بسم الله الرحمن الرحیم
خدا بیامرز مادرم در سحر عید فطر، آن وقت ها که معلوم بود فردا عید است _ حتی اگر به خوردن یک لیوان آب بود _ بیدار می شد و توصیه هم می کرد.
گمان خیرش این بود که فرشته ها که هر سحر ماه رمضان به خانه می آمدند در این سحر هم می آیند و خوب نیست آدم بخوابد.
خدا بیامرزد همه گذشتگان را ؛ انسان هاي شریفِ با اعتقادی بودند پدران و مادرانمان؛ ساده دل و امیدوار به رحمت خداوند؛ مثل همان شبان داستان موسی و شبان که چه ساده ولی بی آلایش مناجات می کرد:
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
حالا شما عزیزان هم یک ماه بیدار شده اید و در هوای سحر نفس کشیده اید؛ سحری که پر از فضیلت است و در احادیث چه سفارش هایی شده ایم به سحر خیری؛ حافظ چه خوش گفته :
هر #گنجِ_سعادت که خدا داد به حافظ
از یُمنِ دعایِ شب و وِردِ #سَحَری بود
حالا عرضم این است: یک ماه سحر خیزی کردیم. همتی کنیم و ده روز دیگر هم پیش از نماز صبح برخیزیم تا این سحرخیزی بشود یک چله ؛ حضرت موسی علیه السلام سی روز رفت به کوه طور و خداوند ده روز اضافه کرد: و اتممناها بعشر؛ گویا در این عدد چهل و اضافه کردن ده شب تاثیر ویژه ای بوده.
حقیر متاسفانه توفیق شب زنده داری ندارم؛ به خاطرم رسید که این مطلب را به شما زنده دلان عرض کنم. در سحر خیزی هایتان حقير را هم دعا کنید.
🌺عیدتان مبارک 🌺
حسین مولوی
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
به همکاران عزیز و گرانقدری که در پودمان آموزشی ماده ۲۸ در خدمتشان هستم و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان کتاب های ذیل را برای خوانش یک کتاب در دوره پیشنهاد می کنم. تا ۲۵ اردیبهشت فرصت کتابخوانی دارید🌷
۱. عربیکا؛ سفرنامه دکتر وحید یامین پور به لبنان.
۲. نخل و نارنج؛ زندگی نامه داستانی شیخ انصاری به قلم وحید یامین پور.
۳. حاج آخوند؛ داستان هایی از زندگی یک آخوند با صفا در روستای مهاجران به قلم سید عطاء الله مهاجرانی
۴. استادان و نااستادانم ؛ کتابی از دکتر عبدالحسین آذرنگ در توصیف معلمان تاثیر گذار زندگی اش و توصیف معلمانی که حضور یا عدم حضورشان اثری بر رشد او نداشته اند. ( معلمان تحول آفرین و معلمان ضد تحول)
۵. طلای شهامت ؛ محمد بهمن بیگی؛ مردی که نشان داد برای ایجاد تغییر باید از کلیشه ها فراتر رفت
۶. مهاجر سرزمین آفتاب ؛ خاطرات کونیکو یامامورا مادر تنها شهید ژاپنی. با این نگاه بخوانید که خدا چگونه در سال ۱۳۳۷ در قلب ژاپن از یک خانواده متعصب بودایی دختری را انتخاب می کند تا مادر شهید بشود.
@molavihossein
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم
قبلا مطلبی درباره روزنامه ایران نوشتم و چرخش هایی که دارد؛ یعنی می توان گفت روزنامه ایران مزورترین روزنامه است. چون مال دولت است و در هر دولتی باید جوری بنویسد تا دولتی ها خوششان بیاید؛ مقصودم خود روزنامه است درباره اشخاصی که در آنجا کار می کنند نمی توان همه را یک جور قضاوت کرد آن هم به طور قاطع؛ اما در هر صورت قطعا اشخاصی در این روزنامه و در همه جا تابع باد و جزء حزب باد هستند و انکار نمی توان کرد؛ حقیر در این مدت از خدمت از کف مدرسه تا اداره کل با اهالی حزب باد سر و کار داشته ام؛ با آنان کار کرده ام حتی در مقابلشان برای احترام برخاسته ام. چون طبق همان باد کار می کرده اند.
غرضم از این نوشته ی کوتاه توجه دادن خوانندگان به یک سریال است. مختار نامه فقط یک سریال تاریخی نیست؛ یعنی عبرت هایش فقط از جنبه تاریخی نیست بلکه از حیث انسانیت انسان هم عبرت های فراوان دارد. آنجا که برخی در مسیر حقی که شناخته اند ثابت قدم اند و برخی دیگر اما _ از ترس جان و یا پُست و گاهی انتفاع _ هر چند وقت یک بار به رنگی در می آیند. نمونه های فراوانی از #حشاشات. این ها برای اهل دقت غریب نیست و آنان غریبه نیستند.
در مختار این آدم ها ما به ازای امروزی دارند. اگر سریال بخشی از تاریخ است، تاریخ سراسر عبرت است و تاریخ را انسان ها می سازند و این انسان در هر نقشی درسی است؛ ابراهیم بن مالک اشتر عبرت است؛ شخصیت بن حریث _ که حارس بود _ در زمان ها و زمانه ها تکثیر می شود؛ یکی از ما به ازاهای او آن " جوانکِ کوچک قدبلند با ریش پُرپُشت ولی بی ریشه؛ در صف اول نماز می ایستد ولی دلش در آخر صف است؛ خودش را به خاصان می چسباند_ به قدری می چسباند _ که آن اهل خاص احساس خفگی می کند تا سفارشی بشود و از دنیا جایی را پیدا کند که لقمه چربی گیرش بیاید. او برای خوش آمد کرنش مي کند ولی چون سرش مثل کبک زیر برف است فکر می کند وجدان های آگاه او را نمی بینند."
این سریال سراسر پند است. نمایشگاه رفته اید؟ موزه چطور؟ در نمایشگاه نمونه ای از هر نوع را مي گذارند؛ مثلا در موزه جانواران شما نمونه ای از دایناسور را مي بينيد و آن معرف هم نوعان خودش هست. این سریال و بسیاری از سریال های دیگر چنین اند. سراسر پند و عبرت. البته اگر اهل دقت باشید.
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
همدلي به خاطر اثر دوشنبههای همدلی
در انتهای کلاس درس دانشگاه آمد و احوالپرسی کرد. گفت مادرم معلم هستند؛ سلام رساندند و گفتند که از شما تشکر کنم به خاطر زحمات زمانی که مدیرکل بودید. مادرم گفتند: من آقای مولوی را ندیدم ولی از همدلي هایشان با معلمان تشکر می کنم.
گفتم: اهل کجایی؟
گفت: فلان شهرستان
گفتم: سلام حقير را به همه معلمان آن شهرستان برسانید و از مادر هم صمیمانه تشکر کنید. ایشان لطف داشتند
گفت: مادرم گفتند از زمانی که در دوشنبه هاي همدلي نوشتید که مدیران از معلمان پول صبحانه و چای نگیرند، نمی گيرند و این همدلي شما با معلمان ارزشمند بود وگرنه مبلغ هزینه ی چای و صبحانه ما را ورشکست نمی کند.
کلمه اثر دارد؛ حرف اثر دارد؛ مخصوصا اگر از صمیم قلب باشد؛ اعتقاد پشتش باشد و گرنه که حرف باد هواست.
در یکی از دوشنبه هاي همدلي به مدیران نوشته بودم: هنر مدیر آن است که شأن معلم مدرسه را رعایت کند و بالا ببرد. دوشنبه هاي همدلي تا عمق مدرسه در شهرها و روستاها در پهنای استان مرکزی نفوذ کرده بود؛ حتی معلمانی در تهران و معلمانی در تبریز و ...از صمیمیت دوشنبه هاي همدلي نوشته بودند برایم. همدلي هنر است. هنر کمیابی است.
@molavihossein
و چه عظمتی در زندگی...
گاهی گرفتن سبویی از دست پیرزنی ثوابش برابر چندین هزار سال عبادت ملائکه
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
مطلبی که روزنامه ایران از حقیر منتشر کرده بخشی از یک متن مفصل است که در آن هم به رویکردها و عملکرد دولت شهید رئیسی در حوزه فضا و نیروی انسانی پرداخته شده و هم به جهت گیری های دولت چهاردهم و البته به اهمیت این دو مقوله در ارتقای کیفیت آموزش و پرورش. اما در انتشار دستخوش ویرایش و سانسور شده است!
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از توهین های همیشگی به معلم در آستانه روز معلم همین سَبُک بازی های دستگاه هاست.
اگر قرار باشد ما معلمان به موزه برویم پرداخت قیمت بلیت ما را فقیر و رایگان شدن آن هم دارا نمی کند.
فکر نکنید چون الان مسئول نیستم از این حرف ها می زنم. این 👈 لینک را ببینید
🟢 در آستانه افتتاح نمایشگاه کتاب هستیم چرا بن خرید کتاب به دانشجویان و استادان دانشگاه می دهند ولی به معلمان بن کتاب نمی دهند. ( این مطلب را چند روز آینده مفصل تر می نویسم ان شاءالله )
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
🔸️من درست از آن صبح سرد دی ماهی در سال ۱۳۷۰ که رفتم و کلید دکان موتورسازی را به اوسا دادم و بعد از دو سال ترک تحصیلی هدایت شدم به مسیر معلمی عاشق شدم و اکنون بعد از ۳۳ سال شعله های این عشق هر روز بیشتر دامن من را در بر گرفته ...
▫️امروز برای نو معلمان ( استخدامی ماده ۲۸) می گفتم که ذات معلمی شوق است و اگر شوق و اشتياق از معلم گرفته شود و یا نداشته باشد او دیگر معلم نیست حتی اگر در حکم کارگزینی اش معلم نوشته باشد. همان طور که ذات گچ سفید است و اگر سفید نباشد دیگر گچ نیست.
▪️به ایشان گفتم که در اول راهی دشوار هستید. می توانستيد به این مسیر نیایید اما خدا خواسته شما پیام بر باشید. شما براي دانش آموزان حجت خواهید بود و آنان همه نیکی ها را چهره شما جستجو خواهند کرد. حالا که آمدید بی شوق و بی ذوق نخواهید توانست در این راه بمانید و و نخواهید توانست معلم بمانید. اگر شوق نداشته باشید کلاس و مدرسه برایتان زندان خواهد بود.
🔸️من اکنون در اواخر دهه چهل زندگی در معلمی احساس جوانی می کنم. حتی بیش از آنچه در پیشتر بوده ام
روز معلم را به همه معلمانم که محبت را و عشق را در کام ما ریختند تبریک می گویم و به شما معلمان عزيز که عشق می آموزید
تصویر
مدرسه راهنمایی سید محمد مجاهد ابراهیم آباد. ۱۳۸۱
@molavihossein
می گفتم : بچه ها شما دو دسته میشید و ۱۰ _ ۱۵ سال دیگه من را یاد می کنید:
دسته اول؛ کتابخوان می شید و میگید خدا رحمت کنه 😊 معلمی داشتیم، خیلی حرص می خورد ما کتابخوان بشیم و چقدر خوبه که الان کتاب می خونیم.
دسته دوم ؛ کتابخوان نمی شید ولی دوست دارید بچه هاتون کتابخون بشن. شما هم می گید خدا رحمت کنه😊 معلمی داشتیم خیلی حرص میخورد ما کتابخوان بشیم ولی ما گوش نکردیم
حالا یکی از اون بچه های دسته اول من را یاد کرده
@molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم
🔸️روز معلم تمام شد. ما معلمان _ در کنار همه سختی ها و دشواری های معلمی که فقط خودمان می دانیم چه دشواری هایی دارد _ صدها پیام تبریک دریافت کردیم؛ به خاطر همه پیام ها خوشحال شدیم و قدردان
▪️هر پیامی رنگ و بوی خاص خودش را دارد. ممکن است پیامی بوی " شغل" و " اسم " داشته باشد. پیام های ماشینی. جینی؛ مثل بعضی از بانک ها که می دانند ما معلمیم و برایمان تبریک می فرستند. برخی از پیام ها رنگ و بوی " رسم" داشت؛ از دل برخواسته بود و لاجرم بر دل می نشست.
🔸️اما بعضی از پیام ها، حتی بهتر است بگویم تعداد اندکی از پیام ها، جنسشان جنس دیگری است. پیام هایی که اثر معلمی ات را در آن می بینی؛ بعضی شاگردان سال های دور، معلمان دور دست و حتی بعضی که اصلا نه شاگردت بوده اند و بعضی که فرسنگ ها با تو فاصله داشته اند اما با حرفی، با نوشته ای و با پیامی شمع وجودشان را افروخته ای.
🔸️من چندین پیام از این دست داشتم. دارایی معلم ذوق همین پیام هاست. همین که ببیند یک دیدار کوتاه، یک زنگ درس، یک جلسه سخنرانی، یک جواب سلام مهربانانه، یک تحویل گرفتن ساده، بر اراده ی کسی، بر نگاه کسی، بر ایمان کسی و بر مسیر کسی تاثیر گذاشته و او اینک با نامی که او را نمی شناسی و چهره اي که ندیده ای از تو به عنوان معلم تجلیل می کند. پیام ها بوی خاص خودشان را دارند.
اما من از آن پیام ها فقط دو سه تا را که اثر شوق آفرینی یک معلم را نشان می دهند، می نویسم. شما نیز از این پیام ها زياد داشته اید.
👇
1️⃣ سلام استاد بزرگوار
این روز گرامی برشما استاد تمامِ گرامی هزاران بار مبارک
جلسه اولی بود که سعادت حضور در محضر ارزشمند شمارا داشتم.شما همانند یک محرکه و تقویت کننده هستید .فرموده شمارا آویزه ی گوش کردم( اگر کتاب و کتاب خواندن را از معلم بگیرند دیگر چیزی برایش باقی نمی ماند،حرفی برای گفتن ندارد).شاید درد بنده ی حقیر در مطالعه ی کم، نبود همین محرکه ونیرو بوده که خدا را شکر دریافت نمودم.بنظر بنده گاهی عدم حرکت ما در هر زمینه ای ،نبود محرکه و تقویت کننده ی موتور مغز است .دعای گوی شما "استادم" هستم.
👇👇
2️⃣ سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز و گرانقدر روز معلم رو به شما استاد فرهیخته تبریک میگویم. ممنونم از شما که باعث شدید اولین و بهترین هدیه روز معلم را از همسرم بهترین انسانی که تمام لحظه های زندگیم را با او شریکم دریافت کنم. سالها از مطالعه و کتابخوانی دور بودم اما الان لذت خواندن دوباره برایم تداعی شد سپاسگزارم که من را دوباره با دنیای کتاب آشنا کردید و چقدر لذت بخش !
سپاس و صد درود بر شما🌹
👇👇👇
3️⃣ سلام استاد وقت بخیر
من از شما یاد گرفتم ک تاثیرگذار بودن هیچ ربطی به پست و مقام ندارد انسانی ک محتوا داشته باشد همیشه و همه جا تاثیرگذار است روزتان مبارک
@molavihossein
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم 🔸️روز معلم تمام شد. ما معلمان _ در کنار همه سختی ها و دشواری های معلمی که
👆
او دانش آموز من نبوده
معلم هم نیست
اکنون او هیچ نیازی به من ندارد
چند باری از من خواسته بود کتاب معرفی کنم برايش. فکر می کردم شوخی می کند.
کتاب ها شعله در وجود او افروخت
یک روز گفت: من کاهل شده بودم. شبهه ها من را فرو گرفته بود. کتاب " اجاره نشین خیابان الامین " و " مهاجر سرزمین آفتاب " من را دوباره به مسیر آورد. الحمدلله
#معلم
@molavihossein