هدایت شده از فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام🇵🇸
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
#کلام_مولا
#امیر_ملک_سخن
#سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
@mola_amiralmomenin_as
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
#عرصۀ_حکومتی
🔘حكومت عرصهاى است كه اگر بر آن رفق و مدارا حكومت نكند، هرگونه تندى و خشونتى در آن راه مىيابد.
امام على(ع) حكومت را تابع رفق و مدارا مىديد و تا آنجا كه مىتوانست از برخورد كردن و دست يازيدن به شدّت قانونى دورى مىنمود.
♨️مگر آنجا كه همۀ راههاى رفق و مدارا بسته مىشد و چارهاى جز شدّت قانونى باقى نمىماند.
✔️رفق و مدارا شاخصۀ حكومت حق و عدل(1)
♻️در انديشه و سيرۀ امام على(ع) حكومت حق و عدل با شاخصۀ رفق و مدارا معنا مىيابد، و جز آنجا كه هيچ چارهاى نمىماند مگر به كار گرفتن شدّت قانونى، نمىبايست از رفق و مدارا دور شد.
سيرۀ اميرمؤمنان على(ع) چنين بود و از كارگزاران خود مىخواست كه بر اين امر پايدار باشند و آنان را نگاهبانى مىكرد تا از پاسداشت #رفق و #مدارا دور نشوند.
📌امام(ع) هرگز از اين راه و رسم دور نشد و از ابتدا تا انتهاى حكومت خود بر اين اساس حكومت كرد.
📌در ابتداى حكومت خود، چون حُذَيْفَةبن يَمان ، فرماندار مداين را در آنجا ابقا كرد، در نامهاى بدو نوشت:
«فرمان مىدهم تو را به رفق و مدارا ورزيدن در كارها، و نرمى و عدالت نمودن با شهروندان، كه تو در اين امور پرسش مىشوى، و تو را فرمان مىدهم به داد ورزيدن نسبت به ستمديده، و بخشش نسبت به مردمان، و سيرت نيكو در رفتار تا آنجا كه مىتوانى، كه همانا خداوند نيكوكاران را پاداش مىدهد.»
📔ارشاد القلوب، ص 321؛
📔الدرجات الرفيعة، صص 288-289؛
📔بحارالانوار، ج 28، ص 88.
همچنين امام(ع) در نامهاى كه به مردم مداين نوشت، چنين آورد:
«كارهاى شما را به حُذَيْفَةبن يَمان سپردم، و او از كسانى است كه راهيابىاش را مىپسندم و به صلاحش اميدوارم، و به وى فرمان دادهام بهنيكى كردن به نيكوكاران شما، و سختگيرى بر بدكاران شما، و رفق و مدارا با همۀ افراد شما. از خداوند براى خود و شما انتخاب نيك و نيكوكارى و رحمت گستردهاش را در دنيا و آخرت طلب مىكنم.»
📔ارشاد القلوب، ص 322؛
📔الدرجات الرفيعة، صص 289-290؛
📔بحارالانوار، ج 28، ص 90.
#ادامه_دارد
#کلام_مولا
#امیر_ملک_سخن
#سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
@mola_amiralmomenin_as
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
#عرصۀ_حکومتی
✔️رفق و مدارا شاخصۀ حكومت حق و عدل(2)
♻️امام على(ع) وقتى قيس بن سعد بن عُباده را به استاندارى مصر گماشت به وى چنين نگاشت:
«با ويژگان و همگان رفق و مدارا پيش گير كه رفق و مدارا ورزيدن خجسته است.»
🖋الغارات، ص127؛
🖋تاريخالطبرى، ج4، ص548
📌پس از قيس بن سعد بن عُباده، محمدبن ابىبكر استاندار مصر شد، و چون امام(ع) او را به مصر مىفرستاد، به وى سفارش كرد كه بر اساس رفق و مدارا عمل كند، چنانكه در عهدنامۀ وى فرموده است:
«با آنان فروتن باش و نرمخو، و هموار و گشادهرو.»
🖋نهجالبلاغه، نامۀ 27.
♨️محمدبن ابىبكر در حكومت مصر، چنان كه بايد بر رفق و مدارا عمل نكرد و همين بحران پيش آمده در مصر را دامن زد و پيچيدهتر كرد.
هنگامى كه اوضاع مصر دگرگون شد و محمدبن ابىبكر در توطئه و درگيرى فرو رفت، اميرمؤمنان على(ع) تصميم گرفت كسى رابه مصر بفرستد كه توان به سامان آوردن آن جا را داشته باشد.
پس نامهاى به #مالكاشتر نوشت كه در آن وقت استاندار جزيره بود.
امام(ع) در نامۀ خود اوضاع مصر و مسائل پيش آمده را براى مالك توضيح داد و از او خواست تا فردى مطمئن و خيرخواه از يارانش را جانشين خود سازد و به نزد وى رود.
#مالكاشتر، شبيببن عامر ازْدى را جانشين خود قرار داد و نزد اميرمؤمنان على(ع) آمد. حضرت اوضاع و بحران پيش آمده را براى او تشريح كرد و يادآور شد كه كسى جز او نمىتواند اوضاع مصر را به سامان آورد، و به او چنين سفارش كرد:
«پس در آنچه تو را مهم مىنمايد از خدا يارى جوى، و شدّت را به نرمى بياميز، و آنجا كه رفق و مدارا بايد، راه رفق و مدارا پوى؛ و جايى كه جز شدّت راهى نيست و جز آن به كار نيايد، شدّت پيش گير»
🖋نهجالبلاغه، نامۀ 46؛
📌امام(ع) در بحرانىترين شرايط، فرمانش آن است كه تا جايى كه امكان دارد به رفق و مدارا عمل شود، و شدّت [قانونى] نيز به نرمى آميخته گردد.
البته آنجا كه جز شدّت قانونى چارهاى نيست، در واقع همان شدّت قانونى، رفق و مدارا است، همچون دارويى تلخ كه از سر ناچارى، بر مبناى رفق و مدارا، به بيمارى خورانده مىشود، چنان كه امام(ع) بيان كرده است:
«جايى كه رفق و مدارا درشتى به حساب آيد، شدّت [قانونى] هويت رفق و مدارا يابد؛ بسا دارو كه مايۀ درد و بيمارى باشد، و بسا درد و بيمارى كه خود دارو باشد»
🔴امام على(ع) اساس حكومت كردن را رفق و مدارا مىدانست، چنان كه در آموزههاى وى آمده است: «إِذَا مَلَكْتَ فَارْفُقْ.» هرگاه به حكومت رسيدى، رفق و مدارا را پيش گير.
🖋عيونالحكم و المواعظ، ص 133.
🔴 رفق و مدارا مبنايى استوار در سيرۀ على(ع) بود و وى در برابر مخالفتها و مقابلهها تا آنجا كه مىتوانست رفق مىورزيد و مدارا مىكرد.
#ادامه_دارد
#کلام_مولا
#امیر_ملک_سخن
#سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
@mola_amiralmomenin_as
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
#عرصۀ_حکومتی
⁉️رفق و مدارا شاخصۀ حكومت حق و عدل✔️
⁉️رفق و مدارا با پيمانشكنان
⁉️رفق و مدارا با از حقگريزان و حقستيزان
⁉️ رفق و مدارا با روى برگردانندگان از بيعت
🔘سایر موارد به زودی در کانال بارگذاری خواهد شد.
♻️با ما همراه باشید.
#ادامه_دارد
#کلام_مولا
#امیر_ملک_سخن
#سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
@mola_amiralmomenin_as
فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام🇵🇸
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع) #عرصۀ_حکومتی ⁉️رفق و مدارا شاخصۀ حكومت حق و
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
#عرصۀ_حکومتی
✔️رفق و مدارا با پيمانشكنان(1)
♻️هنوز اندكى از حكومت امام على(ع) نگذشته بود كه جمعى با وجود بيعت آزادانه با امام(ع)، پيمان خود شكستند و راه جدايى و آشوب پيش گرفتند.
در رأس اين پيمان شكنان، طلحه و زبير بودند كه به دليل نرسيدن به خواستههاى قدرتطلبانه و مُكنتجويانۀ خويش، پيمانشكنى پيشه كردند. امّا امام(ع) تا آخرين مرحله با آنان رفق ورزيد و مدارا كرد.
پس از آن كه طلحه و زبير تصميم به مقابله با امام على(ع) گرفتند، خبر يافتند كه عايشه نيز در مكّه پرچم مخالفت با امام(ع) را برافراشته و سخنانى در خونخواهى عثمان مطرح كرده و مردم را به يارى خود براى طلب خون عثمان فراخوانده است؛ و نيز آگاه شدند كه كارگزاران عثمان، از جمله مروانبن حكم، پسرعموى عثمان، و يَعْلَى بن مُنْيَه، استاندار عثمان در يمن، و عبداللّٰه بن عامر بن كُرَيْز، پسردايى عثمان و استاندار وى در بصره، از ترس حكومت عدالت از مناطق مختلف با اموالى كه از بيتالمال مسلمانان به يغما برده بودند، به مكّه گريخته و به عايشه پيوسته و در تدارك ايجاد فتنهاند.
از اين رو زمينه را آماده ديدند و نزد على(ع) رفتند و از او اجازه خواستند تا به عمره روند. امام(ع) آنان را از خيانت و پيمانشكنى پرهيز داد، و آن دو سوگند ياد كردند كه قصد پيمانشكنى ندارند.
و امام(ع) با آن كه دريافته بود آن دو درصدد پيوستن به عايشه و كارگزاران فرارى عثمان و ديگر مخالفان به قصد فتنهانگيزىاند، از رفتنشان ممانعت نكرد و اجازه داد تا بروند.
♦️⚠️اگر اميرمؤمنان على(ع) با طلحه و زبير رفق نمىورزيد و مدارا نمىكرد و با تندى با آنان روبهرو مىشد، و دستگيرشان مىكرد، بىگمان جمعيت پيرو آنان، بسيار بيشتر مىشد، و دامنه و عمق فتنه چند برابر مىگرديد.
📌♨️طلحه و زبير به مكّه رفتند و پس از تجهيز نيرويى هفتصد يا نهصد نفره بر امام(ع) شورش كردند، و با پيوستن نيروهايى به آنان در مسير، با سپاهى بالغ بر سه هزار نفر به سوى بصره رفتند.
🔰امام(ع) با هفتصدتن از مهاجران و انصار از مدينه حركت كرد تا در رَبَذه - سه ميلى مدينه در راه مكّه ، جلوى آنان را بگيرد و با مذاكره از جنگافروزى دورشان سازد، بناى امام(ع) بر مدارا بود و تلاش مىكرد با نرمى و ملايمت آنان را به راه آورد؛ و در اين باره فرمود:
«همانا اينان به سبب ناخرسندى از حكومت به يكديگر پيوسته و همداستان شدهاند، و من مادام كه از گسيختن جمعيت شما بيمناك نگردم، مدارا خواهم كرد.»
#ادامه_دارد 👇
#کلام_مولا
#امیر_ملک_سخن
#سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
@mola_amiralmomenin_as
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
#عرصۀ_حکومتی
✔️رفق و مدارا با پيمانشكنان(2)
♻️همۀ تلاش امام(ع) بر اين بود كه با مدارا كار به مسالمت آيد و از درگيرى اجتناب شود، امّا پيمانشكنان به سرعت از رَبَذه گذشتند و خود را به بصره رساندند و آنجا را پس از پيمانشكنى و خيانتى ديگر به تصرّف خود درآوردند. در تمام اين مدت كه امام(ع) در مسير بود، با فرستادن نامهها و نمايندگانى در تلاش بود كه با مدارا از جنگ جلوگيرى كند؛ ولى آنان همچنان بر طبل جنگ مىكوبيدند.
♦️زمانى كه آخرين فرستادگان على(ع) از نزد طلحه و زبير و عايشه بازگشتند و امام(ع) دريافت كه آنان در مخالفت خويش پايدار و بر پيمانشكنى خود استوارند و جز جنگ نمىخواهند و آمادۀ پيكار شدهاند و ريختن خون شيعيان او را روا و حلال مىشمارند و پندپذير نيستند و دست از تبهكارى برنمىدارند و هيچ وعده و وعيدى در آنان كارساز نيست، به پا خاست و پس از ستايش و سپاس پروردگار و درود بر پيامبر بزرگوار،فرمود:
✔️«مردم! من با اين گروه مدارا كردم و انتظار بردم تا از خلافكارى و تباهگرى بازگردند و به حق گرايند، و آنان را به سبب پيمان شكنىشان سرزنششان نمودم و ستم خواهىشان را بازگو كردم، ولى آزرم نكردند [و اجابت ننمودند]؛ و اينك براى من پيام فرستادهاند كه خود را براى نبرد مهيا سازم و بر ضربات آنان شكيبا باشم.»
پس از اينكه امام(ع) به ناچار لشكرهاى خود را آراست و به آنان آرايش جنگى داد، و دو سپاه در منطقهاى كه بعدها قصر عبيداللّٰه بن زياد شد، روياروى هم قرار گرفتند، باز هم على(ع) دست از مدارا نكشيد، و با آنان به لطيفترين بيان و نرمترين زبان سخن گفت و فرمان داد كه با آنان چنين سخن گويند؛ و نيز براى آخرين بار عبداللّٰه بن عبّاس را براى سخن گفتن با آنان و دعوت كردنشان به حقّ، به سوى طلحه و زبير و عايشه فرستاد، ولى پاسخى جز جنگطلبى دريافت نكرد.
با همۀ اينها، امام(ع) دست از نرمى و ملايمت نكشيد و خود سر برهنه و بدون زره ميان دو صف رفت و زبير را خواند و با او به نرمى تمام سخن گفت، و اين امر سبب كناره گرفتن زبير از جنگ شد.
✔️ اين موارد به خوبى نشان مىدهد كه سيرۀ امام على(ع) در رويارويى با پيمانشكنان تا چه اندازه بر رفق و مدارا استوار بود، و هرگز به سبب فشارهاى پيشآمده و تندرفتارىهاى مخالفان از رفق ورزيدن و مدارا كردن دور نشده و بدان پشت نكرده است.
#ادامه_دارد
#کلام_مولا
#امیر_ملک_سخن
#سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
@mola_amiralmomenin_as
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
#عرصۀ_حکومتی
✔️رفق و مدارا با حقگريزان و حقستيزان
♻️پس از آنكه خبر رأى دو حَكَم به اطلاع عراقيان رسيد و مشخص شد كه آن جمعيت مقدّسمآب چه فاجعهاى به بار آوردهاند، #خوارج به جاى پذيرش خطاى خود، موج اعتراض و حملات خويش را به امام(ع) افزون نمودند و اصلِ پذيرفتن حكميت را خلافى بزرگ و گناهى نابخشودنى خواندند و فرياد برآوردند كه مردمان چه صلاحيتى دارند كه در دين خدا حاكم شوند و نظر دهند.
روش امام على(ع) در رويارويى با جدايى خوارج، و مخالفتهاى آنان با او، جز رفق و مدارا نبود.
على(ع) با ايشان در اين باره سخن گفت و استدلال نمود و چنين فرمود:
*ما مردمان را به داورى نگمارديم، بلكه قرآن را داور قرار داديم؛ و اين قرآن، خطّى است نوشته شده، كه در ميان دو جلد جاى گرفته. زبان ندارد تا به سخن آيد، ناچار آن را ترجمانى بايد؛ و ترجمانش آن كساناند كه معنى آن دانند. چون اين مردم ما را خواندند تا قرآن را ميان خويش داور گردانيم، ما گروهى نبوديم كه از كتاب خدا روى برگردانيم. همانا، خداى سبحان گفته است: (فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ »«اگر در چيزى خصومت كرديد، آن را به خدا و رسول بازگردانيد».(نساء: 59) پس بازگرداندن به خدا اين است كه كتاب او را به داورى بپذيريم؛ و بازگرداندن به رسول اين است كه سنّت او را بگيريم. پس اگر از روى راستى به كتاب خدا داورى كنند، ما از ديگر مردمان بدان سزاوارتريم، و اگر به سنّت رسول (ص) گردن نهند، ما بدان اولاتريم. *
📚نهجالبلاغه، كلام 125.
امام على(ع) در رفتار با #خوارج، اين چنين مدارا مىكرد و به پرسشها و اعتراضهاى تند آنان با نرمى و مبتنى بر استدلالهاى روشن پاسخ مىداد. برخى از آنان نرم مىشدند و جمعى به رفتار تند خود ادامه مىدادند.
در تمام مدّتى كه #خوارج اينگونه بودند و به رفتار امام(ع) در ماجراى حكميت ايراد مىگرفتند و اعتراض مىنمودند، امام(ع) با حوصلهاى شگفت با آنان سخن مىگفت و پاسخ يكيك ايرادها و اعتراضهاى ايشان را مىداد.
به عنوان نمونه، زُرعةبن بُرج طائى و حُرقوص بن زُهَير نزد على(ع) رفتند و فرياد برآوردند: «لَا حُكْمَ إِلَّا لِلّٰهِ».
در تمام مدّتى كه خوارج بر ضدّ امام شعار مىدادند، و راهى جدا مىپيمودند، و على(ع) را تكفير مىكردند، و او را مخاطب قرار مىدادند و سخنانى تند بر زبان مىآوردند، و وى را تهديد مىكردند، و در مجالس سخنرانى او اغتشاش مىنمودند، و نماز امام را مختل مىساختند، على(ع) با بزرگوارى تمام با آنان رفتار مىكرد و ايشان را نصيحت مىكرد، و از تندروى پرهيز مىداد، و با دليل و منطق با آنان گفتگو مىكرد، و پرسشهاى ايشان را با روى گشاده پاسخ مىداد.
بالاخره پس از شش ماه كه بدين منوال گذشت، خوارج خود را براى پيكار با امام آماده كردند و بدين منظور عازم نهروان شدند.
چون امام از اقدام آنان آگاه شد عبداللّٰه بن عبّاس و صَعْصَعةبن صوحان را نزد ايشان فرستاد تا با مذاكره و گفتگو خوارج را به حق راه نمايند.
على(ع) پيگيرانه تلاش مىكرد تا با مذاكره و گفتگو همۀ خوارج را از كجانديشى و تندروى نجات دهد و در اين راه رحمت و محبت، و رفق و مدارا را به اوج رسانيده بود.
بدين ترتيب بخشى از خوارج به سوى امام بازگشتند يا از جمع تندروان خوارج بيرون رفتند، ولى جمعى از ايشان همچنان بر مواضع خود پاى مىفشردند.
در انديشۀ امام(ع) و ياران او مسألهاى جز برانداختن شجرۀ خبيثه و درآوردن غدّۀ فساد نبود و تمام تلاش و همت او صرف همين مىشد.
اما ناگهان صفحۀ تاريخ ورق خورد و جريان برخلاف اين انديشهها و طرحها پيش رفت و به جاى نبرد با معاويه، نبرد با خوارج به صورت يك مسألۀ قطعى ولى مقطعى رخ نمود.
روند اين امر نشان مىدهد كه امام(ع) تا چه اندازه بر رحمت و مدارا پاى فشرد و چرا به نبردى ناخواسته كشيده شد.
#ادامه_دارد
#کلام_مولا
#امیر_ملک_سخن
#سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
@mola_amiralmomenin_as
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
#عرصۀ_دینداری
🔘دين ماهيتى پررفق و مدارا دارد و از تندى و درشتى به دور است، و اگر خلاف ماهيتش دريافت شود و در آن تندى و درشتى حاكم گردد، قلب ماهيت مىيابد و به اهداف آن راه برده نمىشود.
🔘ديندارى و مدارا و نرمى
در آموزهها و راه و رسم اميرمؤمنان على(ع) ديندارى ملازم مدارا و نرمى است، چنانكه در ضمن خطبهاى توجّه داده است:
«الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي شَرَعَ الْإِسْلَامَ، فَسَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ.»
«ستايش و سپاس ويژۀ خدايى است كه اسلام را آشكار ساخت و براى تشنگان و پيروان آن، راهِ بهرهمند شدن از آن و پيروى از آن را سهل و آسان گردانيد. » (نهج البلاغه/ خطبه 106)
دين ماهيتى چنين دارد و ورود و حركت در آن، بدون رفق و مدارا با ماهيت دين سازگارى ندارد، و لازم است اين واقعيت در مراحل گوناگون پاس داشته شود، چنانكه در حديث نبوى آمده است:
همانا اين دين استوار است؛ پس با ملايمت در آن وارد شويد و عبادت خدا را بر بندگان خدا تحميل نكنيد كه در آن صورت همچون سواركار درماندهاى گرديد كه نه راهى را پيموده و نه مركبى برايش باقى مانده است.
سرخسى در خبرى آورده است هنگامى كه پيامبر اكرم(ص) على(ع) و مُعاذ بن جَبَل را به يمن مىفرستاد، بديشان فرمود:
«[دين را] آسان بگيريد و سخت نگيريد، و موجب نزديكى [به دين] شويد و موجب گريز [از دين] نشويد. بدانيد كه همانا اين دين استوار است؛ پس با نرمى و ملايمت در آن وارد شويد، و عبادت خدا را [براى بندگان] به تنفّر آلوده نكنيد، كه در آن صورت به سوار درماندهاى مىمانيد كه نه مسافتى را پيموده و نه مركبى برايش مانده است.»
پيمودن راه بندگى خدا و عبادت او با خشونت و درشتى نسبتى ندارد و نظام دين به گونهاى است كه انسان بتواند بندگى نمايد و عبادت كند، چنانكه در حديث پيامبر اكرم(ص) آمده است:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ دِينَ اللّهِ يُسْرٌ.»
مردم! همانا دين خدا آسان است.
دين ماهيتى اين چنين دارد تا بندگان بتوانند راه به سوى كمال را طى كنند. امام على(ع) در ضمن خطبهاى فرموده است:
«وَ سَهَّلَ لَكُمْ سَبِيلَ الطَّاعَةِ.»
خداوند راه اطاعت را برايتان آسان نموده است. (نهج البلاغه/ خطبه 151)
تكاليف خواسته شده از انسان در راه اطاعت خدا، همين ماهيت را دارد، چنانكه اميرمؤمنان على(ع) به روشنى بيان كرده است:
«وَ كَلَّفَ يَسِيرًا، وَ لَمْ يُكَلِّفْ عَسِيرًا.»
آنچه خداوند تكليف كرده است، آسان است نه دشوار. (نهج البلاغه/ حکمت 78)
واجبات دين حداقلى است، و نيز چنان تنظيم شده، و سازمان يافته است كه انسان بتواند آنها را به جا آورد، و به دليل ماهيت فطرىشان، سختى آنها را نيز به جان خريدار شود، و با پاى خود و از سر علاقه و نشاط آنها را انجام دهد؛ و اگر بخواهد به بيش از آنها بپردازد و از مستحبات بهره گيرد، لازم است از درشتى و خشونت بر خويش بپرهيزد و آنها را بر خويش تحميل نسازد، و شيرينى مستحبات را به تلخى نياميزد، و والايى آنها را به پستى نكشاند.
امام على(ع) در سفارشى مهم به حارث هَمْدانى چنين آموخته است:
«نفس خود را براى عبادت و بندگى برانگيز، و با آن رفق بورز و مدارا كن و مقهورش مكن؛ و بر آن آسان گير و به هنگامى كه نشاط و فراغتش بُوَد، روى به عبادت آر، جز در آنچه بر تو واجب است كه بايد آن را به جاى آرى و در وقت بگزارى.» (نهج البلاغه/ نامه 69)
#ادامه_دارد
#کلام_مولا
#امیر_ملک_سخن
#سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
@mola_amiralmomenin_as
✔️عرصههاى رفق و مدارا در #سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
#عرصۀ_دینداری
✔️پيوند ايمان با رفق و مدارا
♻️ #ايمان در پيوندى تنگاتنگ با رفق و مدارا است، به گونهاى كه ايمان جز در بستر رفق و مدارا شكل نمىگيرد و به والايى راه نمىبرد، و نيز هر چه ايمان بيشتر و عميقتر باشد، رفق و مداراى انسان گستردهتر و ريشهاىتر خواهد بود.
انسان پاكدين و با ايمان، چنان جانش به رفق و مدارا پيوند دارد كه اميرمؤمنان على(ع) او را اينگونه توصيف كرده است:
بر كسانى كه گناه ندارند، و از سلامتِ دين برخوردارند، سزاست كه بر گناهكاران و نافرمانان رحمت آرند، و شكر اين نعمت بگذارند، چنان كه شكرگزارى آنان را مشغول دارد، و به گفتن عيبِ مردمان وانگذارد.
هر جا كه ايمان هست، رفق و مدارا هم هست، كه نشانۀ وجود و حضور ايمان، اين است، چنانكه در آموزههاى امام على(ع) آمده است:
«لِكُلِّ دِينٍ خُلُقٌ، وَ خُلُقٌ الْإِيْمَانِ الرِّفْقُ.»
هر دين و آيينى را خصلتى است، و خصلت ايمان رفق و مدارا است.
#ايمان در بستر رفق و مدارا به درستى جايگزين مىشود و رشد مىكند و ماندگار مىشود، كه در احاديث امام صادق(ع) آمده است:
«مَنْ قُسِمَ لَهُ الرِّفْقُ قُسِمَ لَهُ الْإِيْمَانُ.»
هر كه را رفق و مدارا بهره باشد، ايمان نيز بهرهاش باشد.
«إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ قُفْلًا وَ قُفْلُ الْإِيمَانِ الرِّفْقُ.»
هر چيزى را قفلى باشد و قفل ايمان، رفق و مدارا است.
رفق و مدارا چنين جايگاهى در دين و ديندارى، و ايمان و رستگارى دارد، و جز بدان نمىتوان خود را در پرتو رحمانيت حق قرار داد و از زيباترين جلوۀ رحمانيت خدا (دين) بهرهمند شد و بهدرستى و در جهت كمال، ديندارى نمود.
#کلام_مولا
#امیر_ملک_سخن
#سیره_امیرالمؤمنین_علی_(ع)
@mola_amiralmomenin_as