#نشر_حداکثری
💠مجموعه پوسترهای ویژه #ولادت_حضرت_زهرا #سلامالله_علیها
•┈┈••••✾•🔹📚🔸•✾•••┈┈•
❤️ #ولادت_حضرت_زهرا
📚 #بسته_فرهنگی
📝 #محتوای_تبلیغی
🇮🇷 #لبیک_یا_خامنه_ای
🇮🇷کانال ارائه محتوای تبلیغی
🌐 eitaa.com/mohtavayetabligh
#نشر_حداکثری
💠مجموعه کلیپهای ویژه #ولادت_حضرت_زهرا #سلامالله_علیها
•┈┈••••✾•🔹📚🔸•✾•••┈┈•
❤️ #ولادت_حضرت_زهرا
📚 #بسته_فرهنگی
📝 #محتوای_تبلیغی
🇮🇷 #لبیک_یا_خامنه_ای
🇮🇷کانال ارائه محتوای تبلیغی
🌐 eitaa.com/mohtavayetabligh
#محتوای_روایتگری
مجموعه #روایت_ناب
راوی #حاج_یوسف_غلامی
#روایت_سوم
#شهید_رضا_مدنی
اهل تهران
مقیم شهر امیرکلا ، منطقه ملامحله
شهید رضامدنی جانباز شیمیایی بود ، تمام بلاها ودردها راعاشقانه به جان خرید ، والله یک بار آه نگفت ، میگفت درد برای خدا مزه ام می دهد . ایشان 16 سال در بیمارستان ساسان تهران بستری بود، گاهی می آوردند منزل چند روزی بود بعد می بردنش بیمارستان ، مدت دو ماه مانده به شهادتش مددکارش داشت می رفت سوریه به آقا رضا گفت دارم می رم سوریه ، یه مددکار خوب برات آوردم ، رضا گفت رفتی سوریه یه پارچه سبز حدود چهارپنج متربخر تو حرم حضرت زینب س وحضرت رقیه س طواف بده بیار من به بچه های هیئت بدم تا محرم استفاده کنند مددکارش رفت آقا رضا تو کما رفت یه ماه تو کما بود ، همسرش به من گفت رفتم از پزشکان سی سی یو تقاضا کردم اگر اجازه بدهید من اقا رضا را بهوش می آورم! پزشکان گفتند چی می گی ما با مدرنترین دستگاه که درخاورمیانه نمونش نیست وصلش کردیم بهوش نیامد تو بهوشش می آری؟! پزشکان اجازه دادند خانمش رفت زیر گوشش گفت آقا رضا فردا اول محرم است! والله والله بهوش آمد اول حرفی زد گفت خانم مددکارم پارچه سبز طواف داد و آورد؟ بله آقارضا ! والله خانمش می گفت پزشکان گریه می کردند خدایا اینها کی هستند با قوی ترین دستگاه بهوش نیامد با نام محرم بهوش آمد.
بعد دو هفته آقارضا مدنی بشهادت رسید پیکر پاکش را بردند غسالخانه برا غسل ، غسال خانمش را خواستند ، غسال گفت خانم مدنی قبل از شهادتش آقا رضا راغسل دادین؟! گفت نه! آیا اصلا حمامش بردین؟! گفت ایشان بیمارستان بستری بود منزل نبود که من غسل یا حمامش کنم ! چی شده مگه ؟! غسال گفت بمحض اینکه پیکر شهید مدنی به غسالخانه آمد بوی عطر منطقه اتاق راپیچید ، وقتی بازش کردیم دیدیم جنازه غسل داده است همسرش گفت چیز مهمی نیست شک نکنید شهیدی که 16 سال درد و رنج شیمیایی را بجان خرید و یک آه نگفت و همیشه می گفت درد برا خدا مزه ام می دهد ، کار شاقی نیست که ملائکه های آسمان غسلش داده باشند...
#یازهرا #سلامالله_علیها
#روایتگری
•┈┈••••✾•💥🪖💥•✾•••┈┈•
📣 #روایتگری
🕌 #راهیان_نور
📚 #بسته_فرهنگی
📝 #محتوای_تبلیغی
🇮🇷 #لبیک_یا_خامنه_ای
🇮🇷کانال ارائه محتوای تبلیغی
🌐 eitaa.com/mohtavayetabligh
#محتوای_روایتگری
مجموعه #روایت_ناب
راوی #حاج_یوسف_غلامی
#روایت_چهارم
عزیزدلسوخته ایی دراروند آمد پیش ما ، گفت ما درمنطقه مان درتهران شهیدی داریم به نام #شهید_خدادوز ، من سید هستم قبل از عملیات دورهم نشسته بودیم هر کی چیزی می گفت ، من گفتم افتخارما این است ما سیدهستیم و حضرت زهرا سلام الله علیها محرم ماست .
#شهیدخدادوز گفت : حضرت زهرا مادر عالم گیتی است مادر همه شیعیان است ، گفتم این حرف دهان پرکنی است، الان حضرت زهرا س بیاید از شما رو نمی پوشاند؟ ولی از ما رو نمی پوشاند... ایشان فاصله گرفت رفت لحظاتی برگشت پیشم پشت کرد به من گفت ببین چ دیدم نوشته است : می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم زیرشم نوشته بود : یاحضرت زهرا س آیا مرا به فرزندی می پذیری ...
وقتی #خدادوز بشهادت رسید ،ایشان همراه پیکر شهید به تهران براتشیع می آید ولی زیاد گریه و بی تابی می کرد... مادر همین رزمنده برا مادر شهیدخدادوز زنگ می زند و می گوید پسرم همسنگرشهیدت بود زیادگریه می کند می شه خدمت برسیم آرامش کنی ؟ مادر شهید گفت بفرمایید ، گفت رفتیم خدمت مادر شهید خدادوز ، مادر شهید گفت من باید آرامت کنم یا شما؟ شما باید از حماسه وایثار و عشق شهیدم بگویی من آرام شوم ! قضیه شهید خدادوز را به مادرش گفتم ناله واشک و آه از مادر شهید بلند شد... مادرم گفت حاج خانم من پسرم را آوردم شما آرامش کنید ، خودت گریه می کنی؟
مادر شهید خدادوز گفت تازه فهمیدم چرا پسرم از بازو و پهلو بشهادت رسید...
#یازهرا #سلامالله_علیها
•┈┈••••✾•💥🪖💥•✾•••┈┈•
📣 #روایتگری
🕌 #راهیان_نور
📚 #بسته_فرهنگی
📝 #محتوای_تبلیغی
🇮🇷 #لبیک_یا_خامنه_ای
🇮🇷کانال ارائه محتوای تبلیغی
🌐 eitaa.com/mohtavayetabligh