زمان:
حجم:
20.1K
زیر دیوارهای آواز...
زیر نورماه
کنار آسمون سیاه و آبی
بسیار نزدیک به جایی که پاهات ازش عبور میکنه:))))))))))))))))))))))))))))
"مونلایت-
زیر دیوارهای آواز... زیر نورماه کنار آسمون سیاه و آبی بسیار نزدیک به جایی که پاهات ازش عبور میکنه:)
اینو درحالی گوش میدم که سرمو چسبوندم به شیشه سرد، مردم پریشون احوالو نگاه میکنم و هات چاکلتمم مثل همیشه همراهیم میکنه
کتابی که نصفه رها شده بود تموم شد و الان بجای کتاب خودمو بین آهنگام رها میکنم
امشب خیلی شب آرومیه، تماما سیاه و بی هیاهو
راستی، باربارا کجاست؟ هنوز پیداش نکردم
تا حالا تولد کسیو باهاش تو یه شرکت کوچیک نسبتا سرد جشن گرفتید؟ اینطوریه که باید مواظب باشید خیلی سر و صدا نکنید و بلند بلند نخندید البته اگه نصف شب باشه، البته که من اصل دومو با توجه به اینکه وقتی درو باز کرد و با تعجب زل زد تو چشامون رعایت نکردم
جمع کوچیک 5 نفره ولی دوسداشتنی دیشب باعث میشه دلم از این تولدای عجیب غریب نصف شب توی شرکت بخواد، تولد خودم نبود ولی آخرش اینطوری بودم که
قطعا دیدن لبخند خسته کسی که تا دیروقت داره کار میکنه باعث میشه اینکه تا ساعت 3 بخاطرش بیدار موندین درحالی که فرداش خیلی درگیرین کلا محو بشه:)))
شکوفه، خود را به نسیم سپرد تا به دیدار ماه برود. اما از سوزش آتش عشق پرپر شد. شکوفه، خود را پیشکش ماه کرد تا درخشان تر بتابد و شب های ظلمانی زمین را با پاره های نورش، نور باران کند.
_سال نو مبارک پاره جگر ماه💙_
"مونلایت-
شکوفه، خود را به نسیم سپرد تا به دیدار ماه برود. اما از سوزش آتش عشق پرپر شد. شکوفه، خود را پیشکش ما
معصومه قشنگم:)))))))
میدونم برمیگردی، درواقع باید