#رمضان_الکریم_۱۴۴۵
#افطار_چهارم
#شهید_مهدی_باکری
💠 باران شدیدی باریده بود. شهید باکری که شهردار ارومیه بود متوجه خانهای شد که در حیاط آن، پیرزنی فریاد میکشید و کمک میخواست. جهیزیه دخترش که با سختی آن را جمع کرده بود، در زیرزمین مانده بود. مهدی به کمک دوستانش جلوی در، سد خاکی درست کردند تا آب بیشتری داخل خانه نیاید. چند لحظه بعد شیلنگ پمپ آتش نشانی در زیرزمین فرو رفت و آب مکیده شد. مهدی غرق گل و لای شده بود.
پیرزن گفت: «خدا خیرت بده پسرم. اون شهردار فلان فلان شده کجاست که یه کم از غیرت تو یاد بگیره!»
📿 نثارش صلوات
🌐 سایت: b2n.ir/.Site
🔵 سروش+: b2n.ir/Sorosh
🟠 ایتا: b2n.ir/.Eitaa
#دبیرستان_هیئت_امنایی_ملاصدرا
#رمضان_الکریم_۱۴۴۶ | #افطار_چهارم
#شهید_مهدی_باکری
💠 باران شدیدی باریده بود. شهید باکری که شهردار ارومیه بود متوجه خانهای شد که در حیاط آن، پیرزنی فریاد میکشید و کمک میخواست. جهیزیه دخترش که با سختی آن را جمع کرده بود، در زیرزمین مانده بود. مهدی به کمک دوستانش جلوی در، سد خاکی درست کردند تا آب بیشتری داخل خانه نیاید. چند لحظه بعد شیلنگ پمپ آتش نشانی در زیرزمین فرو رفت و آب مکیده شد. مهدی غرق گل و لای شده بود.
پیرزن گفت: «خدا خیرت بده پسرم. اون شهردار فلان فلان شده کجاست که یه کم از غیرت تو یاد بگیره!»
📿 نثارش صلوات
🌐 سایت | 🔵 سروش+ | 🟠 ایتا
#دبیرستان_هیئت_امنایی_ملاصدرا