eitaa logo
کانال محبین وݪایٺ و شهدا🏴
312 دنبال‌کننده
14هزار عکس
5.7هزار ویدیو
113 فایل
○•﷽•○ - - 🔶براێ شهادٺ؛ابتدا باید شهیدانھ زیسٺ"^^" - - 🔶ڪپی با ذڪر صلواٺ جهٺ شادێ و تعجیل در فرج آقا آزاد - - 🔶شرو؏ـمون⇦۱۳۹۷/۱/۲٤ - - 🔶گروھمون⇩ https://eitaa.com/joinchat/2105344011C1c3ae0fd73 🔹🔶باماھمراھ باشید🔶🔹
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📸حاج قاسم و پدر عزیزشان ✨هردو قطعا ساکن بهشت✨ سلیمانی: من شهادت میدهم پدرم در طول عمر یک گندم حرام وارد زندگی اش نکرد.☝️ حاج قاسم سلیمانی با لقمه حلال مرحوم پدرش سردار دلها شد. از این پدر، پسر چنین باید.😊 ╭═══════•••{}•••═══════╮ @mohebin_velayt_shohada ╰═══════•••{}•••═══════╯
🌷 شهید علی بیرامی 🕊 شهید والامقام علی بیرامی اهل پارس‌آباد مغان و سرباز هنگ مرزی گروهان شهید ضیایی آذربایجان غربی بود که بعد از ظهر روز جمعه در حین انجام ماموریت مرزبانی و حفاظت و حراست از خاک پاک وطن در شمال غرب کشور به شهادت رسید. ❣ این شهید والا مقام 20 ساله که دومین پسر خانواده‌اش بود، در تاریخ سوم اردیبهشت ماه 99 به خدمت مقدس سربازی اعزام شده و در حین انجام ماموریت، به سوی خداوند متعال پرواز کرد و آسمانی شد.🌷 🕊🕊🕊🕊 🥇علی بیرامی بازیکن فصل گذشته تیم فوتسال شهید کیان پارس آباد دشت مغان که در مسابقات لیگ دسته دوم فوتسال کشور بازی می‌کرد. پس از اتمام فصل، به خدمت مقدس سربازی اعزام شده بود و متاسفانه روز جمعه هفته گذشته بر اثر درگیری با گروهک تروریستی پژاک به درجه ی بالای شهادت نائل شد. ✨ شهید بیرامی از فوتسالیست‌های بسیار خوب کشورمان بود که سابقه بازی در تیم‌های مختلف را در کارنامه خود داشت. 🇮🇷🌺➿🌷🌷🌷🌷🌷 ╭═══════•••{}•••═══════╮ @mohebin_velayt_shohada ╰═══════•••{}•••═══════╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️🕊⚫️🕊⚫️🕊⚫️🕊 ✨🕊ساعت به وقت عاشقی✨🕊 ◾️صــــلوات خاصه ی حضرت علی بن موسی الرضا به نيت خشنودي آن حضرت و بر آورده شدن حاجــــــــــات.◾️ ⚜اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی⚜ الامامِ التّقی النّقی ⚜ و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ⚜ و مَن تَحتَ الثری⚜ الصّدّیق الشَّهید ⚜صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً⚜ زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه⚜ کافْضَلِ ما صَلّیَتَ‌عَلی‌اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِک⚜ ✍ترجمه: ◾️خدایا رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا ◾️امام با تقوا و پاک ◾️و حجت تو بر هر که روی زمین است ◾️و هر که زیر خاک، ◾️رحمت بسیار و تمام با برکت ◾️و پیوسته و پیاپی و دنبال هم چنان ◾️بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی◾️ 🕊زیــــ🕌ـــــارتش در دنیا و شفاعتش در عقبی نصیبمان بگردان🕊 🕊الهـــــــــــــے آمیــــــن🕊 التمــــــاس دعــــاے فــــرج🕊🏴 🏴🕊اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🕊🏴 🏴السلام علیک یا اباعبدالله ▪️آجرک الله یا صاحب الزمان ╭═══════•••{}•••═══════╮ @mohebin_velayt_shohada ╰═══════•••{}•••═══════╯
🦋💫🦋💫🦋💫🦋💫🦋💫🦋💫 🦋💫🦋💫🦋💫🦋💫🦋 🦋💫🦋💫🦋💫 💫🦋💫🦋 💫🦋 اینکه هر صحنی به روی شانه‌اش یک ساعت است یعنی اینکه این حرم در جای جایش فرصت است دست خالی آمدن سخت است از پیش رئوف حاجت خود را گرفتن از تو خیلی راحت است صبح‌ها خورشید می‌آید به گودِ صحن، پس درحقیقت نالهٔ نقّاره زنگ رخصت است اینکه درهای حرم باز است روی هر کسی جلوه‌ای از جلوه‌های عام رحمانیت است من که هربار آمدم دور ضریحت جا نبود شوکت سلطان به تعداد زیاد رعیت است السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) 🦋💫🦋💫🦋💫🦋💫🦋💫🦋💫 🦋💫🦋💫🦋💫🦋💫🦋 🦋💫🦋💫🦋💫 💫🦋💫🦋 💫 ╭═══════•••{}•••═══════╮ @mohebin_velayt_shohada ╰═══════•••{}•••═══════╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
••🖤🍃•• شهید بابک نوروزی -می‌گفت: هرڪسی‌روزی 3 مرتبہ خطاب‌به‌حضرت‌مهدی'عج' بگہ: ﴿بابی‌انتَ‌وامےیااباصالح‌المهدے‌‌﴾ حضرت‌یجور‌خاصے‌‌‌براش‌دعامیکنن. ‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌•┈┈••✾❀🍀🌺🍀❀✾••┈┈• 🏴 ╭═══════•••{}•••═══════╮ @mohebin_velayt_shohada ╰═══════•••{}•••═══════╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃بسمـ اللهـ الرحمنـ الرحیمـ 🍃 🇮🇷 📖 زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی": 🔸به روایت "همرزمان و خانواده شهید " 🔹صفحه ۲۵۳_۲۵۲ (( من جایگاه خودم را دیده ام ! )) حرفی را که یک شب توی خانه به طور خصوصی به من گفت ،فراموش نمیکنم . من بودم و به مرخصی آمده بودم . نیمه های شب رسیدم . در خانه پدرمان اتاقی بود که هر وقت من با نیمه شب از می آمدیم ،برای اینکه اهل خانه بیدار نشوند ،بی سر و صدا به آنجا میرفتیم . آن شب من خیلی خسته بودم و زود آماده خواب😴 شدم . هنوز یک ساعتی نگذشته بود در اتاق باز شد و آقا محمّد حسین آمد تو . هر دو از دیدن یکدیگر خوشحال شدیم 😊. من بلند شدم ، با ایشان روبوسی کردم و بعد هر دو نشستیم و مشغول صحبت شدیم . هم محمّدحسین خسته بود ، هم من . زیاد نمیتوانستیم بیدار بنشینیم . محمّد حسین پتویی برداشت و به گوشه ای از اتاق رفت ،خوابید و طبق عادت همیشگی اش پتو را روی سرش کشید . من هم سر جای خودم رفتم . ده دقیقه ای نگذشته بود که سرش را از زیر پتو بیرون آورد و بی مقدمه گفت :« هادی ! هیچ وقت تا به حال شده جایگاه خودت را ببینی ؟ » من حقیقتا یکّه خوردم 😳. گفتم :« یعنی چه جای خود را ببینم ؟!» گفت :« یعنی جای خودت را ببینی که چطور هستی ، کجا هستی ؟» من که اصلا سر از حرف هایش در نمی آوردم🤔 ، با تردید گفتم :« نه !» گفت :« من جای خود را دیدم . می دانم کجا هستم .» نمی فهمیدم چه می گوید.😐 از طرفی خسته بودم و خوابم می آمد ‌. گویا محمّدحسین نیز متوّجه شد،چون دیگر‌حرفش را ادامه نداد. بعدها وقتی بیشتر به صحبت های آن شب فکر کردم،خیلی از رفتار خودم پشیمان شدم. ناراحت بودم که چرا پافشاری نکردم و از محمّدحسین معنی حرف هایش را نپرسیدم،😔 احساس بی لیاقتی میکردم،واقعا فرصت نابی را از دست داده بودم،چون حتما اسرار زیادی در آن حرف ها نهفته بود. 💠اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو خوانی و نه من 💠هست از پس پرده گفت و گوی من و تو چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من ♦️به روایت از "محمد هادی یوسف الهی" ╭═══════•••{}•••═══════╮ @mohebin_velayt_shohada ╰═══════•••{}•••═══════╯