eitaa logo
کانال محبین وݪایٺ و شهدا🏴
312 دنبال‌کننده
14هزار عکس
5.7هزار ویدیو
113 فایل
○•﷽•○ - - 🔶براێ شهادٺ؛ابتدا باید شهیدانھ زیسٺ"^^" - - 🔶ڪپی با ذڪر صلواٺ جهٺ شادێ و تعجیل در فرج آقا آزاد - - 🔶شرو؏ـمون⇦۱۳۹۷/۱/۲٤ - - 🔶گروھمون⇩ https://eitaa.com/joinchat/2105344011C1c3ae0fd73 🔹🔶باماھمراھ باشید🔶🔹
مشاهده در ایتا
دانلود
⚜ امام سجّاد (عليه السّلام): گناهانى كه از استجابت دعا جلوگيرى مى كنند عبارتند از: 🔺بد نيّتى، 🔺 خُبث باطن، 🔺دورويى با برادران، 🔺 باور نداشتن به اجابت دعا، 🔺به تأخير انداختن نمازهاى واجب تا آن كه وقتشان بگذرد، 🔺 تقرّب نجستن به خداوند عزّ و جلّ با نيكوكارى و صدقه، 🔺بد زبانى و زشت گويى 📚 ميزان الحكمه، ج۴، ص۲۸۷ @mohebin_velayt_shohada آیدی کانال 👆🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
چرا فقط مریم میرزا خانی قهرمان شد؟! حقوق زنانی ڪه مردان به دنبالشن یا زن ها؟! چرا فقط امثال مریم میرزاخانی بلد میشن؟! چون فقط حجابشون برداشتن؟! ڪسانی ڪه دم از آزادی عقیده میزنن خودشون محصور ترین افرادن! دڪتر مریم ڪوچکی نژاد که جزء ۴۰ دانشمند برتر دنیا انتخاب شد و خانم دڪتر طوبی ڪرمانی که اولین فیلسوف زن ایرانی بودن رو اسمی ازشون ڪسی نمیبره! چرا فقط مریم میرزاخانی قهرمان شد؟! @mohebin_velayt_shohada آیدی کانال 👆🌹
. 🌷 ما جز به لقای او و اطاعت از ولی او سودای دیگری در سر نداریم پس باید رخت بسته آماده خدمت در هر کجا که انقلاب می طلبد باشیم و خود را به خداوند بسپاریم و دغدغه ای از چگونه رقم خوردن سرنوشت نداشته باشیم چه حکمت در دست اوست و ما موظف به انجام وظیفه هستیم 🌷 @mohebin_velayt_shohada آیدی کانال 👆🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃بسمـ اللهـ الرحمنـ الرحیمـ 🍃 🇮🇷 📖 زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی": 🔸به روایت "مادرشهید" 🔹صفحه۱۹۹_۱۹۸ 🦋 ((عصب پا_قطعه پلاستیکی)) تقریباً یک سالی از مصدومیت شیمیایی عمومی گذشت که از ناحیه پا شد. اگر برای او اتفاقی می‌افتاد ،من بیشتر از خودش درد می کشیدم. دیگر وقتی محمّدحسین بود، آرام و قرار نداشتم و هر لحظه منتظر شنیدن یک اتفاقی بودم . به محض اینکه کسی در میزد و یا تلفن خانه به صدا در می آمد ،قلبم از جا کنده می شد.😧 او مدّتی در بیمارستان🏨 بستری و تحت درمان بود و یک مدتی هم در خانه استراحت می‌کرد، اما نتوانست سلامتی اش را کامل به دست آورد؛ گویا عصب پایش آسیب دیده بود و موقع راه رفتن پایش از پنجه در اختیارش نبود و روی زمین کشیده می شد. وقتی می‌خواستیم از بیمارستان مرخصش کنیم ،دکترها گفتند:«به دلیل جراحت شدیدی که دارد باید استراحت مطلق داشته باشد و اصلا از جایش تکان نخورد و محل استراحت اش را جای تعیین کنید که به دستشویی نزدیک باشد.» خانه ما این وضعیت را نداشت و اذیت می‌شد . این بود که او را به خانه خواهرش، انیس، بردیم. محمّدهادی هم که خدمتش تمام شده بود؛ به سبب رابطه صمیمی 🤝و نزدیکی که با محمّدحسین داشت ،کنارش بود و اگر نیمه شب کار داشت و نیاز بود که دستشویی برود، او را همراهی کند. فردا که من به سراغ آن ها رفتم تا جویای حال محمّدحسین شوم، محمّدهادی برایم چنین تعریف کرد: «نیمه‌های شب بود، به طور اتفاقی بیدار شدم، دیدم محمّدحسین توی رختخوابش نیست.😳 با عجله از جا پریدم، دیدم همینطور به حالت دراز کش و کشان کشان خودش را روی زمین تا پای پله ها کشیده بود و می‌خواست به دستشویی برود». موقعی که او را دیدم تقلّا می‌کرد تا پلّه ها را رد کند، با ناراحتی😔 گفتم: « محم‍ّدحسین مگر من تأکید نکردم اگر کاری داشتی حتماً بیدارم کن؟!» گفت :«آخر دلم نمی خواست مزاحمت بشوم .» گفتم :«برای چی؟ من خودم سفارش کردم!» گفت:« دوست ندارم موجبات ناراحتی دیگران را فراهم کنم، من مجروح نشده ام که وبال گردن بقیّه باشم.» بعد از چند روز که حالش بهتر شد و به خانه برگشت، سعی میکردم مراقبش باشم تا به زودی سلامتی اش را به دست آورد. اما متاسفانه عصب پا آسیب دیده و پنجه پا را از حرکت انداخته بود.😔 دکترهای یک قطعه پلاستیکی به او داده بودند که در زیر و پشت پا نصب می‌شد و از آویزان شدن پنجه پا جلوگیری می کرد. @mohebin_velayt_shohada آیدی کانال 👆🌹
🍃بسمـ اللهـ الرحمنـ الرحیمـ 🍃 🇮🇷 📖 زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی": 🔸به روایت "مادرشهید" 🔹صفحه ٢٠١_٢٠٠ 🦋 ((کفش کتانی)) خیلی نگران بود که این مشکل مانع ادامهٔ حضورش در بشود. یک روز از صبح تا پاسی از روز در یکی از اتاق ها سرگرم کاری شده بود؛ صدایش زدم: «مادر جان! محمّد حسین! ناهار آماده ست، نمی آیی؟» گفت: «چشم مادر! آمدم.» وقتی وارد اتاق شد، برقی در چشمان معصوم و گیرایش می درخشید: «مادر جان! راهش را پیدا کردم. دیگر هیچ مشکلی ندارم.» بعد با آن ابتکارش برای راه رفتن مواجه شدم. او با ذوق و سلیقه راهی برای حلّ مشکل خودش پیدا کرده بود. به جهت اینکه پایَش به همراه قطعهٔ پلاستیکی، راحت در جای کفش جای بگیرد، یک کفش کتانی خریده بود که دو سه شماره بزرگتر بود. شلوارش را هم کمی گشادتر از معمول گرفته بود. بعد یک نخ ضخیم به بندهای کتانی بسته بود و آن را از داخل پاچهٔ شلوار رد کرده بود و تا کمربندش بالا آورده بود. انتهای نخ را هم یک حلقه وصل نموده بود. انگشت دستش را درون حلقه می کرد و موقع راه رفتن آن را می کشید؛ به این ترتیب، نوک پنجهٔ پا بلند می شد و وقتی قدمش را بر می داشت، دوباره نخ را شل می کرد و پا به حالت اول بر می گشت. فکر خوبی کرده بود! هیچ کس متوجّه نمی شد و تنها ایراد کار در این بود که برای نگه داشتن حلقه، دستش مدام به کمربند بود. تا چند مدّت که نسبتاً سلامتی اش را به دست آورد، به همین شکل راه می رفت. فقط بعضی از دوستانش از این ماجرا خبر داشتند. به همه سفارش می کرد که به کسی نگویید که پای من این طور شده است. @mohebin_velayt_shohada آیدی کانال 👆🌹
4_5985653091574220610.mp3
3.68M
💜🌹🍀محبین ولایت وشهدا 🍀🌹💜 🎧 جریان آقا ماشالله کرمانی🎧 💔و امام حسین علیه السلام💔 🎤 حجت الاسلام دارستانی🎤 پیشنهاد_دانلود 👌 🏴🚩🕌🏴🚩🕌🚩 عاشقان امام حسین💚 🏴🚩🏴🚩🏴🚩🏴 @mohebin_velayt_shohada آیدی کانال 👆🌹