آدما بهت قول میدن که تو سختترین لحظات کنارت باشن؛ ولی یهو میبینی خودشون سختترین لحظات رو برات رقم زدن.
کی اولین بار اصطلاح " تو دلم دارن رخت میشورن " رو استفاده کرد؟! واقعا بهتر از این وجود نداره برای شرح حال.
بچین پرهای من را. به زمین خشک بدوزشان. با نخهایی از جنس سیم خاردار و نگاهی ترحمآمیز. نفرتت را به من ارزانی کن. میتوانی خونابهام را بو بکشی؟ تو حتی آفتاب را منعکس میکنی. بدنت سرد است. میتوانی بد باشی؟ میتوانی خشمگین باشی؟ نه. تو فقط پرهایم را به روحت میدوزی. آنها را منگنه میکنی به ملاجت. فکر میکنی روحت آنجاست؟ نه. هیچجا نیست. تو روحی نداری.
تنها رنج همانند کابوسیست که یک پرنده از قطع شدن بالهایش میبیند و یک ماهی با از دست دادن پولکهایش، وحشت از دست دادن واجبی که مقدر شده ولی ناگهان از دست میرود. ولی من به تو ایمان دارم، مرا از باتلاق خودپرستی بیرون میکشی و انسانیت را در گوشم زمزمه میکنی، و مگر عشق جز کمال رساندن دیگریست؟