« أَلانَ إنکَسَرَ ظَهرِي وَ قَلَّت حِيلَتِي وَ انقَطَعَ رَجائِي وَ شَمُتَ بِي عَدوِّي وَ الکَمَدُ قاتِلي »
« الان کمرم شکست و چارهام کم شد و امیدم قطع و دشمن مرا زخم زبان می زند و غصّه تو مرا می کشد.»
6451318d864cf45ab7e7f133_-4111979871672010968.mp3
زمان:
حجم:
6.2M
- مریضمُ دوام ابوالفضله!🖤
از خواهش لبهای او بی تاب شد آب
از شرم آن چشمان آبی آب شد آب
وقتی که خم شد نخلها یکباره دیدند
لبخند زد مَرد و پر از مهتاب شد آب
آنقدر بر بانوی دریا سجده میکرد
تا در قنوت آخرش محراب شد آب
زیباترین طرح خدا بر پردهها رفت
وقتی میان دستهایش قاب شد آب
یک لحظه با او بود اما تا همیشه
از چشمهای تشنهاش سیراب شد آب
آن تیرها، شمشیرها بارید و بارید
توفان گرفت و گرد او گرداب شد آب
تیر آمد و ... از حسرت مشکی که میمرد
مرداب شد، مرداب شد، مرداب شد آب
#تاسوعا
#محرم
- @Moqlgh
اگر گوشهٔ خلوتی پیدا کند
آبِ همهٔ دریاها را گریه خواهد کرد...
#عباس_معروفی
- @Moqlgh
کاسه شعر من از دست تو افتاد و شکست
عاشقان، فرصتِ خوبیست غزل جمع کنید
#علیرضا_آذر
- @Moqgh