eitaa logo
| مُغْݪَقْ |
304 دنبال‌کننده
244 عکس
79 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیٺ توۍ چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم https://abzarek.ir/service-p/msg/1496174 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
ای فصل غیر منتظرِ داستان من! معشوق ناگهانی دور از گمان من ای مطلع امید من، ای چشم روشنت زیباترین ستارهٔ هفت‌آسمان من!✨ حس کردنی‌ست قصهٔ عشقم نه گفتنی ای قاصر از حکایت حُسنت بیان من با من بمان و سایهٔ مهر از سرم مگیر من زنده‌ام به مهر تو ای مهربان من! کی می‌رسد زمان عزیز یگانگی تا من از آن تو شوم و تو از آن من :) - @Moqlgh
شبانه های مرا میشود سحر باشی؟ و میشود که از این نیز خوبتر باشی؟ تداوم من و دریا و آسمان با تو همیشگیست اگر هم تو رهگذر باشی غروب و سوختن ابر و من تماشاییست ولی مباد تو اینگونه شعله ور باشی ببین چه دلخوشی ساده ای!همینم بس که یاد من به هر اندازه مختصر باشی! چقدر دفترکم رنگ و رو میگیرد تو در حوالی این متن هم اگر باشی دوباره جذبه به پرواز میدهد شعرم کبوتران مرا گر تو بال و پر باشی نگاه میکنی و من ز شوق میمیرم همیشه بهر من ای چشم خوش خبر باشی من عاشق خطری با توام خوشا آن روز که بی‌دریغ توهم عاشق خطر باشی :) - @Moqlgh
ای غم! نمی‌دانم روز رسیدن روزی گام که خواهد بود اما درین کابوس خون‌آلود در پیچ و تاب این شب بن‌بست بنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست! دردی‌ست چون خنجر یا خنجری چون درد؛ این من که در من پیوسته می‌گرید! در من کسی آهسته می‌گرید... - @Moqlgh
آهن دلی! وگرنه غزل های خویش را؛ بر کوه سخت خواندم و بسیار گریه کرد :) - @Moqlgh
زیر بارونم اگه گریه کنی حالت از چشم کسی پنهون نیست گیرم اصلا اشکاتو پنهون کرد پلک پف کرده که از بارون نیست - @Moqlgh
تو تنها میتوانی آخرین درمان من باشی و بی‌شک دیگران بیهوده میجویند تسکینم @moqlgh
دیگران، چون بروند از نظر، از دل بروند.. تو چنان، در دل من رفته، که جان در بدنی! ‌ - @Moqlgh
زندگی این روزها خواهی نخواهی مشکل است دورماندن از سیاهی و تباهی مشکل است پُرشده دنیای ما از ادعا،حرفِ دروغ پس دفاع ما ز جرمِ بی‌گناهی مشکل است عقل ودل گاهی تبانی می‌کنند و گاه جنگ انتخابِ مطمئن در این دوراهی مشکل است حال دل را از سکوتِ مبهمِ عاشق بپرس از درون‌ چاله،افتادن به چاهی!مشکل است می روم،شاید خودم را بعد از این پیدا کنم دل بریدن از خیال پوچ و واهی مشکل است شانه های استوارت را به فریادم رسان تکیه بر دیوارِ سستِ بی پناهی مشکل است عکس ماه افتاده در مرداب موّاجِ خیال کشف راز گردش چشمانِ ماهی مشکل است کاش می‌خواندی مرا در پیچ و تابِ این غزل رازِ دل گفتن،چه کتبی چه شفاهی مشکل است می کند صبحِ سپید از شامِ تنهایی طلوع فاصله بین ذغال و روسیاهی مشکل است:) - @Moqlgh
حس میکنم که له شده‌ام زیر پای کوه ! @moqlgh