#رمضان_الکریم_۱۴۴۵
#افطار_پنجم
#شهید_سجاد_عفتی
💠 بعد از تیر خوردنش بچه ها اومدن به کمکمون. خیلی خون ازش رفته بود.
فقط برگشت به یکی از رفقا گفت:
«بلندم کن رو زانوهام بشينم.»
برگشتم بهش گفتم: «واسه چی..؟! خون زیادی ازت رفته!»
که آقا سجاد گفت: «اربابم اومده! میخوام بهش سلام بدم...»
🎙راوی: همرزم شهید
📿 نثارش صلوات
🌐 سایت: b2n.ir/.Site
🔵 سروش+: b2n.ir/Sorosh
🟠 ایتا: b2n.ir/.Eitaa
#دبیرستان_هیئت_امنایی_ملاصدرا
#رمضان_الکریم_۱۴۴۶ | #افطار_پنجم
#شهید_سجاد_عفتی
💠 بعد از تیر خوردنش بچه ها اومدن به کمکمون. خیلی خون ازش رفته بود.
فقط برگشت به یکی از رفقا گفت:
«بلندم کن رو زانوهام بشينم.»
برگشتم بهش گفتم: «واسه چی..؟! خون زیادی ازت رفته!»
که آقا سجاد گفت: «اربابم اومده! میخوام بهش سلام بدم...»
🎙راوی: همرزم شهید
📿 نثارش صلوات
🌐 سایت | 🔵 سروش+ | 🟠 ایتا
#دبیرستان_هیئت_امنایی_ملاصدرا