با همین دست، به دستان تو عادت کردم
این گناه است ولی جان تو عادت کردم
جا برای من گنجشک زیاد است، ولی
به درختان خیابان تو عادت کردم
گرچه گلدان من از خشک شدن میترسد
به ته خالی لیوان تو عادت کردم
دستم اندازهی یک لمس بهاری سبز است
بسکه بیپرده به دستان تو عادت کردم
ماندهام آخر این شعر چه باشد انگار
به ندانستن پایان تو عادت کردم...
#علیاکبر_رشیدی
- @Moqlgh
تو نیستی که ببینی چقدر پاییز است
چقدر زندگی برگها غم انگیز است
مگر به قهر نگفتی که از تو بیزارم
چرا هنوز نگاهت محبتآمیز است؟
دلت درخشش یک سرزمین بیفاتح
دلم خرابهی بعد از هجوم چنگیز است
مرا چگونه فراموش کردهای ایدوست؟
ببین گذشتهات از خاطرات لبریز است
امید دیدن رویت تمام هستم بود
تمام هستی ما را ببین چه ناچیز است :)
#مجید_ترکابادی
- @Moqlgh
شرح غم دل سوختگان کار سخن نيست
زين سوزِ نهان،خلق به جز آه نديدند
#هوشنگ_ابتهاج
- @moqlgh
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بارون عزیزم !
لطفا طولانی تر ببار، من به زمانی بیشتری برای تسکین روحم نیاز دارم.
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم
او می رود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم
ما شهرتمان بسته به این است بسوزیم
با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشستهست
از غیرتمان بود، نوشتند حسودیم!(:
جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم
در حسرت پیراهن او پود به پودیم
پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خندهی او زود به زودیم!
بر سقف اگر رستن قندیل فراز است
ما نیز همانیم، فرازیم و فرودیم
یکروز میایدوبماند ک چه دیر است؛
روزیکهنفهمدکهچهگفتیموکهبودیم
بعد از تو اگر هم کسی آمد به سراغم
آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم...
#حامد_عسکری
- @Moqlgh
| مُغْݪَقْ |
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم او می رود و هر قدمش لاله و نسرین ما س
[ از درد ترک خورده و از زخم کبودیم ... ]
ای فصل غیر منتظرِ داستان من!
معشوق ناگهانی دور از گمان من
ای مطلع امید من، ای چشم روشنت
زیباترین ستارهٔ هفتآسمان من!✨
حس کردنیست قصهٔ عشقم نه گفتنی
ای قاصر از حکایت حُسنت بیان من
با من بمان و سایهٔ مهر از سرم مگیر
من زندهام به مهر تو ای مهربان من!
کی میرسد زمان عزیز یگانگی
تا من از آن تو شوم و تو از آن من :)
#حسین_منزوی
- @Moqlgh
شبانه های مرا میشود سحر باشی؟
و میشود که از این نیز خوبتر باشی؟
تداوم من و دریا و آسمان با تو
همیشگیست اگر هم تو رهگذر باشی
غروب و سوختن ابر و من تماشاییست
ولی مباد تو اینگونه شعله ور باشی
ببین چه دلخوشی ساده ای!همینم بس
که یاد من به هر اندازه مختصر باشی!
چقدر دفترکم رنگ و رو میگیرد
تو در حوالی این متن هم اگر باشی
دوباره جذبه به پرواز میدهد شعرم
کبوتران مرا گر تو بال و پر باشی
نگاه میکنی و من ز شوق میمیرم
همیشه بهر من ای چشم خوش خبر باشی
من عاشق خطری با توام خوشا آن روز
که بیدریغ توهم عاشق خطر باشی :)
#محمدعلی_بهمنی
- @Moqlgh
ای غم!
نمیدانم روز رسیدن
روزی گام که خواهد بود
اما درین کابوس خونآلود
در پیچ و تاب این شب بنبست
بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست!
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد؛
این من که در من
پیوسته میگرید!
در من کسی آهسته میگرید...
#هوشنگ_ابتهاج
- @Moqlgh