّه‌ی روبرو و مسير حركت را روشن كند، هم موتوری كه به آن نيروی تحرّک ببخشد. ■●حج يعنی قصد؛ «اَلحَجُّ قَصدٌ»، و حاجی يعنی كسی كه مقصدی دارد؛ مقصد حجّاج به طور معمول زيارت خانه‌ی خداست؛ حجّشان دو چيز لازم دارد؛ يكی معرفت و شناخت، ديگری عشق و شيدایی. .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش سوّم●■ ■●اباعبدالله الحسين عليه‌السّلام در يوم‌التّرويه حسابشان
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش چهارم●■ ■حج يعنی قصد؛ «اَلحَجُّ قَصدٌ»، و حاجی يعنی كسی كه مقصدی دارد؛ مقصد حجّاج به طور معمول زيارت خانه‌ی خداست؛ حجّشان دو چيز لازم دارد؛ يكی معرفت و شناخت، ديگری عشق و شيدایی. ■در حجّ حسينی هم هر دوی اينها لازم است. حجّ اباعبدالله الحسين عليه‌السّلام، هم عرفات و معرفت اباعبدالله عليه‌السّلام را لازم دارد، هم منای عشق و آرزو و دلدادگی و شيدايی اباعبدالله عليه‌السّلام را. ■حجّ حسينی با هيچ يک از اين دو به تنهايی كامل نيست. لذا كسانی كه درباره‌ی واقعه‌ی كربلا فقط به بحث‌های علمی پرداختند، از زوايای مختلف تاريخی، روايی، فلسفی، عقلی، اجتماعی، سياسی، انقلابی، از جنبه‌های مختلف واقعه‌ی كربلا را تجزيه و تحليل كردند، امّا شور و شيدايی در آنها نبود، ثمره كارشان چيزی نبود جز مشتی از حرف‌ها و واژه‌ها. ■كسانی هم كه فقط در شور و شيدايی بودند، فقط عاشق بودند، كارشان هيچ ثمری نداشت جز بر سر و سينه زدن و اشك ماتم ريختن. ■لذا شيعه‌ی راستين اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السّلام بايد از هر دو بُعد حجّ حسينی بهره گيرد؛ هم معرفت و شناخت، هم عشق و شيدايی. اين جمله‌ی معروف كه از روايتی از رسول اكرم صلّی الله عليه و آله وسلّم نقل شده است: ■«إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدی وسَفینَةُ النَّجاةِ»■ ■امام حسين عليه‌السّلام چراغ هدايت و كشتی نجات است، اشاره به همين دو بعد دارد. ■معرفت امام حسين عليه‌السّلام بُعدِ مصباح الهدايی حضرت است؛ چراغ هدايت است؛ به انسان بصيرت و بينش می‌بخشد؛ بيداری و آگاهی می‌بخشد؛ و عشق و دلدادگی به اباعبدالله عليه السّلام، بُعدِ سفينة النّجاتی اباعبدالله عليه‌السّلام است. ■آن عشق و شيدايی، آن شور و دلدادگی، كشتی پرخروشی است كه اقيانوس‌های عالم را می‌شكافد و به سوی خدای متعال حركت می‌كند. .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش چهارم●■ ■حج يعنی قصد؛ «اَلحَجُّ قَصدٌ»، و حاجی يعنی كسی كه مقصد
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش پنجم●■ ■●روی خودمان كار كنيم؛ عاشورا مكتبی است برای شدن! هیچ كس هم خودش را از اين حوزه بيرون نداند. در لشكريان اباعبدالله عليه‌السّلام، در اهل بيت و اصحاب اباعبدالله الحسين عليه‌السّلام، نمونه و نماينده‌ای از همه‌ی تيپ‌های اجتماعی، از همه‌ی گروه‌های سنّی، از همه‌ی جنس‌ها و نژادها وجود دارد؛ مرد، زن، پيرمرد، كودك شش‌ماهه، کودک هشت نه ساله، نوجوان دوازده سيزده ساله، سفيدپوست، سياه‌پوست مثل جون غلام باوفای اباعبدالله عليه‌السّلام، ثروتمند، فقیر، تحصيل‌كرده و عالم و دانشمند، انسان عامی، انسان عابد و زاهد و اهل تقوا و عبادت‌های بسيار عظيم، و انسانی كه شايد دو ركعت نماز هم در عمرش نخوانده است؛ مثل وهب نصرانی كه مسلمان شد و بعد شهيد شد. اينجا همه‌ی گروه‌ها، نماينده‌ای دارند و اين نشان می‌دهد كه هر كس می‌تواند جز و ياران اباعبدالله عليه‌السّلام باشد. ■●وقتی دوست اهل بيت ياد اباعبدالله عليه‌السّلام و مصائب آن حضرت می‌افتد، می‌گويد: ■«يَا لَيْتَنِی كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»■ ■●ای كاش من هم روز عاشورا با شما بودم و در راه شما جان می‌باختم؛ همين را كه می‌گوید، جزو ياران اباعبدالله عليه‌السّلام می‌شود؛ اگر با همه‌ی وجود اين حرف را بزند و لقلقه‌ی زبان نباشد. گاهی اوقات حادثه‌ای را نقل می‌كنند؛ با همه‌ی وجود می‌گويید: كاش من هم آنجا بودم. دوست اهل بيت عليهم‌السّلام اين‌گونه است؛ وقتی صحنه‌ی كربلا را ترسيم می‌كنند، با همه‌ی وجود می‌گويد: كاش من هم آنجا بودم. اين كاش را در زيارت ناحيه‌ی مقدّسه می‌توان فهميد يعنی چه! يا اباعبدالله عليه‌السّلام كاش بودم و جانم را سپر جان شما می‌كردم؛ نمی‌گذاشتم پيكر مطهّرتان آن‌گونه هدف سنگ‌ها و نيزه شكسته‌ها قرار گيرد. ■●همه‌ی گروه‌ها می‌توانند جزو ياران اباعبدالله عليه‌السّلام باشند؛ پس همه‌ی ما بايد شاگرد اين مكتب باشيم و با طی كردن اين دوره يك انسان حسينی شويم؛ يعني زندگی‌مان را نگاه كنيم و ببينيم چه شباهتی با حضرت پيدا كرد. ■●اين‌ همه محرّم و عاشورا در عمر ما طی شد؛ روحيّات‌مان، رفتارهایمان، خلقيّاتمان، بينش‌مان، حال معنوی‌مان، ارتباط ولايی‌مان با اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السّلام، روحيّات عارفانه‌مان چقدر شبيه اباعبدالله الحسین عليه‌السّلام و اهل بيت و اصحاب كرامشان شد. خودمان را بسنجيم؛ وزن كنيم؛ محاسبه كنيم. ■●نكند هر سال اين حادثه‌ها تكرار شود؛ ما هم مثل شاگردان مردود يك كلاس، هر سال از نقطه آغازی شروع كنيم. نگاهی به زندگی‌مان بيندازيم... .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش پنجم●■ ■●روی خودمان كار كنيم؛ عاشورا مكتبی است برای شدن! هیچ كس
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش ششم●■ ■●اباعبدالله الحسين عليه‌السّلام در دوران حكومت معاويه، در يك سفر حج و در توقّفی كه حجّاج در منا داشتند، علمای آن زمان و روشنفكران و اهل نظر را جمع كرده و سخنرانی عجيبی كردند. ■●هنوز معاويه زنده است؛ دوران حكومت معاويه است؛ امّا حضرت در يک سخنرانیِ داغ و حماسی بر آن علمای فاسد، آخوندهای وابسته به دستگاه كه در برابر فساد و ظلم حكومت بنی‌اميّه راه سكوت پيشه كرده و سر در آخور حقوق بگيری دولت فاسد اموی فرو برده بودند و رسالت عظيم دينی خود را در امر به معروف و نهی از منكر و دفاع از مرزهای دين و ارزش‌های الهی ترک گفته بودند، تاختند و با لحنی حماسی به آنها پرخاش كردند. ■●حضرت همانجا اهداف نهضت خود را اعلام كردند. ماجرا اين نبود كه چهار تا كوفی به امام حسين عليه‌السّلام نامه بنويسند و حضرت هم باور كنند كه آنها راست می‌گويند؛ واقعاً آماده‌اند همه‌ی جان و هستی خود را برای رهبری اباعبدالله عليه‌السّلام در طبق اخلاص بگذارند؛ و به خاطر همين امام حسين عليه‌السّلام راه افتادند؛ والّا قصدِ قيام و مبارزه با يزيد را نداشتند! چون بعضی‌ها اين حرف‌ها را می‌زنند، نمی‌دانم چطور چشمشان را بر واقعيت‌های بزرگ و مستند تاريخی می‌بندند! ■●حضرت زمان حكومت معاويه اين سخنرانی را می‌كنند و همان‌جا اهداف نهضت خود را اعلام می‌کنند. ■«اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اِنَّهُ لَمْ یَکُنْ مَا کَانَ مِنَّا تَنافُساً فِی سُلْطان، وَ لا التماساً مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ»■ ■●خدايا تو می‌دانی اين نهضتی كه در پيش داريم، تنافس در سلطان نيست؛ يعنی رقابت در به دست آوردن قدرت سياسی نيست؛ چنين نيست كه ما بنی‌هاشم و ائمه می‌خواهيم با بنی‌اميّه و معاويه در تصاحب حكومت رقابت كنيم. ■«وَ لا التماساً مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ»■ ■●و نه اینکه بخواهيم بر دارايی‌ دنيوی خود بيفزاييم؛ به پست و مقام برسيم تا برج بسازيم؛ تا حساب‌های بانكی‌مان را از ريال و دلار پر كنيم؛ زراندوزی و تكاثر كنيم. منِ حسين بن علی برای اين‌ها نمی‌خواهم قيام كنم. ■«وَ لَكِنْ لِنُرِیَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ»■ ■●بلكه می‌خواهيم آن علائم و شاخص‌های دين را كه از جامعه رخت بربسته است، بازگردانيم. آن ارزشها و اصول را دوباره حاكم كنيم. ■«وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ»■ ■●ای خدا در سرزمين‌های تو فساد حاكم شده است؛ می‌خواهيم صلاح را حاكم كنيم. اين فسادی كه با عنوان حكومت اسلامی به رهبری معاویه بن ابی‌سفيان جامعه را فرا گرفته است؛ ضعفا پايمالند و اقويا هر روز ميدان به رويشان گشاده‌تر است؛ به نام حكومت اسلامی بی‌ بند و باری و فساد بيداد می‌كند؛ به نام اميرالمؤمنين معاويه بن‌ ابی‌سفيان!، هر روز محرومان غارت‌زده‌تر و شكمِ ثروتمندان برآمده‌تر می‌شود، اين فسادهای رايج، اين زدوبندها، اين رانتخواری‌ها، اين سوءاستفاده‌ها و غارتگری‌های بیت‌المال، اين هزار فاميل‌هايی كه حكومت را در قبضه‌ی خود قرار دادند، همه‌ی اينها به نام حكومت اسلامی اتّفاق می‌افتد. می‌خواهيم اين فسادها را ريشه‌كن كنيم. ■«وَ تُقَامَ اَلْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ»■ ■●می‌خواهيم احكام و قوانين الهی، حدود الهی تعطيل شده را دوباره برپا كنيم.... .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●مصباح‌الهدی وسفینةُ‌النّجاة - بخش ششم●■ ■●اباعبدالله الحسين عليه‌السّلام در دوران حكومت معاويه، د
■●مصباح‌الهدی وسَفینَةُ‌النَّجاه - بخش هفتم●■ ■●حضرت در زمان معاويه از قيام سخن می‌گویند و گام به گام مواضع خود را آشكار می‌كنند. فرمودند: ■«إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى»■ ■●چون می‌دانيد دستگاه بنی‌اميّه از نظر تبليغاتی بسيار قوی بود؛ ترور شخصيّت می‌كرد؛ مخالفان خود را هم ترور فيزيكي و هم ترور شخصيّت می‌كرد. چگونه ترور شخصيّت می‌كرد؟ با همين آخوندهای درباری كه حديث جعل می‌كردند؛ از يک طرف در منقبت خاندان بنی‌اميّه و ابوسفيان و ديگران و از طرف ديگر در مذمّت اميرالمؤمنين عليه‌السّلام. ■●در اين دستگاه بسيار قویِ تبليغاتی، اين احتمال وجود داشت كه اگر امام حسين عليه‌السّلام قيام كند، قيام او را مسخ كنند. همانطوركه ديديد، گفتند عدّه‌ای عليه دين خدا و عليه اميرالمؤمنين معاوية ابن ابی‌سفيان و بعد از او يزيد بن معاوية بن ابی‌سفيان خروج كرده بودند؛ اينها خارجی بودند. خارجی يعنی كسی كه خروج می‌كند؛ قيام می‌كند؛ يعنی شورشی؛ اين طور تخريب می‌كردند. لذا امام حسين عليه‌السّلام فرمودند: ■«إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا »■ ■●من يك فرد آشوب طلب و شورشی و خرابكار و تروريست نيستم. ■«إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى»■ ■●من قيام كردم تا امت جدّم را اصلاح كنم. اين نظام فاسدی كه حاكم شده است و اين مردمی كه پوسيده‌اند و به فساد گراييده‌اند، اينها را از فساد نجات دهم. ■«أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى»■ ■●می‌خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و روش و سيره‌ی جدّم رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلّم و پدرم اميرمؤمنان عليه‌السّلام را در پيش گيرم. ■●حضرت قدم به قدم اهداف خود را تبيين كردند. در مدينه وقتی از يزيد بن معاويه برای فرماندار مدينه نامه آمد كه از همه‌ی مردم مدينه بيعت بگير، به خصوص از حسين بن علی، و اگر بيعت نكرد سرش را جدا كن و برای من بفرست، مروان خودش را جلو انداخت و براي بيعت فشار آورد؛ حضرت اباعبدالله عليه‌السّلام فرمودند: ■«مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَه»■ ■●كسی مثل منِ حسين با كسی مثل يزيد بيعت نخواهد كرد. اين عبارت خيلی لطيف است؛ يعنی هر كس مثل من است، هر كس در آينده‌ی تاريخ حسينی است، با هر كس در آينده‌ی تاريخ مثل يزيد است، بيعت نخواهد كرد. ■●يك مصداق واحد را نفرمود؛ نفرمود من با يزيد بيعت نمی‌كنم؛ فرمود هر كس مثل منِ حسين باشد با هر كس مثل يزيد باشد بيعت نخواهد كرد. حضرت بارها و بارها اهداف نهضت خود را به روشنی بيان كردند. اين پيكره‌ی نهضت اباعبدالله عليه‌السّلام است... .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●مصباح‌الهدی وسَفینَةُ‌النَّجاه - بخش هفتم●■ ■●حضرت در زمان معاويه از قيام سخن می‌گویند و گام به گ
■●مصباح‌الهدی وسَفینَةُ‌النَّجاه - بخش هشتم●■ ■●نهضت اباعبدالله عليه‌السّلام يك قالب يا پيكر و بدن دارد، و يك روح و جان. پيكره‌ی نهضت اباعبدالله عليه‌السّلام امر به معروف و نهی از منكر است؛ آن هم دربرابر حكومت؛ نه امر به معروف و نهی از منكر شخصی و فردی كه مثلاً آقا دكمه لباست را محكم‌تر ببند؛ خانم روسريت را محكم‌تر ببند؛ چادرت را درست سر كن؛ اينها نبود؛ امر به معروف و نهی از منكر در برابر حكومت اسلامی! ■●امام حسين عليه‌السّلام عليه يهود و نصارا و مشركان قيام نكرد؛ جنگ امام حسين عليه‌السّلام با كشورهای كافر نبود؛ با حكومت اسلامی بود؛ با حكومتی كه حاكمش اميرالمؤمنين يزيد بن معاويه! است. اين پيكره و قالب نهضت اباعبدالله عليه‌السّلام است. ■●اما روح اين نهضت، آن عرفان زلال و لطيف متعالی است كه در واقعه‌ی عاشورا موج می‌زند. عرفان، روح نهضت اباعبدالله عليه‌السّلام است. آن عشق به خدا، عشق به زيبايی‌های اسماء و صفات الهی، روح نهضت اباعبدالله عليه‌السّلام است. ■●آن روح در اين پيكر دميده است و پيكر بدون روح يعنی جنازه‌ی مرده؛ هيچ هنری از او بر نمی‌آيد. اگر ما فقط به بعد حماسی و انقلابی يا سياسی و اصلاح طلبی عاشورا بپردازيم، بدون آن لطافت‌های زيبای عرفانی، يك جنازه‌ی مرده است؛ هيچ كاری از او بر نمی‌آید. اما همان‌طوركه پيكر بدون روح نمی‌تواند كاری كند، روح هم اگر بخواهد كاری انجام دهد به بدن نياز دارد. ■●در همه‌ی عوالم، روح بدن دارد؛ البته در هر عالمی از سنخ خودش. لذا آن روح عارفانه‌ی اباعبدالله عليه‌السّلام و نهضت حسينی به يك پيكر نياز دارد كه همين پيكر حماسی و انقلابی است. ■●مكتب عاشورا آمده است تا چنين انسانی تربيت كند؛ ولی متأسفانه كسانی كه سمت عاشورا می‌آيند، معمولاً يا به پيكر بسنده می‌كنند و از روح غافلند، يا در تجرّد روحانی می‌مانند و از پيكر محرومند؛ لذا اغلب منشأ اثری هم نيستند؛ يا محفل‌های خيلی لطيف عاشقانه‌ی عرفانی است و گريه و آه و اشک و ماتم و سوگواری كه در آن از بيداری و غيرت و حماسه و شجاعت و صبر و پايداری در سختی‌های مبارزه خبری نيست، یا انقلاب است و حماسه و مبارزه، اما از زيبايی‌های عرفانی تهی است. متأسّفانه اغلب مجالس ما اينگونه است. ■●اميدواريم خدای متعال توفيق دهد تا بتوانيم به هر دو بُعدِ عاشورا توجّه كنيم. نكند عاشورای ما منحصر به گريه و اشک و آه شود. اشک و آه بسيار بزرگ و گران‌بهاست؛ امّا گریه‌ی تنها راه به جايی نمی‌برد؛ عبادت تنها، عرفان تنها، راه به جايی نمی‌برد. .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■ @mohamad_hosein_tabatabaei
کیش مهر (درمحضر علامه طباطبایی)
■●مصباح‌الهدی وسَفینَةُ‌النَّجاه - بخش هشتم●■ ■●نهضت اباعبدالله عليه‌السّلام يك قالب يا پيكر و بدن
■●مصباح‌الهدی وسَفینَةُ‌النَّجاه - بخش نهم●■ ■●وقتی امام حسين عليه‌السّلام به سمت عراق حركت كردند، همه‌ی حاجی‌ها رفتند عرفات و منا و بعد طواف كعبه و ذكر و دعا و تلاوت قرآن؛ امّا امام حسين عليه‌السّلام را رها كرده بودند. اباعبدالله عليه‌السّلام مظلومانه در كربلا به شهادت می‌رسيد؛ اين‌ها مشغول ذكر و دعا و عبادت خودشان بودند. ■●اين چلّه نشينی‌ها و خلوت‌های عبادی به چه درد می‌خورد، اگر انسان را از امام حسين عليه‌السّلام جدا كند؛ حتّی اشک و آه؛ حتّی گريستن بر اباعبدالله عليه‌السّلام! بعدازظهر عاشورا، همان موقع كه امام حسين عليه‌السّلام در صحنه‌ی كربلا يكّه و تنها مانده بود، خدا می‌داند آن لحظات آخر چقدر تكان‌دهنده است؛ هيچ‌كس برای حضرت نمانده است و دست خالیِ خالی است؛ يك يار و رزمنده‌ی همراه برای حضرت نمانده است. ■●تصوّر كنيد كسی كه در سنين بالای عمر است، از صبح تا به حال اين‌ همه داغ ديده است، آن تشنگی تصوّرناپذير همه‌ی وجودش را می‌سوزاند، اين همه تقلاّ كرده، از صبح شمشير زده، اين‌طرف و آن‌طرف رفته‌است، تصوّر كنيد حدود ساعت دو الی سه بعدازظهر چه حالی دارد؟! با اين‌همه داغ، داغ علیّ‌اکبر، داغ عبّاس بن علی، داغ برادرزاده‌ها، داغ اصحاب و ياران باوفا، هيچ‌كس نمانده است. ■●جلسات قبل اشاره كرده‌ام حضرت لحظات آخر چه حالی داشتند؛ تنهای تنها؛ سوار بر اسب؛ از يك طرف نگران خيام و از طرف ديگر درصدد مبارزه. حضرت با اسب می‌تاختند و می‌رفتند در دل دشمن؛ شمشير می‌زدند؛ می‌جنگيدند؛ يك عده از آنها را می‌ريختند روی زمين؛ بعد به تاخت بر می‌گشتند نزديك خيمه‌ها و با صدای بلند ندا می‌دادند: ■«لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ»■ ■●اين صدا كه بلند می‌شد، اهل بيت در خيمه‌ها خوشحال می‌شدند كه هنوز اباعبدالله عليه‌السّلام سرپاست. دوباره برمی‌گشتند شمشير می‌زدند، می‌جنگيدند؛ باز می‌آمدند به سمت خيمه‌ها. ■●اين تنهايی و غربت، خيلی حال عجيبی است. اباعبدالله عليه‌السّلام بايد همه جا را يک‌تنه اداره كنند؛ هم روحیه‌ی خيمه‌ها را حفظ كنند، هم ميدان جنگ را. ■●بايد يک‌تنه با سی‌هزار تن بجنگند؛ یک نفر در برابر يك لشكر؛ خيلی تكان‌دهنده است! امام حسين عليه‌السّلام آن روز در آن صحنه، در آن لحظات عجيبِ حيرت‌ انگيز چه می‌کنند؟! ■●خدا می‌داند اباعبدالله عليه‌السّلام در اين ساعات آخر كه يک‌تنه می‌جنگند، ما را مخاطب قرار می‌دهند و از ما می‌خواهند به ياری حضرت برويم: ■«هَل مِن ناصِرٍ يَنصُرُنِي؟ هَل مِن مُعينٍ يُعینُنی؟ هَلْ مِنْ ذابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ الرَّسُولِ؟»■ ■●آيا كسی هست مرا ياری كند؟ آيا كسی هست از حرم پيغمبر خدا صلّی الله عليه و آله وسلّم دفاع كند؟... .... ■●«استاد مهدی طیّب» ●■ @mohamad_hosein_tabatabaei