eitaa logo
منادی
2.5هزار دنبال‌کننده
551 عکس
91 ویدیو
0 فایل
🔴 محفل نویسندگان منادی 🔴 اینجا محوریت با کتاب است و کلمه ارتباط با ادمین @m_ali_jafari8
مشاهده در ایتا
دانلود
رمالِ معروف جهل آنقدری جلو رفته که زهراخانم برای درمانِ نازایی‌اش به جای دکتر زنان، سراغ دعانویس می‌رود. مریم‌خانم برای باز کردنِ بخت دخترش، سراغ رمال رفته تا وردی بخواند و شاهزاده‌ای با اسبِ سفید از آسمان هفتم وسط خانه‌شان فرود بیاید. دخترکش را که نه تنها بی‌سواد نیست، بلکه دانشجوی دکتراست را خوشبخت کند. عشرت، اختلاف با شوهرش را نه پیش روانشناس که برای دعانویس معروفِ شهر برده‌ و اضافه کنید زنان و دخترانی که بی‌خبر از همسر و پدر به سراغ رمال معروف شهر رفته‌اند. فریدون، که البته اسمش چیز دیگریست اما من به لحاظ مصلحت اینجا فریدون صدایش می‌کنم، قرآن می‌داند. کتاب ادعیه می‌خواند و احتمالاً زیادی پیش رفته، ارتباطاتی با دنیای فرای انسانی و اجنه نیز برقرار کرده‌. او اما کارش را خوب بلد است. چند تایی سنگ دارد، که به گفته‌ی خودش انرژی‌ دارند. به هرخانم چند تایی می‌دهد، تا گوشه‌ی گلدان خانه‌شان بگذارد. قرار است سنگ‌ها انرژی منفی خانه را که این‌روزها همه به‌دنبال خارج‌کردن آن هستند، بیرون کند. عشرت و مریم و زهرا و اکرم‌خانم، همسایه‌ی دو تا کوچه آن‌طرف‌تر هم که اساساً آدم‌های ساده‌ای هستند و تلقین تاثیر زیادی روی زندگی‌شان گذاشته، ساده لوحانه فریدون و انرژی سنگ‌هایش را باور می‌کنند. عشرت، با خودش فکر می‌کند حالا که سنگ داخل گلدان است، بگذار زنانگی کنم، ناهار خوشمزه‌ای را برای خانواده بپزم. خوش‌اخلاقی شوهرش را نه به خاطر دست‌پختِ خوب ِخودش که به پای انرژی سنگ می‌گذارد. دفعه‌ی بعد با پول بیشتری سراغ فریدون می‌رود. کم‌کم فریدون شهره‌ی عام و خاصِ خاله، خان‌باجی‌ها می‌شود. تعداد مشتری‌هایش روز به روز بیشتر. آنقدری روی این‌خانم‌ها تاثیر گذاشته که آنها را بنده و عبد و عبید خودش کرده‌است. مزه‌ی پول حسابی زیر زبانش رفته از علوم‌انسانی و قرآنی به سراغ فنون هندی می‌رود. باز کردن چاکرا پیشنهادیست که به خانم‌ها می‌دهد. معتقد است به مرور هم بختِ دخترِ مریم‌خانم باز می‌شود و هم بد اخلاقی‌های شوهر عشرت خانم. همین، بهانه‌می‌شود برای نفوذِ بیشتر فریدون. و می‌شود آنچه که نباید… ! خدا می‌داند چند نفر دیگر نیز این بلا بر سر زندگی‌شان آمده که صدایش را در نیاورده تا آخر عمر با خفت‌ش دست و پنجه نرم می‌کنند. فریدون را مفسد فی الارض دانسته‌اند. تلاش‌های برای عفو و توبه و شکستنِ حکمش راه به جایی نمی‌برد. او تا آخرین لحظاتِ زندگی‌اش معتقد بود، برگزیده‌ای از جانب خداست و ماموریت دارد تا زندگی مردم را از فلاکت نجات بدهد. لطفاً لطفاً در کشاکش فرهنگی که دنیای مجازی به خوردتان می‌دهد، موقع جذبِ انرژی مثبت و دفع انرژی‌های منفی زندگی‌تان، کمی بیشتر مواظب باشید. بختِ هیچ دختری را تا به‌حال رمالی باز نکرده، مشکل نازایی را متخصص زنان حل می‌کند. روانشناس و روانپزشک کارشان را خیلی بهتر از دعا نویس بلد هستند. ✍️ محفل نویسندگان منادی https://eitaa.com/joinchat/2328953113C3e644bfcef
منوچهر تراپی منوچهر از هزار راه‌ مختلف شماره‌ی دخترهای جوان را پیدا کرده‌است. شماره‌ی زهرا را از پرونده‌ی بیمارستان، با هزار و یک حیله برداشته، شماره‌ی مریم را از طریق خاله‌اش پیدا کرده، شماره نسرین را پسر عمویش داده، شماره ناهید را از طریق مدرسه دخترش گیر آورده و همینطور دفترچه‌ی تلفن همراهش پر شده از شماره‌. به اسم دکتر و روان‌شناس و معلم با شماره‌ها تماس می‌گرفته‌. کمی کلمات قلنبه سلمبه به کار برده و اعتمادشان را جلب کرده. حالا که بحث تراپی داغِ داغ است، با هرکدام یک‌روشی را امتحان کرده. از مریم خواسته در مورد خلقیاتش بگوید، تا تراپی‌اش کند. از زهرا تعداد اعضای خانواده‌اش را پرسیده و ریز مشخصات خانوادگی‌شان را گرفته. از نسرین عکس اندام خصوصی‌اش را گرفته تا از راه دور مزاج‌شناسی‌اش کند و ناهید را مجبور کرده تا در وقت مشاوره از علایقش بگوید. گوشی منوچهر پر شده از عکس‌های خصوصی، اسکرینِ صفحه‌های چت و آدرس‌ خانه‌‌ها. هر کدام را یک‌جوری تهدید کرده تا به این رابطه ادامه بدهند. اگر هم کسی همراهی نکرد، تهدیدش می‌‌کرده به لو رفتن عکس‌ و چت‌های خصوصی. متن پیامک‌های پرینت‌شده‌ی روی پرونده را می‌خوانم. انتظار دارم اراجیف به هم بافته‌باشد. اما برعکس با همه مودب صحبت‌کرده. درست مثل یک آدم حسابی! انگار مزه‌ی پول‌های بی‌جایی که از جلسات چند ساعته‌ی مشاوره‌ گرفته، زیادی به دهانش مزه کرده. اما کم‌کم دخترهای جوان به خودشان آمده‌اند. یک‌جایی فهمیده‌اند که دارند تلکه می‌شوند. با گفتن رازهای مگو به خانواده‌شان، پرونده‌ی چند جلدی برای منوچهر تشکیل داده‌اند. حالا او محکوم به کلاهبرداری است. بدون داشتن مدرک‌تحصیلیِ درست‌درمان و تخصصِ مرتبط هم آبروی خانواده‌ها را برده و هم پول بی‌زبانی را به جیب زده‌است. لطفا در پیدا کردن افراد متخصص، درد دل کردن و اعتماد به هر تلفن و تماسی، کمی بیشتر دقت کنیم. ✍️ به محفل نویسندگان منادی بپیوند👇 https://eitaa.com/monaadi_ir