♡به نام او که بی نگاهش، هیچ نباشیم
.
🍃دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست*
.
🍃می دانی؟ سرشار گشته ام از #خوف و رجاء.
سرشار از #امید به وجود فرصت اثبات ادعا و بیم از وسوسه های وهم آلود بی امان.
سر شار از امید به
لطف بی نهایت دوست و بیم از غرور و طمع و شایبه ی این، #خود .😞
سرشار از امید به #آزادی و بیم از گرفتاری.
سرشار از امید به شبیه شدن به #عشاقی چون #نوید که همچون
#خون_خدا، آن دایره دار عشق ابدی و عزیز ، نفس کشید و کوشید و چون او ، سر و جان به پای سخن عاشقی باخت.
و بیم از به #خاکسترنشینی_جان و #آزردگی_عشق.😔
.
🍃می دانی؟ سرشار گشته ام از خوف و رجاء.
و همین حیرت است که عاشق #حقیقی را هویدا می کند و یاوه گویان جاهل را، رسوا.😥
.
🍃به راستی، من در کدامین جرگه ام؟
#جاهل یا عاشق؟
#یاوه_گو یا دل داده؟
.
🍃تو در کدامین جرگه ای؟
"خود" را بکاو.
#خالص شو.
دل را، از دالان سهمناک و سیاهش، رهایی ده و رنگ عشق را، ارزانی اش دار.
رنگ خون را.🌹
در سرای ما، منتهای عشق، #خون است!❤
.
پ.ن: *جناب حافظ
.
✍نویسنده : #زهرا_مهدیار
.
به مناسبت سالروز تولد #شهید_مدافع_حرم_نوید_صفری
.
📅تاریخ تولد : ۱۶ تیر ۱۳۶۵
.
📅تاریخ شهادت : ۱۸ آبان ۱۳۹۶ .دیرالروز سوریه
.🥀مزار شهید : بهشت زهرا قطعه ۵۳
.
@mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
کانال محبین وݪایٺ و شهدا🏴
#رمان #دمشق_شهرِ_عشق #پارت_بیست_و_دوم 📚 نگاهش میدرخشید و دیگر نمیخواست احساسش را پنهان کند که
#رمان
#دمشق_شهر_عشق
#پارت_بیست_و_سوم
💠 صورت #خونی و گلوی پاره سعد یک لحظه از برابر چشمانم کنار نمیرفت، در تمام این مدت از حضورش متنفر بودم و باز دیدن جنازهاش دلم را زیر و رو کرده بود که روی تخت بیمارستان از درد و وحشت آن عکس، غریبانه گریه میکردم.
از همان مقابل در اتاق، #اشکهایم طاقتش را تمام کرده بود که کنار تختم آمد و از تمام حرف دلش تنها یک جمله گفت :«مسکّن اثر کنه، میبرمتون خونه!»
💠 میدانستم از حضور من در بیمارستان جان به لب شده و میترسید کسی سراغم بیاید که کنار تختم ایستاده و باز یک چشمش به در اتاق بود تا کسی داخل نشود.
از تنهایی این اتاق و خلوت با این زن #نامحرم خجالت میکشید که به سمت در برگشت، دوباره به طرفم چرخید و با صدایی آهسته عذرخواست :«مادرم زانو درد داره، وگرنه حتماً میومد پیشتون!» و دل من پیش جسد سعد جا مانده بود که با گریه پرسیدم :«باهاش چیکار کردن؟»
💠 لحظاتی نگاهم کرد و باورش نمیشد با اینهمه #بیرحمی سعد، دلم برایش بتپد که با لحنی گرفته پاسخ داد :«باید خانوادهاش رو پیدا کنن و به اونا تحویلش بدن.»
سعد تنها یکبار به من گفته بود خانوادهاش اهل #حلب هستند و خواستم بگویم که دلواپس من پیشدستی کرد :«خواهرم! دیگه نباید کسی بدونه شما باهاش ارتباط داشتید. اونا خودشون جسد رو به خانوادهاش تحویل میدن، نه خانوادهاش باید شما رو بشناسن نه کس دیگهای بفهمه شما همسرش بودید!»
💠 و زخم ابوجعده هنوز روی رگ #غیرتش مانده بود که با لحنی محکم اتمام حجت کرد :«اونی که به خاطر شما یکی از آدمای خودش رو کشته، دست از سرتون برنمیداره!» و دوباره صدایش پیشم شکست :«التماستون میکنم نذارید کسی شما رو بشناسه یا بفهمه همسر کی بودید، یا بدونه شما اونشب تو #حرم بودید!»
قدمی را که به طرف در رفته بود دوباره به سمتم برگشت و قلبش برایم تپید :«والله اینا وحشیتر از اونی هستن که فکر میکنید!»
💠 صندلی کنار تختم را عقبتر کشید تا نزدیکم ننشیند و با تلخی خاطره #درعا خبر داد :«میدونید چند ماه پیش با مرکز پلیس شهر #نوی تو استان درعا چیکار کردن؟ تمام نیروها رو کشتن، ساختمون رو آتیش زدن و بعد همه کشتهها رو تیکه تیکه کردن!»
دوباره به پشت سرش چشم انداخت تا کسی نباشد و صدایش را آهستهتر کرد :«بیشتر دشمنیشون با شما #شیعههاست! به بهانه آزادی و #دموکراسی و اعتراض به حکومت #بشار_اسد شروع کردن، ولی الان چند وقته تو #حمص دارن شیعهها رو قتل عام میکنن! #سعودیهایی که چندسال پیش به بهانه توریستی بودن حمص اونجا خونه خریدن، حالا هر روز شیعهها رو سر میبرن و زن و دخترهای شیعه رو میدزدن!»
💠 شش ماه در آن خانه زندانی سعد بودم و تنها اخباری که از او میشنیدم در #انقلاب گسترده مردم و سرکوب وحشیانه رژیم خلاصه می شد و حالا آن روی سکه را از زبان مصطفی میشنیدم که از وحشت اشکم بند آمده و خیره نگاهش میکردم.
روی صندلی کمی به سمتم خم شد تا فقط من صدایش را بشنوم و این حرفها روی سینهاش سنگینی میکرد که جراحت جانش را نشان چشمان خیسم داد :«بعضی شیعههای حمص رو فقط بهخاطر اینکه تو خونهشون تربت #کربلا پیدا کردن، کشتن! مساجد و حسینیههای شیعه رو با هرچی #قرآن و کتاب دعا بوده، آتیش زدن! خونه شیعهها رو آتیش میزنن تا از حمص آوارهشون کنن! تا حالا سی تا دختر شیعه رو...»
💠 غبار #غیرت گلویش را گرفت و خجالت کشید از جنایت #تکفیریها در حق #ناموس شیعیان حرفی بزند و قلب کلماتش برای این دختر شیعه لرزید :«اگه دستشون بهتون برسه...»
باز هم نشد حرفش را تمام کند که دوباره به صندلی تکیه زد، نفس بلندی کشید که از حرارتش آتش گرفتم و حرف را به هوایی دیگر کشید :«دکتر گفت فعلاً تا دو سه ماه نباید تکون بخورید که شکستگی دندهتون جوش بخوره، خواهش میکنم این مدت به این برادر #سُنیتون اعتماد کنید تا بتونم ازتون مراقبت کنم!»
💠 و خودم نمیدانستم در دلم چهخبر شده که بیاختیار پرسیدم :«بعدش چی؟» هنوز در هوای نگرانیام نفس میکشید و داغ بیکسیام را حس نکرد که پلکی زد و با مهربانی پاسخ داد :«هر وقت حالتون بهتر شد براتون بلیط میگیرم برگردید #ایران پیش خونوادهتون!»
نمیدید حالم چطور به هم ریخته که نگاهش در فضا چرخید و با سردی جملاتش حسرت روزهای آرام #سوریه را کشید :«ایران که باشید دیگه خیالم راحته! سوریه هم تا یک سال پیش هیچ خبری نبود، داشتیم زندگیمون رو میکردیم که همه چی به هم ریخت، اونم به بهانه #آزادی! حالا به بهانه همون آزادی دارن جون و مال و ناموس مردم رو #غارت میکنن!»...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
╭═══════•••{}•••═══════╮
@mohebin_velayt_shohada
╰═══════•••{}•••═══════╯
#ڪپےباذکریکصلواتجهتسلامتیوتعجیلدرفرجツ
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀
🌓 #باز_شب_شده
❤️ #دلم_بهانه_می_گیرد
مسیر سبزت ، رایحه #گلهایی است که نوید #آزادی و #سبکباری را می دهد .
#همقدم شدن با تو ، #پا گذاشتن در سرزمینی از جنس #نور است و پایان تمام #شبهایی است که #نهایتشان به ناکجا آباد می رسد .
من از #دیار نحس تظلم به امید گوشه #چشمی از تو به دامانت #پناه می آورم .
اینبار نه برای #اجابت آرزوهایم ، بلکه فقط و فقط بخاطر اینکه تو را #لایق دوست داشتن می دانم ، به #سویت می آیم .
🌹ش🌹ه🌹ی🌹د🌹
برای #یافتنت به #قلبی رجوع می کنم که هر زمان از زمانه #میگیرد با #ندایی به سمت #اقلیم تو با سر می دود .
حال و روزم را ببین : #سر سپرده ، #دل سپرده و در انتظار #نگاهی از #سمت تو .
#دعایم کن تا اندکی #شبیه تو شوم ، شاید آنزمان #لیاقت_نگاهت را داشته باشم .
من می گویم
🌴 شب #بهشتی تو #بخیر
تو بگو عاقبت شما
🌹 #ختم به #خیر و #شهادت
🌷 #شهید_عزیزم
🌷 #رفیق_تنهایی_هایم
#امشبم را به نام تو #متبرک می کنم
🌹 #شهید_والامقام
🌹 #علیرضا_سلطانیان
🌗 #شبتون_شهدایی🌷
╭═══════•••{}•••═══════╮
@mohebin_velayt_shohada
╰═══════•••{}•••═══════╯
#ڪپےباذکریکصلواتجهتسلامتیوتعجیلدرفرجツ
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀
🌓 #باز_شب_شده
❤️ #دلم_بهانه_می_گیرد
مسیر سبزت ، رایحه #گلهایی است که نوید #آزادی و #سبکباری را می دهد .
#همقدم شدن با تو ، #پا گذاشتن در سرزمینی از جنس #نور است و پایان تمام #شبهایی است که #نهایتشان به ناکجا آباد می رسد .
من از #دیار نحس تظلم به امید گوشه #چشمی از تو به دامانت #پناه می آورم .
اینبار نه برای #اجابت آرزوهایم ، بلکه فقط و فقط بخاطر اینکه تو را #لایق دوست داشتن می دانم ، به #سویت می آیم .
🌹ش🌹ه🌹ی🌹د🌹
برای #یافتنت به #قلبی رجوع می کنم که هر زمان از زمانه #میگیرد با #ندایی به سمت #اقلیم تو با سر می دود .
حال و روزم را ببین : #سر سپرده ، #دل سپرده و در انتظار #نگاهی از #سمت تو .
#دعایم کن تا اندکی #شبیه تو شوم ، شاید آنزمان #لیاقت_نگاهت را داشته باشم .
من می گویم
🌴 شب #بهشتی تو #بخیر
تو بگو عاقبت شما
🌹 #ختم به #خیر و #شهادت
🌷 #شهید_عزیزم
🌷 #رفیق_تنهایی_هایم
#امشبم را به نام تو #متبرک می کنم
🌹 #شهید_والامقام
🌹 #علی_یار_سلیمی
🌗 #شبتون_شهدایی🌷
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀
╭═══════•••{}•••═══════╮
@mohebin_velayt_shohada
╰═══════•••{}•••═══════╯
#ڪپےباذکریکصلواتجهتسلامتیوتعجیلدرفرجツ
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀
🌓 #باز_شب_شده
❤️ #دلم_بهانه_می_گیرد
مسیر سبزت ، رایحه #گلهایی است که نوید #آزادی و #سبکباری را می دهد .
#همقدم شدن با تو ، #پا گذاشتن در سرزمینی از جنس #نور است و پایان تمام #شبهایی است که #نهایتشان به ناکجا آباد می رسد .
من از #دیار نحس تظلم به امید گوشه #چشمی از تو به دامانت #پناه می آورم .
اینبار نه برای #اجابت آرزوهایم ، بلکه فقط و فقط بخاطر اینکه تو را #لایق دوست داشتن می دانم ، به #سویت می آیم .
🌹ش🌹ه🌹ی🌹د🌹
برای #یافتنت به #قلبی رجوع می کنم که هر زمان از زمانه #میگیرد با #ندایی به سمت #اقلیم تو با سر می دود .
حال و روزم را ببین : #سر سپرده ، #دل سپرده و در انتظار #نگاهی از #سمت تو .
#دعایم کن تا اندکی #شبیه تو شوم ، شاید آنزمان #لیاقت_نگاهت را داشته باشم .
من می گویم
🌴 شب #بهشتی تو #بخیر
تو بگو عاقبت شما
🌹 #ختم به #خیر و #شهادت
🌷 #شهید_عزیزم
🌷 #رفیق_تنهایی_هایم
#امشبم را به نام تو #متبرک می کنم
🌹 #شهید_والامقام
🌹 #هادی_شریفی
🌗 #شبتون_شهدایی🌷
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀
╭═══════•••{}•••═══════╮
@mohebin_velayt_shohada
╰═══════•••{}•••═══════╯
#ڪپےباذکریکصلواتجهتسلامتیوتعجیلدرفرجツ
🌺🍃🌸🍃🌼🍃🌺
#دخترانه
#دختران_شهدا
هوای دل یک پدر را فقط یک #دختر میتواند داشته باشد، دل یک #دختر هم تنها میتواند هوای دست یک #پدر را بکند؛ ناز یک #دختر در خانه فقط برای #پدر خریدار دارد و نیاز یک پدر هم تنها به گفتن یک « خسته نباشی #بابا » برطرف میشود.
انتظار یک #دختر برای دیدن چهره #پدری که همواره به او #لبخند زده و برای #لبخند او هر تلاشی کرده است، در تصور هم دشوار به نظر میرسد چه رسد به اینکه در واقعیت محقق شود؛ بهانه #روز_دختر و میلاد حضرت معصومه سلامالله علیها بیش از همه برای #دخترانی که حالا فرزند #شهید شدهاند، دلتنگی کودکانهای را به همراه دارد که با یادآوری خاطرات شیرین با #پدر بودن تداعی میشود، بهانهگیری حضور #پدر حالا دیگر به صحبت با قاب عکسهایش بدل شده است و بهای #آزادی و #امنیت ایرانزمین، فرارسیدن روزی برای #دختران_شهدا که پدری نیست تا به آنها بگوید :
🌼 #روزت_مبارک_دخترم 🌺
🌺🍃🌸🍃🌼🍃🌺#شهیدانه🥀
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
@mohebin_velayt_shohada
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
🥀🕊💐🌹💐🕊🥀
🌹 #شناخت_لاله_ها 🌹
#سرلشگر_خلبان
#آزاده_سرافراز
#جانباز_معزز
#سیدالاسرای_ایران
#شهید_والامقام
#حسین_لشگری
#اولین_خلبان_اسیر
#آخرین_آزاده_سرافراز
#طلوع :
🗓 1331/12/20 🗓
محل تولد : قزوین ـ ضیاءآباد
وضعیت تاهل : متأهل
تاریخ #اسارت :
🗓 1359/06/27 🗓
تاریخ #آزادی :
🗓 1377/01/17 🗓
مدت #اسارت :
#شش_هزارو_چهارصدو_ده_روز
#عروج :
🗓 1388/05/19 🗓
مسئولیت : سرباز
محل #شهادت : بیمارستان لاله تهران
علت #شهادت : عوامل ناشی از اسارت و جانبازی
مزار #شهید :
#گلزار_شهدای_قزوین
#مهربانم
#آسمانی_شدنت_مبارک
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
#راهش_پر_رهرو
#شهیدانه🥀
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
@mohebin_velayt_shohada
━─━────༺🇮🇷༻────━─━
🔴 چند نکته درباره تجمعِ دیروز #دانشگاه_شریف
1️⃣ این چند عکس را نگاه کنید! فقط بخشی از واقعیت است. بخشی کوتاه از مشاهده کسانی که در کف میدان حضور داشتند.
2️⃣ واقعیت داستان با آنچه در بیبیسی و ... نشان میدهند بسیار متفاوت بود! نه کسی کشته شد، نه زخمی، نه جوی خون راه افتاد، نه ...! هر فیلمی هم که پخش کردند عدهای صرفاً در حال دویدن بودند ولی نوشته بودند جوی خون به راه افتاده و ...
3️⃣ نسبت دانشجویانی که در تجمعات حضور داشتند به نسبت کل جمعیت حاضر در دانشگاه واقعاً اندک بود. شب نیز دانشگاه آرامِ آرام بود.
4️⃣ همان دیشب وزیر علوم به دانشگاه آمد و با دانشجویان صحبت کرد. واقعا صحبت از درگیری شدید و این حرفها یک شوخی است. (شاید عدهای نمیدانند درگیری و درگیری شدید یعنی چه!!)
5️⃣ رکیکترین الفاظی که به ذهن انسان خطور میکند دیشب نثار نظام و مسئولینش شد ... چیزهایی که باورش هم بر انسان سخت است. حتی فحشها و سنگها نثار کسانی میشد که نمیخواستند در تجمعات باشند و از دانشگاه خارج میشدند! ظاهراً شعار #آزادی برای این جماعت در یک چیز خلاصه میشود!
6️⃣ تعدادی از لیدرهای اصلیشان دستگیر شدند. ما بقی دانشجویانی که صرفاً شعار میدادند همان دیشب تحویل خانوادههایشان شدند.
👈 روزگاری همه دوست داشتند فرزندانشان در #بهترین مدارس و بهترین دانشگاهها درس بخوانند. شاید وقت آن رسیده باشد که از بهترین یک #بازتعریف انجام بدهیم
16.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎥 موزیک ویدئوی #حامد_زمانی به نام " #آزادی "
پاک میکنن اشکاتو تا باور کنی شادی
گاهی اسیرت میکنن با اسم آزادی
تو روز روشن با سیاه ها عکس میگیرن
شب ها که مستن بچه هایی تشنه میمیرن
دامه، اگه پیش پرنده دونه میریزن
گل میخرن تا که نفهمی اهل پاییزن
میخوان درختا حامی حزب تبر باشن
از دریا ماهی های تو حوض بی خبر باشن
بسیار مفهومی و جذاب👌
حتما ببینید و نشر بدید
❌ یک آمر بمعروف رو توی اصفهان کتک زدن؟!
توی شیراز بهش حمله کردن؟!
توی مترو بهش فحش دادن؟!
چی شد ایران باحیای ما اینطوری شد؟!
شما یادتون نمیاد.. قدیما مردهای ایرانی خیلی باحیا و باغیرت بودن.. یه عوضی جرات نمیکرد سر کوچه دخترای محله را هیز نگاه کنه.. اگه زنی هم ولنگ و باز بود، زن و مرد، پیر و جوان، ، نصیحتش میکردن، جمعش میکردن، گوش نمیکرد طردش میکردن، محله شون پاک بمونه..
مثل الان نبود "مردهای هرزه" حال کنن از دیدن "زنهای بیحجاب" !
و اگه مرد باحیایی هم تذکر بده، بریزن سرش به اسم آزادی!!!
چی شد که
به اسم #آزادی، مردهامون بیغیرت شدن.. به اسم اختیار، زنهامون سلیطه..
کی این مغزها رو هرزه و مشروبخور و سگباز و بی نماز و روزه خوار کرد..
#رسانه