توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
دی ماه ۱۳۷۳ در تلويزيون تیزری پخش می شد که در آن خبر از "طلوع ایران" می داد.
من در آن موقع در دانشسرای تربیت معلم شازند درس می خواندم. از معدود دانش آموزانی که پیگیر روزنامه بودم. کم کم فهمیدم منظور از طلوع ایران انتشار روزنامه ای به نام ایران است و یادم هست چند بار پای پیاده از دانشسرا تا شازند آمدم و به دکه سر زدم تا روزنامه بگیرم و بالاخره اولین شماره آن _ اول بهمن _ با تاخیر چند روزه به شازند رسید.
روزنامه تمام رنگی با آن خورشید گوشه سمت چپ صفحه و قطع کوچک آن که شبیه روزنامه همشهری شده بود و در آن موقع این روزنامه ها خیلی طرفدار داشتند.
خریدن و به دست گرفتن روزنامه رنگی _ آن هم در زمانی که در سن و سال ما کم روزنامه خوان بود_ برای آدم خوشحالی زایدالوصفی داشت
تا اواخر دولت سازندگی کم و بیش این روزنامه را می خریدم و می خواندم. دولت که عوض شد همه ارزش های روزنامه یکباره عوض شد؛ دانش آموز روستايي بودم. متوجه نبودم که این روزنامه به اصطلاح روزنامه #ارگان_دولت است و با تغییر دولت باید رنگ تیترها و ارزش های آن فرق کند و باید هم تغییر کند. منتها من نمی دانم و شاید هنوز هم نمی دانم که آن افرادی که در آنجا کار می کردند و و یا الان کار می کنند چطور می توانند در ظرف چند روز خودشان را با ارزش های جدید وفق بدهند.
بعدها که بزرگتر شدیم این رفتارها را در برخی اداره جات دیدیم. خیلی پر رنگ ترش را در هند دیدم. سفیر ایران در هند _ در سال ۹۲ _ که یک انسان شریف و با وقاری و منصوب دولت مستقر بود در یک هفته قبل از انتخابات در سخنرانی قرایی از سیاست های دولت مستقر و لزوم استمرار مقاومت در برابر مستکبران سخن گفت و هفته بعد _ درست بعد از انتخابات _ طی سخنرانی قرای دیگری از لزوم تعامل با جهان صحبت کرد و اتفاقا یکی از سفرای مورد علاقه وزیر خارجه جدید شد و بعدا هم به معاونت وزیر خارجه ارتقا پیدا کرد.
حالا روزنامه ایران از آن سال ها برای من یک نماد است؛ در دنیای انسان ها هم روزنامه ایران نماد است ؛ اصلا تعجب نمی کنم اگر برخی افراد مانند این روزنامه ارزش ها و تیتر صحبت ها و موضع گیری هایشان مطابق با دولت مستقر باشد. آنان برای حفظ کرسی، یا منافع خود باید مثل روزنامه ایران باشند و درست تیتری را انتخاب کنند تا همچنان بر روی دکه بمانند و از یارانه دولت هم استفاده کنند. یک روز با دولت سازندگی، یک روز با دولت مهرورز، یک روز اهل تدبیر و امید، یک روز با دولت سید محرومان و یک روز هم دولت وفاق.
حالا شما می توانید به جای روزنامه ایران اشخاصی را که می شناسید قرار دهید.
حسین مولوی
@molavihossein
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
در خردادماه و پس از شهادت شهید رئیسی و شهدای خدمت و پیش از انتخابات، به یاد شهید عزیز و سپاسگزاری از مجاهدات ایشان _ که در کلام حضرت آقا بارها و مکررا منعکس شده بود_ سالن جلساتِ بازسازی شده به نام شهید رئیسی عزیز نامگذاری شد و تصویری از شهدای خدمت در سالن نصب شد.
امروز که خبر حذف نام شهید را از سالن در خبرها خواندم و تصاویر قبل و بعد را ديدم خیلی تعجب کردم. هر چند به جهت انجام کارهای اداری به تهران رفته بودم و به چند نفر از دوستان پیام دادم تا موضوع را پیگیری کنند ولی طبیعتا در هنگام رانندگی نمی توانستم پیگیری دقیقی داشته باشم.
وقتی به اراک رسیدم دیدم خبر به سرعت در فضای مجازی پیچیده است؛ به نظرم حساسیت عزیزان برای پاسداری از حرمت نام شهدا مبارک بود.
همین پیگیری های مؤمنانه دغدغه مندانه باعث شد تا مدیر کل محترم شخصا و با حساسیت بالا همراه با همکارانشان پیگیر موضوع باشند که این دو حسن داشت: اول نشان دادن این که دامن مدیرکل از این خطا مبرا است و دوم اين که مراقب خاطیان باشد.
ایشان پس از پیگیری های مجدانه بیانیه ای صادر کرده و ضمن شرح ما وقع ، عنوان کرده است که با عوامل این کار برخورد کرده و نام سالن مجددا به نام شهید مزین کرده است.
با شنیدن این خبر خوشحال شدم و البته خوشحالی بیشتر من از شناسایی عوامل این عمل زشت است. آنان چه خواسته باشند با این کار چهره ایشان را مخدوش کنند و چه خواسته باشند خود را هوادار مدیرکل جدید و مخالف مدیران پیشین جا بزنند مستحق برخورد هستند چرا که برای این کار نام شهید و یاد شهید را _ آن هم شهیدی که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها از ایشان و راه ایشان تمجید کرده اند_ مورد هدف بوده است.
با اقدام به موقع مدیرکل و شورای معاونان این خبط و خطا و تخلف شناسایی شد و ان شاءالله با تأدیب مسببان و مباشران ، توهین به نام و یاد شهدا _ که افتخار هر انسان آزاده ای است _ تکرار نخواهد شد.
حقير به عنوان یک معلم از اقدام ارزشمند ایشان و همکارانشان و همچنین صدور بیانیه روشنگرانه سپاسگزارم.
مجددا شما را به خواندن متن دیشب که درباره روزنامه ایران بود دعوت می کنم.
حسین مولوی
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
همین چند روز که با استاد _ واقعا استاد _ بهاء الدین خرمشاهی همنشین شده ام و از محضرش فیض می برم _ با خواندن کتاب فراز از فلسفه _ یک دلخوشی عمیقی به من دست داده و آن هم اعتقاد قویم ایشان به غیب و به اصطلاح خودش موضوعات فرا روانشناختی است؛ مثل اعتقاد به #فال_حافظ و #استخاره از قرآن و #استجابت دعاها و اعتقاد به #خواب و #رویای_صادقه ، از جمله بحث هایی است که ایشان با ذکر حکایت هایی در کتاب #فرار_از_فلسفه عمیقا و از صمیم قلب و بن دندان به آن ها اعتقاد دارد و برای من جالب بود.
سرخوشی من هم از این جهت بود که سال ها تاثیر و تاثر آن ها را در زندگی تجربه کرده ام ولی تا این کتاب را نخوانده بودم می ترسیدم که مطرح کنم و به اصطلاح این اعتقاد را پنهان می کردم. ولی وقتی می بینم استاد خرمشاهی با آن عظمت علمی به این موارد اعتقاد دارد من هم اعتقادم بیشتر شد و به اصطلاح مستند به شواهد شد.
درباره استخاره به قرآن یا تفأل به دیوان حافظ تجربه شخصی دارم و درباره رویای صادقه و تعبیر خواب همین طور. حتما شما هم دارید. درباره تفأل به دیوان حافظ حکایت جالبی دارم که ان شاءالله در آینده نقل خواهم کرد.
تاکید می کنم در امور روزمره هیج وقت حکایت خواب و استناد به آن نمی کنم اما غرضم این است که بگویم این ها هر کدام می توانند منبع الهام باشند؛ حجت نیستند و حجیت ندارند اما می توانند بشارت و انذار باشند.
حسین مولوی
@molavihossein
بسماللهالرحمنالرحیم
اخیراً استاندار در اظهار نظری_ برای چندمین بار _ بیان کرده است : "تغییر مدیران سیاسی نیست بلکه عملکردی است." این موضوع باعث شد تا من نیز مسئله تغییر مدیران را از چند جنبه مورد بررسی قرار دهم.
نکته اول این است که، با تغییر دولتها، بهطور طبیعی انتظار جامعه رأیدهنده، بهویژه سران ستادها، این است که مدیران از طیف سیاسی مستقر انتخاب شوند. این مسئله در موضعگیریها و نوشتههای افراد هم طیف استاندار در این مدت نیز مشاهده شده است. بهگونهای که برخی افراد استاندار را تهدید کردند: "که مجبور هستید تمکین کنید"...حتی برخی از آنان تا دیدار با معاون سیاسی وزیر کشور پیش رفتند.
در پی این فشارها، خود استاندار مجبور شد درباره این موضوع توضیح دهد و آنان را درباره تغییرات مدیریتی امیدوار کند که "خبرهای خوبی در راه است".
بنابراین، چرا می خواهید ثابت کنید که تغييرات سیاسی نیست در حالی که مردم عزیز باهوش و اهل تحلیل هستند هر چند این مطلب اینقدر واضح است که نیاز به تحلیل ندارد؛اگر مداوم گفته شود که تغییرات مدیران تنها بر اساس عملکرد است و نه سیاسی، این موضوع بیشتر باعث خنده و تعجب خواهد شد.
نکته دوم این است که من هم به شدت موافق چرخش مدیران هستم، همانطور که طیف مورد حمایت استاندار انتظار دارند و ایشان نیز در عمل این تغییرات را بر همان مبنا انجام داده و خواهد داد حتی اگر در بیان غیر این را ادعا کند؛ یعنی انتخاب مدیران بر اساس سلیقه سیاسی دولت مستقر. این همان چیزی است که ما نیز در سال ۱۴۰۰ آن انتظار داشتیم.
نکته سوم این است که: فرض بر این که ما سخنان استاندار را بپذیریم که تغییرات سیاسی نیست و صرفاً بر اساس عملکرد است، اکنون همه ما حق داریم که بدانیم: ۱. برای سنجش عملکرد مدیران از چه شاخصهایی استفاده کردهاید؟
۲. این شاخصها چه وقت تدوین شدهاند؟
۳. در حوزههای تخصصی چه کسانی برای مشورت در نظر گرفته شدهاند؟
۴. در این سه ماه که از استقرار شما میگذرد، چگونه این شاخصها را ارزیابی کردهاید؟
۵. آیا برای ارزیابی این شاخصها مستندات خواستهاید؟
۶. آیا از وزارتخانهها مستندات مربوطه را درخواست کردهاید؟
۷. آیا تمام دستگاه ها مورد ارزیابی قرار گرفته اند؟
نکته چهارم این که، اگر فرض کنیم پاسخ همه این سوالات مثبت باشد، اکنون از شما خواهیم خواست:
نتیجه این ارزیابیها را در اختیار مردم قرار دهید تا صدق ادعاها مبنی بر این که تغییرات صرفاً بر اساس عملکرد است، برای عموم مردم قابل مشاهده گردد. یعنی مثلاً، برای هر تغییر مدیریتی، کارنامه و شاخصهای عملکردی او را منتشر کنید تا مخاطبان مطمئن شوند که تغییرات صرفاً سیاسی نبودهاند.
نکته پنجم هم همچنان سوال است: حتی اگر تمام ادعاهای استاندار درباره مدیران تغییر یافته صحیح باشد و عملکرد آنها ضعیف بوده باشد، اکنون باید دقیقاً مشخص کنید که در مدیریت جدید، کدام شاخصها باید تقویت شوند؟ دقیقا چه مقدار باید ارتقا پیدا کنند.
دقیقا چه برنامه برای ارتقای این شاخصها دارید؟
خلاصه این که
۱. تغییرات کاملا سیاسی و البته این امر خیلی طبیعی است؛ با سخنرانی اصل ماجرا تغییر نمی کند.
۲. من هم موافق تغییرات بر اساس دیدگاه سیاسی هستم و اتفاقا به همین خاطر از ۱۶ تیر منتظر بودم.
۳. در صورت ادعا مبنی بر تغییر مدیران بر اساس عملکرد باید کارنامه و فرآیند تولید کارنامه مدیران منتشر شود؛ ما منتظریم
۴. برنامه استاندار برای ارتقای شاخص ها دستگاه ها چیست؛ به صورت شفاف منتشر شود.
معلم : حسين مولوي
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
من می گریزم از خود در خود، بسان طفلی
کز دستِ مادرِ خویش، در دامنش گریزد
یا این که مثل ققنوس در منتهای پیری
آتش بگیرد آنگه از خاکِ خود بخیزد...
بداهه ؛ اکنون ؛ ۱۷ اسفند ۱۴۰۳
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
🟢 تعطیلی مدارس در آخر سال؛ چه کسی متخلف است
دکتر فرهادی معاون وزیر آموزش و پرورش امروز در مصاحبه ای اعلام کرده: " تعطیلی زود هنگام آخر سال مدارس غیر قانونی است."
✅️ یکی از اشتباهات رایج که هر سال توسط وزارت و وزرا در همه دولت ها انجام می شود همین مصاحبه های اشتباهی در آخر سال هست و دقیقا نشان دهنده فاصله صف و ستاد است.
👈حقير، هم در زمانی که در مدرسه و معلم و هم زمانی که در اداره بودم متوجه شده ام: حداقلش این است که می توان مصاحبه نکرد تا اهمیت جایگاه و اهمیت قانون در مصاحبه خدشه دار و تمسخر نشود.
⏺️ وقتی مصاحبه می شود که این کار غیر قانونی است دقیقا چه کسی مخاطب است؟ مدیران، معلمان، دانش آموزان و یا اولیای آنان؟ اثر این مصاحبه چیست؟ آیا برای برخورد با این تخلف ابزاری وجود دارد یا توپ در زمین مدیران مدارس است؟
⬅️ حالا بحث نظارت یک چیز است؛ بحث گسترش تفکر تشکیلاتی هم یک چیز دیگر است که مدیر مدرسه و معلم همان گونه بیندیشد و عمل کند که وزیر و وزارت می اندیشد و البته بحث مهم این که آیا امکان برخورد با همه دانش آموزان که این روز ها به مدرسه نمی روند وجود دارد؟ توسط چه کسی؟
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
در حال نگارش خاطرات دوران خدمت در اداره کل هستم. سعی ام این است که فقط متن را ننویسم بلکه حواشی هم نوشته شود؛ متن زیر خاطره و حواشی اولین جلسه ی شورای آموزش و پرورش با حضور دکتر زندیه وکیلی است:
چند روز پس از بازگشت دکتر زندیه وکیلی به کار – بعد از حادثه تصادف –دفتر اجتماعی استانداری، تاریخ جلسه شورای آموزش و پرورش را روز نوزدهم آذرماه تعیین کرد. با توجه به کسالت استاندار، مقرر شد این جلسه در ساختمان استانداری برگزار شود.
در ابتدای جلسه، حکم ریاست دکتر زندیه وکیلی با امضای وزیر آموزش و پرورش را خواندم و آقای بیاتانی این حکم را به ایشان تقدیم کرد.
در ادامه گزارشی از فعالیت ها و موفقیتهای یکسال اخير آموزش و پرورش را به همراه آمار ارائه دادم که قطعا برخی از این موفقیت ها مسبوق به سابقه نبود.
از نکات مهم این جلسه، تغییر در چیدمان صندلیها بود. برخلاف روال همیشگی _ اگر به آرشیو تصاویر مراجعه شود_ که دبیر شورا در کنار رئیس شورا می نشست، در صدر جلسه تنها دو صندلی - برای استاندار و معاون استاندار - قرار داده بودند و جایی برای دبیر شورا – مدیرکل آموزش و پرورش – در نظر گرفته نشده بود؛ پیش از ورود استاندار، متوجه شدم و نگذاشتم صندلی ای اضافه کنند و در صندلی کنار نشستم.
کسانی که بنده را مي شناسند می دانند در جلسات عادی استانداری، معمولا سعی می کردم خیلی دور و به اصطلاح در پایین مجلس بنشینم؛ اما این جلسه که رسانه ای می شود بازتاب های متعدد.
همکاران – قبل از ورود استاندار – گفتند که در محل همیشگی بنشینم اما قبول نکردم؛ دقیقا درست متوجه شده بودم که خارج کردن یکی از سه صندلی تصادفی نبوده و با برنامه بوده است؛ جالب این که بعد از نشستن استاندار، صندلی به جای خود بازگشت و خالی ماند. این اتفاق در چند جلسه دیگر هم روی داد و رسما از نشستن مدیرکل در صدر جلوگیری شد که بی سابقه بود.
استاندار _ در موقع ارایه آمار و گزارش _ طوری وانمود می کرد که انگار برایش مهم نیست. مثلا گوشی را چک می کرد و سعی می کرد به سمت دبیر شورا توجه نکند و در انتهای جلسه طعنه ای هم به آمار زد : گرچه ارائه آمار اهمیت دارد، اما اصل ماجرا در کف مدارس است.
به نظر من صحبت استاندار نقد بر محتوای جلسه نبود؛ بلکه تلاشی برای زیر سؤال بردن عملکرد مدیران دولت قبل بود. او با این موضعگیریها میتواند زمینهای برای تغییر در مدیریت آموزش و پرورش استان را فراهم کند.
او واقعا به گزارش گوش نداده بود. بهترین شاهد، رشد ۷ پله ای ارتقای معدل در متوسطه دوم بود که در کشور کم نظیر بود و کارشناسان می دانند که این ارتقا دقیقا کار در کف مدرسه است.
🔴 فاصلههای اداری؛ نشانهای از نگرش تازه در مدیریت استان 👇
رویکرد جدید استاندار تنها به جلسه شورای آموزش و پرورش محدود نماند و در چند نشست دیگر نیز تکرار شد. نمونهای آشکار آن در ستاد ساماندهی امور جوانان رخ داد. در ابتدای جلسه، سه صندلی در جایگاه بالا قرار داده شده بود. مدیرکل ....قصد داشت به عنوان دبیر ستاد طبق روال همیشگی در کنار صندلی استاندار بنشیند که با پیام غیررسمی معاون استاندار مواجه شد؛ معاون گفت : آقای استاندار به این امر حساس هستند؛ شما لطفا کنار بنشینید و او ناچار شد صندلی دیگری بیاورد و در ردیف کناری بنشیند.
👈 این رویکرد باعث شد که در جلسه تودیع یکی از توصیه هایم به استاندار جوان همین باشد. ما معلم ها از هر فرصتی بر نشر فضایل و نقد رذایل استفاده می کنیم. به ایشان گفتم: حتما در جلسات شورای آموزش و پرورش مدیرکل را در صدر بنشانید؛ این کار نشان دهنده این است که در نگاه دولتمردان، آموزش و پرورش بیش از دستگاه های دیگر اهمیت دارد. وقتی حضرت آقا می فرمایند : « آموزش و پرورش همردیف هیچ دستگاهی نیست.» به نظر من حتی در محل نشستن مدیرکل هم باید ویژه توجه کرد؛ این البته یک نگاه حداقلی است اما نمایش توجه هست. مدیرکل آموزش و پرورش در واقع نماینده ۱۷ هزار معلم و ۲۵۰ هزار دانش آموز است و این سمت کمی نیست.
متوجه شدم این توصیه مورد توجه استاندار قرار گرفته و در جلسه ی اخیر شورای آموزش و پرورش نه تنها مدیرکل بلکه چند عضو دیگر به صدر آمده اند؛ جای تبریک دارد به استاندار که اهمیت مساله را درک کرده است!
ممکن است گفته شود از اول اهمیت قائل بوده؟ پس آیا علت دور نگه داشته شدن مدیران کل به خاطر سیاسی کاری بوده و قصد تحقير داشته است؟ آیا صدور چنین عملی از استاندار که ظاهرا باید سرحلقه عقل کل استان و باید اصل تواضع و فروتنی و رواداری باشد، شایسته است؟
ما به این امر با خوشبینی نگاه می کنیم و می گوییم حواس آقایان جمع نبوده! همین که رویکرد تغییر یافته خوشحالیم؛ نکاتی درباره تشکیل جلسه شورای آموزش و پرورش هست که در آینده عرض خواهم کرد.
حسین مولوی
معلم
@molavihossein