ولی اینکه تو کلاس بین ۳۰ نفر ، فقط دو سه نفر رفیقت باشن و همون دو نفر هم امروز بفهمی صاف صاف وایسادن و پشت سرت هر چی از دهنشون در اومده بهت گفتن و تازه وقتی میبیننت ابراز علاقه و محبت بکنن بهت خیلی بده!!!
بیاین اینقدر دو رو نباشیم...!
امروز جوری طرف رو شستم گذاشتم کنار که خودم هم موندم !
و بد تر از همه اینکه دیروز کلی تاریخ خونده بودم
و سر کلاس وقتی استاد صدام زد بخاطر شرایط روحی بدی که ساعت قبلش برام پیش اومده بود و صورتم که از گریه و بغض سرخ شده بود گفتم نمیتونم پاسخ بدم و از کلاس رفتم بیرون.... !
و برام 1 گذاشت...:)
خود استاد تعجب کرده بود که چرا منی که همیشه داوطلب بودم اینبار اینجوری کردم !!!
و به نمره ی 1 راضی شدم...😄
و صد البته کسی که بخواد بخاطر اعتقاداتم از من رونده بشه همون بهتر که خودم بزارمش کنار!
ولی امید دارم...
امید دارم به تهش...
تهش کسایی برام میمونن که واقعا باید بمونن...
و وجودشون برام مهم و مفیده...(:
هدایت شده از ღܝ݆ߺیܝوܟܿطܝܣܢ̣ܝღ
جوری از چادر سر ڪردن دخترای ما به براندازا فشار میاد
انگار چادر رو سر ما نیست، دور گردن اوناست :)
#چادر
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
همه رو دارم از خودم میرونم...😅😁
حاجی من روزایی رو گذروندم تو دبیرستان که سر اعتقاداتم مشت هم خورده پا چشمم !!!
دیگه کنار گذاشتن یه سری آدمِ دو رو که چیزی نیست !!!
هدایت شده از هیـرش】
میترسم
از امروزها که احساس میکنم
تار و پودِریسمانِحُب ؛ در دلم
نامرئی شده
از امروزها که خبرِمحبتِارباب کمتر
به گوشِجانم میرسد ..
از امروزها که عشق در وجودم ناپیدا
شده
از امروزها که نمیدونم چه مرگمه
از امروزها که حالم ازش بهم میخوره
از همهیِروزهایِامروزها که دیگه
اون طهورایِمجنون و پیدا
نمیکنم تو خودم
از همهیِشبهایامشبها که میگردم
دنبالِراهکارِچهطور خوابیدنِباآرامش
و از همهیِروزهایِامروزها که میگردم
دنبالِراهکارِچهطور شب شدن
من خستم
چمه ؟ مسکسنشاسادسمشنط
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
میترسم از امروزها که احساس میکنم تار و پودِریسمانِحُب ؛ در دلم نامرئی شده از امروزها که خبرِم
چه جالب که از ترس های من میترسی...(:
این روزا دیگه حس میکنم دارم نمیتونم