اگه جدی جدی قراره بمونم باید خیلی چیزا رو تغییر بدم. منِ الان نمیتونه دووم بیاره. و من برای رقت انگیز بودن خستم.
امروز تونستم برای لحظه ای متوهم باشم
برای لحظه ای پرتویی از امید دیدم،
بعد ناگهان پرده ها کشیده شد
جنونم اما، آن را تو ساختی. برای توست. نمیدانم قرار است با من چه کند ولی، مسحور زخم هایی ام که بر روحم میاندازد و مشتاق مرهمی ام که تو دریغ میکنی.
لعنت به من، دوباره فراموش کردم.
نمیدانی.
تو هیچ نمیدانی.
Moonchild
جنونم اما، آن را تو ساختی. برای توست. نمیدانم قرار است با من چه کند ولی، مسحور زخم هایی ام که بر رو
The goddess of timing once found us beguiling
She said she was trying,
Peter was she lying?
My ribs get the feeling she did
نگاه گذرایی که خبر از آشنایی میده.
اما آشنایی نیستم مستحق ایستادن و دوباره نگریستن.
از کنارم رد میشن
من هرچی از لاشه ی آرزو ها ساختم روی ماسه ها ساختم و کسی بهم قول نداده دریا تا آخر آرام باقی میمونه