eitaa logo
توضیح الاشارات | حسین مولوی
1.8هزار دنبال‌کننده
527 عکس
22 ویدیو
3 فایل
﷽ 🔹️معلم 🔸️مروج کتاب 🔹️مدرس دانشگاه 🔸️مدیرکل آموزش و پرورش استان مرکزی در دولت شهید رئیسی ▫️ روایت هایی از تجربه ها.. و آنچه می خوانم پیام بدهید 👇 @molavihossein789
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم 🔸️من درست از آن صبح سرد دی ماهی در سال ۱۳۷۰ که رفتم و کلید دکان موتورسازی را به اوسا دادم و بعد از دو سال ترک تحصیلی هدایت شدم به مسیر معلمی عاشق شدم و اکنون بعد از ۳۳ سال شعله های این عشق هر روز بیشتر دامن من را در بر گرفته ... ▫️امروز برای نو معلمان ( استخدامی ماده ۲۸) می گفتم که ذات معلمی شوق است و اگر شوق و اشتياق از معلم گرفته شود و یا نداشته باشد او دیگر معلم نیست حتی اگر در حکم کارگزینی اش معلم نوشته باشد. همان طور که ذات گچ سفید است و اگر سفید نباشد دیگر گچ نیست. ▪️به ایشان گفتم که در اول راهی دشوار هستید. می توانستيد به این مسیر نیایید اما خدا خواسته شما پیام بر باشید. شما براي دانش آموزان حجت خواهید بود و آنان همه نیکی ها را چهره شما جستجو خواهند کرد. حالا که آمدید بی شوق و بی ذوق نخواهید توانست در این راه بمانید و و نخواهید توانست معلم بمانید. اگر شوق نداشته باشید کلاس و مدرسه برایتان زندان خواهد بود. 🔸️من اکنون در اواخر دهه چهل زندگی در معلمی احساس جوانی می کنم. حتی بیش از آنچه در پیشتر بوده ام روز معلم را به همه معلمانم که محبت را و عشق را در کام ما ریختند تبریک می گویم و به شما معلمان عزيز که عشق می آموزید تصویر مدرسه راهنمایی سید محمد مجاهد ابراهیم آباد. ۱۳۸۱ @molavihossein
می گفتم : بچه ها شما دو دسته می‌شید و ۱۰ _ ۱۵ سال دیگه من را یاد می کنید: دسته اول؛ کتابخوان می شید و میگید خدا رحمت کنه 😊 معلمی داشتیم، خیلی حرص می خورد ما کتابخوان بشیم و چقدر خوبه که الان کتاب می خونیم. دسته دوم ؛ کتابخوان نمی شید ولی دوست دارید بچه هاتون کتابخون بشن. شما هم می گید خدا رحمت کنه😊 معلمی داشتیم خیلی حرص می‌خورد ما کتابخوان بشیم ولی ما گوش نکردیم حالا یکی از اون بچه های دسته اول من را یاد کرده @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم 🔸️روز معلم تمام شد. ما معلمان _ در کنار همه سختی ها و دشواری های معلمی که فقط خودمان می دانیم چه دشواری هایی دارد _ صدها پیام تبریک دریافت کردیم؛ به خاطر همه پیام ها خوشحال شدیم و قدردان ▪️هر پیامی رنگ و بوی خاص خودش را دارد. ممکن است پیامی بوی " شغل" و " اسم " داشته باشد. پیام های ماشینی. جینی؛ مثل بعضی از بانک ها که می دانند ما معلمیم و برایمان تبریک می فرستند. برخی از پیام ها رنگ و بوی " رسم" داشت؛ از دل برخواسته بود و لاجرم بر دل می نشست. 🔸️اما بعضی از پیام ها، حتی بهتر است بگویم تعداد اندکی از پیام ها، جنسشان جنس دیگری است. پیام هایی که اثر معلمی ات را در آن می بینی؛ بعضی شاگردان سال های دور، معلمان دور دست و حتی بعضی که اصلا نه شاگردت بوده اند و بعضی که فرسنگ ها با تو فاصله داشته اند اما با حرفی، با نوشته ای و با پیامی شمع وجودشان را افروخته ای. 🔸️من چندین پیام از این دست داشتم. دارایی معلم ذوق همین پیام هاست. همین که ببیند یک دیدار کوتاه، یک زنگ درس، یک جلسه سخنرانی، یک جواب سلام مهربانانه، یک تحویل گرفتن ساده، بر اراده ی کسی، بر نگاه کسی، بر ایمان کسی و بر مسیر کسی تاثیر گذاشته و او اینک با نامی که او را نمی شناسی و چهره اي که ندیده ای از تو به عنوان معلم تجلیل می کند. پیام ها بوی خاص خودشان را دارند. اما من از آن پیام ها فقط دو سه تا را که اثر شوق آفرینی یک معلم را نشان می دهند، می نویسم. شما نیز از این پیام ها زياد داشته اید. 👇 1️⃣ سلام استاد بزرگوار این روز گرامی برشما استاد تمامِ گرامی هزاران بار مبارک جلسه اولی بود که سعادت حضور در محضر ارزشمند شمارا داشتم.شما همانند یک محرکه و تقویت کننده هستید .فرموده شمارا آویزه ی گوش کردم( اگر کتاب و کتاب خواندن را از معلم بگیرند دیگر چیزی برایش باقی نمی ماند،حرفی برای گفتن ندارد).شاید درد بنده ی حقیر در مطالعه ی کم، نبود همین محرکه ونیرو بوده که خدا را شکر دریافت نمودم.بنظر بنده گاهی عدم حرکت ما در هر زمینه ای ،نبود محرکه و تقویت کننده ی موتور مغز است .دعای گوی شما "استادم" هستم. 👇👇 2️⃣ سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز و گرانقدر روز معلم رو به شما استاد فرهیخته تبریک می‌گویم. ممنونم از شما که باعث شدید اولین و بهترین هدیه روز معلم را از همسرم بهترین انسانی که تمام لحظه های زندگیم را با او شریکم دریافت کنم. سالها از مطالعه و کتابخوانی دور بودم اما الان لذت خواندن دوباره برایم تداعی شد سپاسگزارم که من را دوباره با دنیای کتاب آشنا کردید و چقدر لذت بخش ! سپاس و صد درود بر شما🌹 👇👇👇 3️⃣ سلام استاد وقت بخیر من از شما یاد گرفتم ک تاثیرگذار بودن هیچ ربطی به پست و مقام ندارد انسانی ک محتوا داشته باشد همیشه و همه جا تاثیرگذار است روزتان مبارک @molavihossein
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم 🔸️روز معلم تمام شد. ما معلمان _ در کنار همه سختی ها و دشواری های معلمی که
👆 او دانش آموز من نبوده معلم هم نیست اکنون او هیچ نیازی به من ندارد چند باری از من خواسته بود کتاب معرفی کنم برايش. فکر می کردم شوخی می کند. کتاب ها شعله در وجود او افروخت یک روز گفت: من کاهل شده بودم. شبهه ها من را فرو گرفته بود. کتاب " اجاره نشین خیابان الامین " و " مهاجر سرزمین آفتاب " من را دوباره به مسیر آورد. الحمدلله @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم 🔸️در اسفند ۱۴۰۲ طرح شناسایی را در اداره کل مطرح کردم. بعد از چند جلسه مذاکره درباره کم و کیف شناسایی و معرفی، همکاران گرانقدرم بسیار عالی به آن پرداختند. قرار شد شناسایی معلمان ماندگار در دو بخش انجام شود: ▪️بخش اول ؛ شناسایی معلمان ماندگار از طرف مردم. در فضای حقیقی شهرها و در فضای مجازی از مردم خواسته شد معلمان ماندگار زندگی خود را معرفی کنند. حدود ۴۵۰۰ پیام از طرف مردم دریافت شد که بهترین معلمشان را معرفی کرده بودند. اولین هدف گفتمان سازی بود. این که سخن از معلم چند ماه در جامعه فراگیر باشد. ▪️بخش دوم ؛ گروهی از پیشکسوتان دارای سابقه طولانی در بخش های مختلف آموزش و پرورش به عنوان هیات تشخیص انتخاب شدند و نسبت به شناسایی معلمان تاثیر گذار در دوره های مختلف قبل و بعد از انقلاب پرداختند. حاصل آن شناسایی و معرفی ۱۲ معلم ماندگار در سال ۱۴۰۳ شد. معلمانی که واقعا جامعه آن ها را به عنوان معلم بزرگ می شناسد ✅️ همایش تجلیل از ۱۲ معلمان ماندگار و تجلیل از ۳ معلم ماندگار مردمی و تقدیر از معلمان و مدیران نمونه کشوری و استانی همراه با نمایشگاه عکس صمصامی در سالن همایش های پروین اعتصامی، از باشکوه ترین همایش های بزرگداشت مقام معلم بود و صرفا رفع تکلیف نبود. معرفی معلمان ماندگار _ علاوه بر معلمان نمونه _ می توانست یک الگو در کشور باشد. @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم در اردیبهشت سال ۱۴۰۳ علاوه بر تجلیل از معلمان نمونه کشوری و استانی؛ ۱۲ چهره شاخص از میان فرهنگیان پیش و پس از انقلاب به عنوان معلم ماندگار انتخاب شدند. برای انتخاب این معلمان بحث های فراوانی رخ داد. انتخاب کنندگان خودشان از برجستگان و خوش نامان آموزش و پرورش بودند و حقیقتا آن قدر معلم ماندگار بود که به سختی توانستیم از میان آنان ۱۲ نفر را معرفی کنیم و انتخاب عده زیادی از ماندگاران به سال های بعد موکول شد 👇👇👇 ✅️ دکتر عبدالعظیم قریب بنیانگذار دستور زبان فارسی ✅️ استاد ابراهیم دهگان مورخ نامی استان مرکزی و از معلمان برجسته اراک ✅️ شهید محمد تقی سلطانی؛ معلم شهید. ترور در دهه ۶۰... ✅️ استاد مرحوم علی فرخ مهر؛ معلمی که وصيت کرد جسدش را وقف دانشگاه علوم پزشکی کنند و مولف ۴۰ کتاب در حوزه تعلیم و تربیت... ✅️دکتر محمد تقی قندی ساوجی؛ معلم و استاد برجسته ساوه ای و مولف کتاب و مقالات متعدد... ✅️ استاد خلیل داعی؛ از معلمان پیشکسوت و برجسته و خیر و خوش نام ✅️ استاد مرتضی مختاری؛ استاد برجسته قرآن و تفسیر با شاگردان فراوانی که تربیت کردند. ✅️ استاد عباس هزاوه ؛ مدیرکل مقتدر دهه ی شصت در استان مرکزی و آذربایجان غربی و دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش. ✅️ بانو هما اکبری؛ معلم بازنشسته؛ مادر سه معلول جسمی حرکتی و ذهنی با سن ۴۳، ۴۰ و ۳۷ سال و و خودش در حال طی درمان بیماری که صبورانه در طول خدمت سه فرزند با این وضعیت را پرورش داده است. ✅️ بانو مرضیه یگانه (مدیر برجسته و خوشنام ده های ۶۰ و ۷۰ و از موسسین و بنیان‌گذاران مدارس شاهد ✅️ استاد سید محمد مشهدی؛ پیشکسوت در تعلیم قرآن که از سمت خدمتگزاری خود را رشد داد به استادی دانشگاه رسید و همیشه خادم قرآن بود. ✅️ بانو زینت السادات خانقاهی؛ خیر مدرسه ساز؛ معلمی که همه سرمایه دار نبود اما همه دارایی معلمانه اش را برای ساخت مدرسه داد و مدرسه ای در اراک بنا کرد. 🟢 طرح معلم ماندگار می تواند یک الگو باشد و هر ساله در کنار انتخاب معلمان نمونه و تجلیل از آنان از معلمان ماندگاری تجلیل شود که یا زمان شرکت در طرح معلم نمونه گذشته و یا این که اقدامات آنان در فرم نمی گنجد. @molavihossein
🔸️فرصت مغتنمی برای روایت تجربه های معلمان و مدیران مدارس ▪️دست به قلم شوید، بنویسید و ارسال کنید به نشریه. تجربه ارزشمندی است. ▫️اگر زحمتی نیست، این فراخوان را به همکاران ارسال کنید. @molavihossein
توضیح الاشارات | حسین مولوی
بسم الله الرحمن الرحیم امسال برای اولین بار هیأت محترم محبین الائمه علیهم السلام به سمت گفتمان ساز
👆 . ✅️ شب های قدر امسال توفیق داشتم در این هیأت محترم دقایقی کتاب معرفی کنم. کاری غریب و عجیب! یعنی چی؟! هیئت و معرفی کتاب!؟ 🟢 امروز برادری از مستمعین همان هیأت زنگ زده، می گوید من را راهنمایی کنید می‌خواهم کتابخوانی را شروع کنم. 👈 هر بذری که می کارید جوانه خواهد زد حتی اگر از میان آن همه بذر فقط یکی باشد. در معلمی به همین تک جوانه ها امیدوار باشید. 🌹او را دعوت کردم به گروه کتابخوانان رضوی. @molavihossein
پدر فراموش می کند پسرجان گوش کن ! این ها را وقتی می گویم که تو خوابی! زیر گونه ات چین خورده و حلقه ای از موهایت به پیشانی عرق کرده ات چسبیده است. دزدکی به اتاقت آمده ام. همین چند دقیقه پیش بود که در کتابخانه نشسته بودم و داشتم روزنامه می خواندم که موج سهمگین پشیمانی مرا با خود برد و با احساس گناه کنار بسترت آمده ام: پسر جان من خیلی فکر کردم ؛ من با تو کج خلقی کرده ام : موقعی که لباس می پوشیدی که به مدرسه بروی تو را سرزنش کردم چون صورتت را به جای این که بشویی با حوله ی مرطوب پاک کردی. سرت داد کشیدم چون کفش هایت را تمیز نکرده بودی ... موقعی که وسایلت را کف اتاق انداختی با عصبانیت تو را هل دادم.... موقع صبحانه خوردن هم ایراد کارهایت را پیدا کردم. زیادی کره به روی نان مالیدی... وقتی داشتی به تلوزیون نگاه می کردی داد زدم و گفتم « قوز نکن »... دیروز تو را در کوچه دیدم که زانو به زمین زده ای و داری با سنگ های مرمر بازی می کنی... جلوی دوستانت تحقیرت کردم.... خودم راه افتادم و تو را وادار کردم که به دنبالم راه بیفتی و به خانه بیایی.... ببین پسر جان ! پدر باشی و این جور فکرها به سرت بزند!؟ دیشب را یادت هست ؟ توی کتابخانه نشسته بودم... داشتم روزنامه می خواندم که تو با کمرویی و نگاهی کم و بیش رنجیده آمدی؟ تو کنار در ایستادی... من نق زدم و گفتم : « چی میخوای این وقت شب ؟ » تو هیچ نگفتی و دویدی و دست هایت را دور گردنم انداختی. مرا بوسیدی و دست های کوچکت مرا محکم در بر گرفتند و بعد رفتی ... پسر جان ! چند دقیقه بعد روزنامه از دست من افتاد ... عادت... عادت، داشت با من چه می کرد؟ عادت به خرده گیری... عادت به سرزنش کردن. این کارها به خاطر این نبود که من دوستت نداشتم. به خاطر این بود که از یک کودک بیش از حدّ انتظار داشتم. داشتم تو را با متر سنّ خودم اندازه می گرفتم. در شخصیت تو چیزهای خوب و نازنین و حقیقی فراوان بودند... تو امشب برای خداحافظی آمدی، به طرفم دویدی و مرا بوسیدی. پسرجان امشب دیگر هیچ چیز اهمیت ندارد. من در تاریکی به اتاقت آمده ام و شرمسار در کنار تخت زانو زده ام. می دانم که اگر در بیداری این ها را به تو می گفتم متوجه نمی شدی. من از فردا یک بابای واقعی خواهم بود... با تو صمیمی خواهم بود... وقتی رنج می بری رنج خواهم برد ... وقتی می خندی با تو خواهم خندید.. وقتی می خواهم از سر بی حوصلگی حرف بزنم زبانم را گاز می گیرم و تکرار می کنم که : « او که پسر بچه ای بیش نیست ... یک پسر بچه کوچولو... » متاسفم که تو را در ذهنم یک مرد تصور کرده بودم... حالا که می بینم که مچاله و خسته در رختخواب خوابیدی می فهمم که هنوز یک کودک هستی.... دبلیو.لیوینگستون لارند @molavihossein
1️⃣ پیام شما 👇👇👇 سلام روز معلم را مجدد به شما تبریک میگویم من امروز بر حسب وظیفه ای که برعهده داشتم یکی از کتاب هایی که معرفی کرده بودید را شروع کردم و با خواندن آن به پهنای صورت اشک ریختم کتاب استاد بهمن بیگی را خواندم و منقلب از بازی زمانه چرا که پدر من یکی از معلمینی هستند که اولا شاگرد و در ادامه معلمی میشوند که همچون استاد بهمن بیگی عمر و جوانی خود را صرف اموزش به کودکان عشایر میکنند من در بسیاری از بخش های کتاب پدرم را همچون قهرمان داستان دیدم و اشک بر مشقت ها و زحماتش ریختم و به خودم بالیدم از فرزند این پدر بودن 2️⃣ پیام شما 👇👇 سلام... من نخل و نارنج تموم کردم امروز. خیلی زیبا بود. ممنون از معرفی کتابتون. رفتم زندگی نامه شیخ انصاری هم دراوردم و ملاقاتشون با امام زمان هم خوندم @molavihossein
بسم الله الرحمن الرحیم امام رضا جانم فقط مریض شفا نمی دهد که! این یکی از معجزه هاست. امام رضا جان منت گذاشته به سر ما که بشود سنگ صبور دل سنگ و سنگین دلیِ ما آدم ها. بنشینیم در گوشه ای از صحن گوهر شاد یک دل سیر اشک بریزیم به حال خودمان و سبک بشویم و دوباره امید بگیریم و برگردیم بچسبیم به زندگی. این هم معجزه است به خدا. خیلی معجزه است در این عصر سنگی. ما کجا می توانیم دردمان، درد دلمان را بگوییم و آرام بگیریم؟ کجا صحن اسماعیل طلا دارد تا بنشینیم؟ کجا پنجره فولاد دارد؟ خسته از سختی روزگار بنشینیم نگاه کنیم.. به پیرمردی که به نشانه ادب دست به سینه گذاشته و به گنبد نگاه می کند. ما دلمان تنگ بشود به پدر و برایش دعا کنیم. به دست های آن مادر که به آسمان برداشته و دارد دعا می کند و ما دلتنگ مادر بشویم‌. فکر می کنید این همه دلِ سنگ را در حرم مثل موم نرم کردن معجزه نیست؟ این ها هم معجزه است. معجزه امام رضاست. حتی تو با او قهر کرده باشی و نخواهی به حرمش بروی، ولی او چنان تو را به حرم بکشاند که نتوانی از کمندش بیرون بیایی و با تو آن کند که در خواب نمی دیدی. این ها همه معجزه اند در این عصر سنگی. تو هنوز دنبال شق القمری؟ چه کسی می تواند این همه دل را یکجا ببرد؟ امشب رفتم از کتابخانه کتاب رنجین کمان را بیرون کشیدم تا روایت قهر با کریم را بخوانم و اشک بریزم به کریمی امام رضا جانم که رشته ای بر گردنم افکنده. نه! رشته ای بر گردنمان انداخته. خوش به حال ما که بر در این خاندانیم. حسین مولوی @molavihossein
🔸«راه باز کنید؛ مشهدی رمضان آمده است!» 🔻 مشهدی رمضان می‌گوید: دیدم زنی از نوبت خود در صف قصابیِ من طفره می‌رود؛ تا این‌که جلو آمد و گوشتی خرید ولی به‌جای پول، شناسنامهٔ شوهرش را به‌عنوان گروئی به من داد و گفت که او کارگر بنا است و در حین کار از دیوار افتاده و در خانه بستری است و یک هفته است که شام نداریم. 🔻 من آدرس او را گرفتم و به خانهٔ او وارد شدم. دیدم روی گلیمی نشسته و به شوهر مجروحش غذا می‌خوراند. اتفاقا قرار بود چند روز بعد با خانواده‌ام به برویم و دویست تومان پول پس‌انداز کرده بودم. رو کردم به علیه السلام و عرض کردم ای آقا! من یک وقتی دیگر به شما می‌آیم و آن وجه را به آن خانواده پرداختم. 🔻 من به خاطر انصراف از مورد ملامت خانواده‌ام واقع شدم. همان شب خواب دیدم وارد شدم ولی صحن امام پُر است و کسی را اجازهٔ ورود نمی‌دهند. در این میان دیدم خادم حرم جلو آمد و گفت: ایها الناس! راه دهید، راه دهید، مش رمضان آمده است. دیدم آن حضرت از داخل ضریح با من دست می‌دهد و می‌گوید خوش آمدی به خانهٔ ما. این‌جا فهمیدم عمل حکیمانهٔ من مقبول افتاده است. منبع: کتاب . ج۲. ص ۹۵ @safarvaname | سفر و نامه